سایه «عقاب آسیا» بر سر «کلینزمن»!
چهره هفته /احمدرضا عابدزاده

سایه «عقاب آسیا» بر سر «کلینزمن»!

نویسنده : مرتضی اخوان

 نام کامل: احمدرضا عابدزاده

تولد: 4 خرداد 45  زادگاه: آبادان لقب: عقاب آسیا قد: 190 سانتی‌متر شماره پیراهن: 1 باشگاه‌ها: هلال احمر، تام اصفهان، منتخب اصفهان، استقلال، پرسپولیس، سپاهان مربی‌گری در تیم‌های: سایپا، استقلال اهواز، پرسپولیس، استیل‌آذین

 

عقاب آسیا لقب شایسته‌ای است که به حق اعطاء شده است به دروازه‌بان افسانه‌ای فوتبال ایران؛ «احمدرضا عابدزاده»! احمدرضا پرحاشیه فوتبال ایران در خطه فوتبال‌پرور آبادان به دنیا آمد و روزی که در تیم «هلال احمر» این شهر فوتبال بازی می‌کرد حتی فکرش را هم نمی‌کرد روزی فوق ستاره دو تیم بزرگ سرخابی پایتخت شود. عابدزاده پله‌های ترقی را به طرز شگفت‌انگیزی سریع سپری کرد و با ویژگی‌های منحصر به فردی که داشت توانست خیلی زود به مرد شماره یک چهارچوب دروازه تیم ملی تبدیل شود. عقاب آسیا 3 سال برای استقلال گلری کرد و بعد 6 سال هم سنگربان قرمزهای پایتخت بود. شاید به همین خاطر است که کمتر هوادار سرخابی پیدا می‌شود که احمدرضا را دوست نداشته باشد. چهره این هفته‌مان اگرچه هم‌اکنون در آمریکا زندگی می‌کند اما بدون تردید حاشیه‌های بی‌پایان زندگی ورزشی‌اش آن‌قدر جالب هست که هیچکس عقاب آسیا را که امروز فرسنگ‌ها از خاک وطن دور است، فراموش نمی‌کند. 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ غافلگیری «کان» در روز خداحافظی

عقاب آسیا از معدود فوتبالیست‌های افسانه‌ای کشورمان بود که خداحافظی با شکوهی با فوتبال داشت. احمدرضا عابدزاده در دیدار خداحافظی‌اش که باشگاه پرسپولیس ترتیب داده بود، مقابل بایرن‌مونیخ به میدان رفت و در آن بازی چند دقیقه درون دروازه پرسپولیس قرار گرفت. عابدزاده در آن دیدار با چند حرکت نمایشی خاطره دل‌انگیزی از خود در ذهن هواداران فوتبال به جای گذاشت و برای همیشه از مستطیل سبز خداحافظی کرد. اما اتفاق جالب توجه آن دیدار برخورد غافلگیرکننده «اولیور کان» سنگربان اسطوره‌ای آلمان‌ها بود که شنیدن یا خواندن‌اش از زبان خود عقاب آسیا خالی از لطف نیست: «کان واقعا من را سورپرایز کرد، به هر حال او دروازه‌بان بسیار بزرگی است و بدون شک نامش در تاریخ فوتبال باقی می‌ماند. از آن‌جایی که ظاهر اولیور کان حالت خاصی داشت، خیلی‌ها فکر می‌کردند که او بسیار مغرور و خودخواه است اما وقتی مسئولین تیم بایرن به او گفتند که در این بازی یک بازیکن محبوب می‌خواهد از فوتبال خداحافظی کند بدون هیچ غروری هنگام تعویض به سمت من آمد و مرا در آغوش گرفت، که این برای من بسیار جالب و آموزنده بود...»!

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ عابدزاده و 54 ضربه شلاق!

ماجرا به مصدومیت عابدزاده در بازی ایران و چین تایپه برمی‌گردد. سال 72. آن‌موقع دکتر مددی پزشک جراح پای احمدرضا را جراحی می‌کند و ظاهرا بعد از عمل احمدرضا از طریق پزشکان آلمان متوجه می‌شود پایش کوتاه و بلند شده است. عابدزاده در مصاحبه‌ای این مسئله را به رسانه‌ها می‌گوید و اضافه می‌کند: «پزشکان آلمانی گفتند اگر این اتفاق در آلمان بیفتد پزشک را اعدام می‌کنند...» همین جمله عقاب آسیا کار دستش می‌دهد و دکتر مددی از او شکایت می‌کند و دادگاه عابدزاده را به 54 ضربه شلاق محکوم می‌کند! اما مگر می‌شود عقاب آسیا را شلاق زد؟! این حکم چندی بعد در دادگاه دادسرای کارکنان دولت لغو و به دو میلیون تومان جریمه نقدی تبدیل می‌شود.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ عقاب آسیا بالای سر پسر کلینزمن

عابدزاده شیوه زندگی جالبی هم دارد. وقتی او در ایران است پسرش در آمریکاست و حالا که امیر در پرسپولیس و ایران است، احمدرضا به آمریکا رفته است و آن‌جا زندگی می‌کند! کسی چه می‌داند میان این پسر و پدر چه می‌گذرد؟! عابدزاده اکنون علاوه بر این‌که مربی دروازه‌بان‌های تیم «لوس‌آنجلس بلوز» آمریکاست، در یک آکادمی هم مربیگری می‌کند که جالب است بدانید در این آکادمی مربی پسر «یورگن کلینزمن» مربی اسبق تیم ملی فوتبال آلمان و ستاره روزهای نه چندان دور ژرمن‌ها هم هست. احمدرضا در مورد آخرین ملاقات‌اش با کلینزمن می‌گوید: «دوستان به یورگن گفته بودند که من دروازه‌‌بان ایران بوده‌ام. کلینزمن هم من را شناخت. جلوی همدیگر بازی کرده بودیم و یادش بود...»

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ پدر، پسر، دختر، همسر...

خانواده 4 نفره احمدرضا عابدزاده همه و همه با فوتبال آشنا هستند. آن‌ها جنس‌شان فوتبالی است و جالب‌تر آن‌که هیچکدام از چهارچوب دروازه دل نمی‌کنند. شاید جالب باشد بدانید علاوه بر احمدرضا عابدزاده و پسرش امیر که اکنون در جمع سرخ‌پوشان پایتخت است، «نفیسه لطیفیان» همسر عقاب آسیا هم در تیم فوتسال هنرمندان گلر است و دخترش «نگار عابدزاده» نیز دروازه‌بانی فوتبال می‌کند! بدون شک از چنین پدر و همسری، چنین خانواده‌ای پدید می‌آید!

 

نظرات کاربران
کد امنیتی