سرطان سرقت، پیکره فرهنگ ما را در برگرفته است
گفت‌وگویی با عرفان نظرآهاری درباره پدیده کتابسازی و سرقت ادبی

سرطان سرقت، پیکره فرهنگ ما را در برگرفته است

نویسنده : سید مصطفی صابری

ماجرا از حدود یک ماه قبل آغاز شد، وقتی که خبری مبنی بر استفتای خانم عرفان نظرآهاری از مقام معظم رهبری درباره حکم استفاده بدون اجازه از آثار دیگران و پاسخ رهبری منتشر شد، از آن زمان بود که پیگیری‌های خانم عرفان نظرآهاری نویسنده نام آشنای کشورمان که او را با آثاری چون «نامه‌های خط خطی»، «چای با طعم خدا»، «لیلی نام تمام دختران سرزمین من است»، «در سینه‌ات نهنگی می‌تپد» و... می‌شناسیم برای مبارزه با استفاده بدون اجازه و ذکر نام از آثار دیگران، شکل جدی‌تری به خود گرفت تا این‌که ایشان از تهدید شدنش توسط عده‌ای که در امر کتابسازی و سرقت ادبی فعال هستند و با این پیگیری‌ها منافع‌شان به خطر افتاده، خبر داد، پیش از این‌ها هم برای بسیاری از کسانی که اندک مطالعه‌ای داشتند جای تعجب داشت که چه‌طور افرادی که داعیه کار فرهنگی و خدمت به مردم را دارند به این راحتی به خود اجازه می‌دهند تا آثار برتر نویسندگان داخلی و خارجی را بدون کسب اجازه یا حتی ذکر منبع در آثار خود گردآوری کنند و جالب‌تر آن‌که وقتی تنها در جایگاه یک گردآورنده هستند این مجموعه را به نام خودشان و آن‌هم تحت عنوان کتاب‌های روان‌شناسی منتشر کنند و بعد هم مدعی شوند آثارشان باعث تحول مخاطب شده است، اما گویا در چند وقت اخیر پا را از این هم فراتر گذاشتند و به راحتی به تهدید مالباختگان فرهنگی اقدام می‌کنند، مجموعه این اتفاقات باعث شد پای صحبت عرفان نظرآهاری بنشینیم که به خاطر نوع قلم و اقبال بسیاری که مخاطبان از آثار او داشتند شاید مورد بیشترین سرقت فرهنگی قرار گرفته و حالا هم در خط مقدم برخورد با این ماجرا است. 

 از عمر کتابسازی و سرقت ادبی به‌خصوص از آثار شما چند سالی می‌گذرد، چه شد که در چند وقت اخیر به طور جدی پیگیر ماجرا شدید؟

 از عمر سرقت‌های ادبی البته قرن‌ها می‌گذرد، عمری به قدمت کتابت و نگارش! اما در بسیاری از کشورهای جهان سال‌هاست که این بی‌اخلاقی به شکلی قانونمند مهار شده است. اما در کشور ما هر روز این پدیده زشت اجتماعی شکلی قبیح‌تر از گذشته به خود می‌گیرد و در ابعادی وسیع‌تر شیوع پیدا می‌کند، سرطان سرقت پیکره فرهنگ ما را در برگرفته است. نبود پیگیری‌های حقوقی و قانونی، آسان‌گیری متولیان فرهنگی و حساسیت نداشتن جامعه نسبت به این موضوع، احساس امنیتی را برای سارقان فرهنگی فراهم کرده که هر روز وقیحانه‌تر از قبل دست به این عمل می‌زنند. من هم چند سالی است که به اشکال مختلف درگیر مواجهه با کسانی هستم که مطالبم را به سرقت می‌برند و بی‌اجازه و بدون ذکر نامم از مطالبم به صورت کتاب، سی دی صوتی، متن نمایش‌نامه و... استفاده می‌کنند و همه این‌ها را بارها و بارها به فروش می‌رسانند. البته این موضوع تنها ماجرای من نیست، گروهی سودجو هستند که کتاب‌های پرفروش را رصد می‌کنند و بعد مطالبی از این کتاب‌ها جمع آوری می‌کنند و نام خود را بر روی آن می‌زنند. من سال‌ها از طریق وکلای خودم این موضوع را پیگیری می‌کردم اما به علت شیوع بیش از حدش ترجیح دادم ماجرا را با رسانه‌ها هم در میان بگذارم تا هوشیاری جامعه هم به این موضوع بیشتر شود و هم مسئولان قدری در جست‌وجوی درمان برآیند. 

 بسیاری از همکاران شما که با این مشکل مواجه هستند این اتفاق را در فضای نشر کشور غیر قابل پیشگیری می‌دانند و پیگیر اعاده حقوق مادی و معنوی آثارشان که مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد نیستند، چرا؟ 

 این تخلف هم مثل هر جرم و تخلف دیگری قابل پیگیری است، هم در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و هم در دادگاه فرهنگ و رسانه. چرا که طبق ماده 23 و 24 قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان، استفاده بی‌اجازه از اثر کسی جرم است و از 6 ماه تا 3 سال حبس تادیبی دارد، اما نداشتن شناخت از این قوانین باعث پیگیر نبودن می‌شود و فرصت را برای مجرمان مهیا می‌کند. 

 بعد از پیگیری‌های شما، چند نفر دیگر از اهالی قلم هم پیگیری‌هایی انجام دادند، به نظر شما می‌توان امیدوار بود با خط شکنی شما، موجی در این زمینه ایجاد شود و حتی آن‌هایی که دلسرد شده بودند در پی احقاق حق خود باشند؟ 

 بله حتما همین طور است. پیگیری حق و حقوق ضایع شده و جبران آن می‌تواند انگیزه‌ای باشد برای آسیب دیدگان فرهنگی و هراسی برای متجاوزان و سارقان این عرصه. وقتی هر هنرمند در طلب حق خود برآید یقین داشته باشید کمتر کسی جرأت خواهد کرد به قلمرو او تعرض کند. اثر هر هنرمندی حیثیت و ناموس اوست، باید برای دفاع از آن بجنگد. چرا که وظیفه و رسالت هنر مبارزه با پلشتی و دفاع از حقیقت و راستی است. 

 چرا با وجود قوانین مشخص و از آن مهم‌تر منع شرعی استفاده از آثار دیگران بدون اجازه و ذکر منبع، افرادی که خود را چهره‌های فرهنگی می‌دانند، می‌توانند بدون نگرانی به این روند ادامه دهند؟ چرا قوانین جنبه عملیاتی و بازدارنده‌ای ندارد؟ 

 این سؤالاتی است که من به عنوان مالباخته فرهنگی نمی‌توانم به آن جواب بدهم. پاسخ را باید از مجریان قانون و دستگاه‌های ذی‌ربط که هدف‌شان حفظ و صیانت از حقوق هنرمندان است بپرسید. 

 گویا در این باره فرض متولیان امر بر این است که تا فردی از محتوای اثری شکایت نکند روند مجوز و تجدید چاپ با خللی مواجه نخواهد شد، به نظر شما چنین نگاهی موجب استمرار کتابسازی و سرقت ادبی به‌ویژه در بین ناشران گمنام نخواهد شد؟ 

 متاسفانه همین طور است، این کار نوعی سهل انگاری و کوتاهی است و نادیده انگاشتن شرع و قانون است و از آن بدتر نهادینه کردن بی‌اخلاقی، قانونی کردن سرقت و کتابسازی است! 

 به نظر شما چرا مخاطبان بازار نشر با وجود آن که باید به مخاطبان حوزه‌هایی مثل سینما، موسیقی، نرم‌افزار و... به پدیده سرقت حاصل تلاش یک نویسنده توسط گردآورنده‌هایی که خود را مولف می‌نامند حساس باشند اما آن‌طور که باید و شاید دقت نظر لازم را در این باره ندارند و زمینه رونق بازار چنین آثاری را فراهم می‌کنند؟ 

 این بی‌توجهی نوعی بی‌اخلاقی نهادینه در جامعه است. نادیده گرفتن آموزه‌های دینی و زیر پا گذاشتن حق الناس است. مسئله‌ای که نه قانون آن را تایید می‌کند نه اخلاق نه شرع. اما شیوع و تکرارش باعث شده که زشتی و قبح آن دیده نشود، یعنی سرقت روح و جان و اندیشه و عمر و کلمه و زندگی یک انسان که دغدغه فرهنگ و دانش و روشنگری دارد به امری عادی بدل شده و این دردناک است و فاجعه یک جامعه است، حتی تباهی و نابودی انسانیت است. 

 ریشه‌های اصلی ماجرا را در چه می‌دانید، بی‌استعدادی افرادی سودجو، بی‌توجهی مسئولان و ضعف قوانین یا ...؟ 

 همه این‌ها هست. عده‌ای سودجو می‌خواهند ره صد ساله را یک شبه طی کنند، پس با فریب جامعه و تعرض و تجاوز و غارت دارایی روحی و معنوی دیگران این کار را می‌کنند. این افراد در همه جای دنیا و در همه اصناف هستند اما راهکارهای قانون مهاری است بر این افسار گسیختگی که این‌جا به قدر کافی نیست.

 با توجه به این‌که تصور رایج در کشور ما از عنوان مولف کسی است که کتاب را نوشته است، در برخی آثار به وضوح با تعداد بالایی داستان و... مواجهیم که نمی‌تواند تولید یک نفر در مدت کوتاهی باشد، مگر گردآوری شده باشد، استدلال مسئولان فرهنگی برای دادن مجوز به چنین آثاری چیست؟ 

 این سؤال من هم هست کاش از مسئولان بپرسید!

نظرات کاربران
کد امنیتی