گم شده در شلوغی ها
محرمانه

گم شده در شلوغی ها

نویسنده : صدیقه سادات بهشتی

رها شده‌ام. توی شلوغی و ترافیک خیابان تنها مانده‌ام. مانده‌ام وسط هیاهوی خیابان با صدای بوق ماشین‌ها، فریاد و فحش چند راننده که خانم حواست کجاست! جلوی پایت را نگاه کن! حواسم نیست آن قدر دور خودم می‌چرخم، آن قدر تنه می‌خورم، آن قدر مات و مبهوت می‌مانم و آن‌قدر بین ماشین‌ها و آدم‌ها جا عوض می‌کنم تا بالاخره چشم‌هایم به ثابت ماندن عادت می‌کند، عادت می‌کند یک جا روی یک چیز ثابت متمرکز بماند و سیاه و تاریک نشود، بین دود و شلوغی تنها نشان آشنایی که می‌بینم گلدسته‌های حرم است که می‌فهمم‌شان، که بارها و بارها از زاویه‌های مختلف دیدم‌شان. تا به خودم می‌آیم توی حرم هستم. توی یکی از صحن‌های نزدیک به ورودی نشسته‌ام و گریه می‌کنم، صدای گریه‌ام خیلی بلند است، دست خودم نیست، صدای گلویم و اشک‌های چشمم هیچ کدام‌شان به اختیار من نیستند. توی سرم پر از صداست، صدای بوق ماشین، صدای ترمز، صدای تلویزیون، صدای راننده تاکسی، صداهایی که نمی‌گذارد آرام بگیرم، نشسته‌ام روی زمین، سردی زمین تا مغز استخوانم را پر می‌کند، بلند نمی‌شوم، نزدیک به خودم صدای خوبی را می‌شنوم، صدایی که دارد قرآن می‌خواند، شاید دعا، شاید هم عربی حرف می‌زند و درد دل می‌کند، صداها کم می‌شوند و فقط صدای آرام زمزمه صلوات را کنار گوشم می‌شنوم، صلوات خاصه امام رضا(ع) و سردی چادری که کنار صورتم است و باد ملایمی آن را به صورتم می‌زند، صدا قطع نمی‌شود، سرم را به چادر تکیه می‌دهم و چشم‌هایم را می‌بندم و باز می‌کنم، حالا فقط گلدسته‌ها را می‌بینم و فقط صدای صلوات را می‌شنوم... حالا همه جا آرام است، آرام می‌شوم و سرم را از روی بالش بر می‌دارم... این خوابی است که شب‌های زیادی می‌بینمش، درست از زمانی که دیگر نمی‌توانم هر وقت اراده کردم بروم زیارت امام رضا(ع)، درست از زمانی که دیگر مشهد نیستم، شب‌های زیادی توی خواب گم می‌شوم، توی شلوغی گم می‌شوم و هیچ کس و هیچ جا را نمی‌شناسم، انگار همه مردم و همه شهر می‌خواهند من را توی خودشان، توی شلوغی و بی مهری‌شان گم کنند، گم می‌شوم و فقط با یک نشانه پیدا می‌شوم، تنها نشانه‌ای که هر شب توی هزارتوی خوابم می‌بینم و پیدا می‌شوم، 2 تا گلدسته است، گلدسته‌هایی که چراغ راه می‌شوند برای منی که توی شلوغی‌های روز و شبم گم شده‌ام. 

می‌پرسم این خواب معنی‌اش چیست؟ می‌گوید: معلوم است دیگر، این که تعبیر نمی‌خواهد، امام چراغ است، تو چراغت را گم کرده‌ای، وگرنه چراغ همیشه روشن است و هر وقت و از هر جا که اراده کنی می‌شود روشنی‌اش را ببینی، این چراغ از آن چراغ‌ها نیست که بگذاریش لب تاقچه، همه جا هست، توی همه شهرها، اراده کنی روشنی‌اش را می‌بینی، توی همان شهری که هستی و بین همه شلوغی‌ها...

نظرات کاربران
کد امنیتی
kavir
kavir
٩١/١٠/٢٠
١
٠
چه خدای عاشقی که گناه میخرد و بهشت میفروشد و ناز بنده را میکشد خداوندا!در این آخر صفر به حق خون حسین ابن علی به دردهای دل زینب به غربت امام هشتم و به حرمت آقا رسول الله خواننده ی این متن و عزیزانش را در زمره بهترین بندگانت و مایه مباهات فرشتگانت قرار ده و حاجات خیرش رابرآورده ساز
لیلا_ا
لیلا_ا
٩١/١٠/٢٣
٠
٠
الهی آمین.... از تون خیلی متشکرم
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/٢٥
٠
٠
بی اغراق باید قلمتان را بوسید واقعا لذت بردم کیف کردم از خواندنش!
Em Ad
Em Ad
٩١/١٠/٢٦
٠
٠
فضا سازیتون حرف نداشت ...! ایول .
پربازدیدتریـــن ها
حاشیه‌سازی و زرد بازی در برنامه‌های اینترنتی و فضای مجازی تا کجا؟!

زردهای اینترنتی!

٩٦/٠٥/٠٥

۳ برنامه موفق گفت‌وگو محور سال‌های نه چندان دور تلویزیون

٩٦/٠٥/٠٥
وقتی برنامه‌های گفت‌و‌گو محور زرد زرد زرد می‌شوند

مهمان داريم چه مهمانى!

٩٦/٠٥/٠٥

ما و یک مد جهانی!

٩٦/٠٥/٠٥

خاله مردکی!

٩٦/٠٥/٠٥
برگزیده سایت

توصیف چقدر نیاز است؟

٩٦/٠٥/٠٥
شاخ هفته

دنیایی با مادرهای کتاب خان

٩٦/٠٥/٠٥
چهره هفته

ژن خوب کی بودی تو؟

٩٦/٠٥/٠٥
چرا اولین فیلم سینمایی مهران مدیری، به رغم رکوردشکنی‌ها، انتظار مخاطب را برآورده نمی‌کند؟

خمیازه در 5 عصر

٩٦/٠٥/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 496

٩٦/٠٥/٠٥
داستان انتخاب هنرمندانه و جسورانه دکتر احمد نادعلیان

دنیا ساختنی‌ ست با دست‌‌ و‌ دل خودت...

٩٦/٠٥/٠٥
فتوچاپ

فتوچاپ 496

٩٦/٠٥/٠٥
دات کام

موزیک‌رایگان با کم‌ترین حجم ممکن

٩٦/٠٥/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 496

٩٦/٠٥/٠٥
کافه جهان نما

لبنان،سرزمین آواز و زیتون

٩٦/٠٥/٠٥
آنتن

عذاب وجدان طنزنویسان!

٩٦/٠٥/٠٥
شگرد خفن

گوشیتونو درست شارژ کنید!

٩٦/٠٥/٠٥
جارچی

جارچی 496

٩٦/٠٥/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و عمل سنگین

٩٦/٠٥/٠٥
مینیمال

ریال بالاخره رفت؟

٩٦/٠٥/٠٥
تبلیغات