روزمره آنلاین
روزمره آنلاین

روزمره آنلاین

نویسنده : نرگس رضاپور

مقدمه

وبقبر سایتها!/ قبلا از فراخوانهای متعددی که در دنیای مجازی برای ختم قرآن و صلوات درگذشتگان برگزار میشد گفتهایم. این قبیل فراخوانها بیشتر برای مرحوم شدههای خاص برگزار میشود، یعنی آنها که به دلایل خاص مردهاند، یا افراد بزرگی بودهاند و یا نسبتی با بزرگان داشتهاند و... اما این هفته در وب‎گردی به آرامگاه مجازی برخوردیم که خاص و عام ندارد! هرکس میتواند درآنجا یادی از مردههایش بکند. البته چنین وبسایتهایی اگر از سوی نهادهای مربوط مدیریت شود، امکان صحتسنجی بیشتری خواهد داشت. به این ترتیب برای پیدا کردن متوفای مورد نظر نیز میتوان به وبسایت قبرستان مربوطه مراجعه کرد.

 

از وبلاگ «وصیتنامه»

مهران/ عزیزم اینجا چه میکنی؟ لبخندی بر صورت آسمانیش جاری شد، سرش را با معصومیتی ازلی به زیر انداخت... عاشقم! آنقدر کوچک بود، که پاسخش من را مبهوت کند... عاشق کی؟ معلومه، عاشق امام! لحظهای ترنم زیبای اشک در چشمانش جاری شد، انگار موجی از نور، قطرات اشکش را به آسمان متصل میکرد... کجا میروی؟ انشالله، میریم تا راه کربلا باز بشود! عکسی به یادگار از صورت نیلگونش گرفتم، اما لحظاتی بعد، وقتی با پیکری که نقش هزار زخم را بر خود داشت روبرو شدم، چشمانم به اشک نشست و شانههایم بیامان لرزید... نازنینم، حالا دیگر قول میدهم که مبهوت نشوم، حالا میفهمم برای عاشق، ماندن جایز نیست، ولی چه زود به دیدار معشوق شتافتی، حالا دیگر راه کربلا باز شده، بیعلت نبود امام عاشق شما بود... عزیز دلم، من که روزگاری در کنار شما زندگی کردم، حالا دیگر پیر شدهام، حالا دیگر دوست دارم روزها زودتر سپری شوند، شاید به آستان دیدنت نائل شوم، از تو چه پنهان، بعضی وقتها احساس میکنم بدون تو حتی اگر همه زیباییها را در چشمان بیفروغم جای بدهم، باز دلم ناتمام میماند.

 

از وبلاگ «اسیر شماره 6143»

 30 سال قبل/ درچنین روزهایی وارد منطقهای شدیم به نام مقر خاکی و کمکم داشتیم آماده میشدیم برای یک عملیات سخت و سنگین و سرنوشتساز، یعنی عملیات والفجر مقدماتی که در تاریخ 21 بهمن 61 انجام گرفت و ما در آن عملیات به اسارت دشمن درآمدیم. گفتم داشتیم آماده میشدیم، چهطور و چگونه؟ تمرینهای سخت نظامی از جمله دو و ورزش سنگین صبحگاهی، چندین گردان، هر روز صبح بعد از نماز حدود 40 کیلومتر میدویدیم! نوجوانان 16-15 ساله،40 کیلومتر دوندگی روزانه به اضافه تمرینهای سنگین نظامی! آنهم باچه شور و اشتیاقی. اگر میخواستند کسی را تنبیه کنند، او را تهدید میکردند به بازگرداندن به شهر و استان خودش!

 

از وبلاگ «مهدی جان»

هشت سال انتظار/ هشت سال امید، هشت سال آرزو، هشت سال چشم انتظاری برای مادر شدن، هشت سال ثانیهها را شمردن برای یک شب مادر بودن، عاقبت سهم او از مادر بودن فقط به اندازه همان یک شبی بود که کودکش را در آغوش گرفت و بوسید و آرام خوابید، فردا پسر مادر نداشت...

 

از وبلاگ «دلنوشتههای یک مشهدی»

خندهام میگیرد/ بعد این همه سال، 400 تا دوست اینترنتی داشته باشی،200تا هم شماره تو گوشیت از دوست و آشنا و... اما هیچ کی جز بانک و فیسبوک و چند تا موسسه دیگر تولدت یادشان نباشد...

 

از وبلاگ «هابیل»

ما یاد نگرفتهایم/ ما یاد نگرفتهایم که به جا و به اندازه محبت کنیم. نه فقط کم و کیف آن، که جنس محبت کردن هم. مادران، خواهران، همسران و دختران بسیاری از ما، آنقدر که شاید و باید محبت ندیده و نمیبینند. محبتی که آدم باید زیر زبانش مزمزه کند و شیرین بیاید. قوت غالب باشد. مرد نیاز دارد به اینکه به چهار زن دور و برش محبت کند و سرشارشان کند و لبریز. این میتواند مرد را به تعادل نزدیک کند. زن را نیز هم. زن که لبریز شد، میتواند خواهری کند، مادری کند، دختر خوب بابا باشد و همسر واقعا همسر. اصلش، مردی که به اندازه لازم محبت نکند و زنی که به اندازه کافی محبت نچشد، ناقص است. در گیر بحران است و اصلا خودش بحران میشود برای جامعه.

 

معرفی وبلاگ: «آرامگاه مجازی»

http://www.3noqte.com/aramgah/

 «برای آمرزش گناهان و یادی از گذشتگان گلبرگ فاتحهای به همراه درود بر پیامبر و خاندانش پیشکش کنیم و رد پایی از گذشتگان خود در این آرامگاه مجازی بر جای گذاریم.» این پست ثابت وبسایت این هفته است. پستهای متغیر آن مشخصات مردههایی است که در این آرامگاه مجازی ثبت شده است. وب سایتی که این هفته گذاشتیم یک وب سایت فرهنگیمذهبی است که بخشی را با عنوان آرامگاه مجازی به مردهها اختصاص داده است. بخشی که تاکنون بیش از 8380 عضو مرده دارد. بخشهای جستجو در آرامگاه، افزودن نام به آرامگاه و اهدای صلوات به درگذشتگان از دیگر بخشهای این وب سایت خاص است.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
kavir
kavir
٩١/١٠/٢١
٢
٠
یه وقت نیای وبم ها . همه شانس دارن ما بادنجان