روزي براي من

روزي براي من

نویسنده :

اين که آدم‌ها، روزها را مي‌سازند يا روزها آدم‌ها را، ماجرايي است شبيه اول مرغ بود يا تخم مرغ! مي‌شود گفت شرافت روزها به آدم‌هايش است، آدم‌هايي که توي اين روزها به دنيا آمده‌اند يا از دنيا رفته‌اند و يا اين روزها به نام‌شان ثبت شده ولي انگار در حال حاضر، اين «روزها» هستند که آدم‌ها را مي‌سازند، به آن‌ها ارزش و اهميت مي‌دهند و براي‌شان جايگاه تعيين مي‌کنند. حالا ما تمام سال منتظريم تا به روز مادر برسيم و ياد مادرمان بيفتيم، روز پدر بشود تا ياد باباي مهربان‌مان باشيم، روز معلم بيايد و به ياد معلم‌هاي قديمي و معلم‌هاي دور و برمان باشيم و روز کارگر هم به ياد حقوق له شده و زير پا مانده قشر کارگر.

حالا اين وسط نمي‌دانيم خودمان کي هستيم و چه روزي به اسم ما مي‌شود و ما چه روزي را مي‌توانيم بزنيم به نام خودمان و اين از آن مشکلات اساسي دنياي جديدمان است، که ممکن است روز دانشجو را به ما تبريک بگويند و روز مهندس را و روز خبرنگار را و چند تا از اين چيزهاي ديگر که ظاهرا هيچ کدام‌شان به ما نمي‌چسبد. اگر خوب دوروبرتان را نگاه کنيد، مي‌بينيد گاهي مجبوريد روز مهندس را به يک منشي تبريک بگوييد، روز کارمند را به يک راننده آژانس، روز معلم را به يک کاسب مغازه‌دار، روز پزشک را به يک بساز و بفروش و از اين موارد که خودتان بهتر مي‌دانيد.

حالا ديگر فقط روزها هستند که بعضي از ما را ياد يک قسمت مهم از زندگي‌مان مي‌اندازد. قسمتي که مربوط است به دوران تحصيلاتمان، تحصيلاتي که قرار بود يک تکه از ما باشد و حالا شده است يک خاطره، يک موضوع نوستالژيک و يک بازي ذهني که هر از چند گاهي مي‌رويم و سراغش را مي‌گيريم، شايد موضوع هنوز خيلي عميق نشده باشد ولي به‌هر حال جدي است و تا چند سال ديگر معلوم نيست چند تاي ديگر از اين موارد را نام ببريم، روزهايي که مال ما نيستند، روزهايي که برمي‌گردند به خاطرات ما، خاطرات چندين سالي که صرفشان کرديم تا شديم آن روز، بعد خودش را رها کرديم و روزش را محکم چسبيديم. انگار روزها هم مثل عناوين و القاب و شاخص‌ها و مقام‌ها فقط اسم هستند و مال ما نيستند. حالا روزها هم يک اسم هستند که مي‌آيند و مي‌روند و تمام مي‌شوند. بعضي‌هاي‌مان داريم مي‌گرديم دنبال يک روز که به نام ما باشد، بعضي‌هاي‌مان داريم روزها را از خودمان مي‌تکانيم و بعضي‌هاي‌مان منتظريم اين روزها از راه برسند تا ما به ياد آدم‌هاي آن روزها بيفتيم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ناصرخان آکتور سینما

عقب‌گردات قشنگه!

٩٦/٠٣/٢٥

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

٩٦/٠٣/٢٥
برگزیده سایت

لُبّ مطلب را زود رو نکنید

٩٦/٠٣/٢٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 490

٩٦/٠٣/٢٥
مینی

مینی 490

٩٦/٠٣/٢٥
آنتن

جان مدیر اجرایی در خطر است!

٩٦/٠٣/٢٥
شاخ هفته

این آینه دل نشکن

٩٦/٠٣/٢٥
حکایت هفته

اندر باب مریدان و احوال استادنا مایلی کهن

٩٦/٠٣/٢٥

لوگان، ابرقهرمانی بدون شنل و ناامید

٩٦/٠٣/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 490

٩٦/٠٣/٢٥
جارچی

جارچی 490

٩٦/٠٣/٢٥
درباره 4 صعود دشوار و سخت تیم ملی ایران به جام جهانی

معجزه تخصص ماست!

٩٦/٠٣/٢٥
گفت وگوی «جیم» با مریم نوابی‌نژاد، ایده‌پرداز سابق «ماه عسل» که حالا برنامه «هزارداستان» را برای شبکه ن

جامعه ما عشق و امید کم دارد

٩٦/٠٣/٢٥
کافه جهان نما

یاسوج، دیاری که بوی گل یاس می‌دهد

٩٦/٠٣/٢٥
جانونی

به احترام نان! مادر غذاها...

٩٦/٠٣/٢٥
پایان‌نامه

یک یادآوری سخت

٩٦/٠٣/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 490

٩٦/٠٣/٢٥
درباره صعود مقتدرانه تیم ملی کشورمان به جام جهانی 2018 روسیه

رفتیم جام جهانی!

٩٦/٠٣/٢٥
گروه‌های تروریستی چگونه شکل می‌گیرند، هدفشان چیست و چه سرانجامی دارند؟

چرخه تروریسم

٩٦/٠٣/٢٥
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات