صدا، نور فرار...
مروري بر تعدادي از فيلم‌هايي که به فرار دختران پرداخته‌اند به بهانه اکران مرهم

صدا، نور فرار...

نویسنده :

در هياهوي سيل‌آساي فيلم‌هاي روي حوضي که هدفي جز خنداندن تماشاگر ندارند (که البته در همين يک هدف هم موفق نمي‌شوند) اکران فيلم‌هايي مانند «مرهم» به کارگرداني «عليرضا داودنژاد» مي‌تواند مرهمي باشد بر زخم تازه سينماي ايران که مدت‌هاست از روزهاي اوج خود فاصله گرفته است. در اين ستون قصد پرداختن به فيلم سينمايي مرهم را نداريم چرا که اين مسئوليت را برعهده «قاب جادويي» گذاشته‌ايم که طي يادداشتي نقاط قوت و ضعف و عوامل مهم در استقبال از اين اثر سينمايي را به نگارش درآورد؛ با اين حال اين صفحه را اختصاص خواهيم داد به مرور فيلم‌هايي با مضمون فرار دختران نوجوان و جوان از خانه و کانون خانواده که مدت طولاني است به موضوع مهم و قابل توجهي در جامعه ما تبديل شده است و از کوچک و بزرگ گرفته تا سينماگر و سياست‌مدار و مديران فرهنگي براي آن قائل به اهميت مي‌باشند. اما پيش از آغاز نوشته و فهرست کردن آثار شاخص اين حوزه از سينماي ايران، بر ما ببخشيد اگر فيلمي را از قلم انداخته‌ايم و يا اين‌که به‌دليل کمبود فضاي نوشتار، از ذکر آن خودداري کرده‌ايم. در ادامه با مروري بر اين آثار قصد داريم که نوع نگاه فيلمسازان ايراني (که اين نگاه‌ها عموما منحصربه‌فرد هستند) را به اين موضوع از نظر بگذرانيم که علي‌رغم شکل‌هاي متفاوت، به‌طور عمومي از يک خط سير در نوشتن داستان بهره برده‌اند. آثاري که از رهرو يک داستان با بيان دلايل خانوادگي، اجتماعي و فرهنگي فرار دختران از خانه، به جست‌وجوي ريشه‌هاي اين فاجعه اجتماعي مي‌پردازند و در اکثر موارد نتايج منفي و فاجعه‌بار آن را در چشم‌اندازي وسيع به بينندگان خود نمايش مي‌دهند. به اين ترتيب يک چنين آثاري نه‌تنها مخاطبان خود را به فکر وادار مي‌کنند بلکه در حد وسع خود از به فراموشي سپرده شدن اين معضل اجتماعي جلوگيري مي‌کنند.
1377

دختري با کفش‌هاي کتاني
به‌تعبيري مي‌توان گفت که «رسول صدرعاملي» اولين چراغ سينماي ايران را براي ورود به منطقه ممنوعه‌اي به‌نام «دختران فراري» روشن کرد. صدرعاملي در اثر پيشروي خود کوشيد تا بدون ورود به دنياي ذهني دختر نوجوان فيلم، با به تصوير کشيدن بخشي از اجتماع پيرامون او، تجربه فرار از خانه را به محافظه‌کارانه‌ترين روش ممکن به‌تصوير بکشد. دختر نوجوان فيلم به خاطر اين که عاشق يک پسر هم سن و سال خودش شده است از خانه فرار مي‌کند. تصويري که از عشق و عاشقي‌هاي زودگذر آغاز، با سرگرداني و بي‌پناهي همراه شد و با نقش بر آب شدن اميدهاي واهي و پشيماني پايان پذيرفت و شخصيت اصلي آن در مقايسه با جهان واقعي متحمل کمترين خسارت‌هاي ممکن شد!

1379

بچه‌هاي بد
عليرضا داودنژاد پيش از ساخت فيلم «مرهم» چندين بار سري به دنياي پرتلاطم جوانان و نوجوانان زده که يکي از کارهاي نه‌چندان شاخص‌اش در اين زمينه همين فيلم «بچه‌هاي بد» بوده است. فيلمي که سير خسته‌کننده و غيرجذابش مانع از همراه شدن تماشاگر با آن مي‌شد ولي حضور موثر شخصيت يک دختر فراري از خانه، در فيلم بچه‌هاي بد که سرنوشت موهوم وي در انتهاي فيلم به‌خوبي روشن‌کننده جايگاه اين دختران در جامعه بوده است جزو نقاط قوت آن به شمار مي‌رود. فيلمي سراسر دردسر و تلخي که بدون هيچ نگاه مثبتي برشي چندروزه از زندگي چند جوان طغيانگر را به‌تصوير مي‌کشد.

1379

زير پوست شهر
«رخشان بني‌اعتماد» سابقه ديرينه‌اي در ساخت فيلم‌هاي اجتماعي دغدغه‌مند دارد و زير پوست شهر يکي از بهترين نمونه آثار وي بوده و هست. اين اثر در قالب يک درام پر و پيمان، به موضوعات سياسي روز، زنان کارگر و سرپرست خانوار، دختران نوجوان و زندگي يک پسر جوان به‌طور همزمان مي‌پردازد و همه آن‌ها را به بهترين شکل ممکن به تصوير مي‌کشد و درکنار اين‌ها بخش کوچکي از داستانش را به دختر نوجواني اختصاص مي‌دهد که به‌دليل تعصب برادر بدرفتارش و کتک‌هاي پي‌درپي از خانه مي‌گريزد. زيرپوست شهر هرچند موضوع فرار دختران را باز نکرده و روي آن تمرکز نمي‌کند ولي با نيم‌نگاهي که به اين موضوع دارد اين معضل اجتماعي را همرديف ساير معضلات روز اجتماع قرار مي‌دهد.

1380

بانوي کوچک
اين اثر نه‌چندان قابل توجه «مهدي صباغ‌زاده» هرچند که نگاه تمام و کمالي به موضوع فرار از خانه ندارد ولي فصل آغازينش را به آن اختصاص مي‌دهد و جواناني را به تصوير مي‌کشد که در مقابل مخالفت‌هاي خانواده با ازدواج آن‌ها، راه حل فرار را انتخاب مي‌کنند. اين طغيان ناموجه جوانان در مقابل خانواده هرچند که خواسته آن‌ها را محقق مي‌کند ولي به‌هيچ وجه به‌عنوان يک روش عاقلانه از سوي کارگردان مطرح نمي‌شود. فرار نافرجام ابتداي فيلم و نتايج منتهي به آن گوياي اين حقيقت است که زندگي مشترک و ازدواج به فکر نياز دارد نه تصميمات هيجان‌زده.

1380

نفس عميق
«نفس عميق» بيشتر از آن‌که يک اثر اجتماعي باشد، يک اثر روانشناختي و تاحدودي فلسفي است که ظاهري خسته‌کننده دارد و تنها به‌دنبال مخاطب خاص مي‌گردد و بيش از دو اثر پيشين به موضوع ترک خانه و خانواده مي‌پردازد هرکدام از 3 جوان فراري مورد بررسي اين فيلم به دلايل مختلف دست به فرار زدند، منصور به خاطر فقر و نداري خانواده‌اش فرار کرده بود، کامران تفاوت‌هاي ايدئولوژي يا خانواده مرفه‌اش داشت و آيدا به خاطر اختلاف زندگي سنتي خانواده و زندگي مدرن خودش بود که روز خواستگاري‌اش از خانه فرار کرد و با منصور رفتند تا سد را ببينند. در فيلم «پرويز شهبازي» تشخيص اين موضوع که امر فرار از خانه به کجا منتهي مي‌شود کار ساده‌اي نيست ولي روشن است که نتيجه مطلوبي پيش روي آن قرار ندارد.

1382

بوتيک

اين فيلم اولين ساخته بلند «حميد نعمت‌ا...» در مقام کارگردان بود که با استقبال بسيار خوبي از سوي منتقدان و بينندگان روبه‌رو شد و علي‌رغم ظاهرش که به‌خاطر استفاده از دو بازيگر جوان و صاحب‌نام، ممکن بود اين شائبه تجاري بودن را منتقل بکند تبديل به يکي از مهم‌ترين آثار سينماي ايران در حوزه مسائل و مشکلات جوانان و به‌خصوص پديده فرار شد. اتي(گلشيفته فراهاني) به خاطر فقر پدرش و داشتن آرزوهاي بزرگ از خانه فرار مي‌کند، با يک عده دانشجو زندگي مي‌کند و بعد به دليل نداشتن سرپناه به يک دختر فراري و آواره تبديل مي‌شود. اين فيلم و حوادث تلخي را که در کمين نوجوانان و جوانان ساده‌دل و بي‌تجربه نشسته بود را کاملا باورپذير جلوه داد.

1385

گيس‌بريده
ساختار داستان فيلم «گيس بريده» ساخته «جمشيد حيدري» کمي متفاوت با ساير آثاري است که در حوزه فرار دختران از کانون خانواده ساخته شده است؛ شخصيت اين فيلم که بيشتر به يک قرباني شباهت دارد تا يک خطاکار، از خشونت و کتکي که در روحيه پدر تندخوي خانواده نهادينه شده است در گام اول به معلم خود پناه برده و سپس به قانون متوسل مي‌شود. قانوني که درجهت احقاق حقوق فرزندي عمل مي‌کند که مورد ستم پدر واقع شده است. درواقع در اين ساخته سينمايي به موضوع فرار از خانه از جنبه متفاوتي نگاه مي‌شود که به دور از کليشه‌هاي موجود در سينما قرار دارد.

1386

دايره زنگي

اين ساخته «پريسا بخت‌آور» با اين‌که در گونه طنز اجتماعي قرار مي‌گيرد و در آن به معضلات مختلفي چون مشکلات همسايگي و شبکه‌هاي ماهواره‌اي پرداخته مي‌شود اما نگاه قابل قبولي به موضوع تفاوت ميان نسل‌ها و فاصله جوانان از خانواده دارد. در پايان فيلم روشن مي‌شود که شخصيت فيلم با بازي «باران کوثري» يک دختر فراري شرور بوده است که مدتي از قرباني شدن او مي‌گذرد و حالا زماني است که خود او قرباني مي‌گيرد و اين موضوع در پايان‌بندي اثر به‌خوبي روشن است.

در جدول مقايسه‌اي بالا کوشيده‌ايم تا تعدادي از فاکتورهاي مطرح شده در فيلم‌هايي با محوريت فرار دختران را فهرست کنيم و بررسي کنيم که هريک از اين فاکتورها درکدام يک از فيلم‌ها نمود بيشتري داشته‌اند. ناگفته پيداست که ممکن است تمامي اين فاکتورها در يک فيلم مطرح نشده باشد ولي با توجه به موضوع تلخ اين آثار همواره تعدادي از اين عوامل نقش تعيين کننده‌اي را در پيشبرد سير داستان و سرنوشت دختر فراري مورد نظر بازي کرده‌اند. از طرفي با نگاهي به ستون آخر اين جدول مشاهده مي‌کنيم که فيلم سينمايي «مرهم» موفق شده است به‌صورت کامل‌تري (نسبت به ساير آثار) به هرکدام از اين فاکتورهاي مطرح شده بپردازد.

معضل/ عنوان دختري با کفش‌هاي کتاني بچه‌هاي بد زير پوست شهر بانوي کوچک نفس عميق بوتيک گيس‌بريده دايره زنگي مرهم

1377 1379 1379 1380 1380 1382 1385 1386 1390

خانواده نابه‌هنجار

حضور يک پشتيبان

نارفيق

سرگرداني

گرفتار در دام افراد شرور

اعتياد

بازگشت به خانواده

مرگ يا خودکشي

سرنوشت تلخ

نظرات کاربران
کد امنیتی