خرم آن شهر که در آن مشق توانایی کنند
محرمانه مستقیم

خرم آن شهر که در آن مشق توانایی کنند

نویسنده : حامد نادری راد

آن زمانی که بحث ملی شدن صنعت نفت مطرح بود، نخست‌وزیر وقت ایران (رزم آرا) دلیل مخالفت خودش را با آن طرح این‌گونه بیان کرد: «ملت ایران عرضه ساختن لوله تفنگ را هم ندارند، آن وقت چطور می‌خواهند دستگاه عظیم نفت را اداره کنند؟». بعد‌ها هم هر چه جلوتر می‌رفتیم بیشتر باورمان شده بود که ما عرضه انجام هیچ کار حساس و مهمی را نداریم. ما فقط باید چشم‌مان به دست مستشاران غربی باشد که مثلاً بیایند و پیچ‌های هواپیمای نظامی‌مان را باز کنند! ما باخته بودیم در‌حالی که بیشترین ثروت ملی را در دنیا داشتیم. ما ناامید بودیم و می‌دانستیم در دنیای دو قطبی آن زمان فقط باید یک ژاندارم برای یکی از ابرقدرت‌ها باشیم. وقتی انقلاب پیروز شد، تا آمدیم که طعم توانستن را تجربه کنیم، صدام با همه قدرتش به کشورمان حمله کرد. آن اوایل هم تا هر جا که توانستند جلو آمدند. ما هم با آن همه تجهیزات نظامی و فوق مدرن، حتی بلد نبودیم از آن‌ها استفاده کنیم. جوان‌های بی‌تجربه آن زمان که تازه داشتند نظامی بودن را می‌فهمیدند، نشستند و ساعت‌ها فکر کردند و طرح ریختند و شناسایی رفتند تا را‌ه‌حل‌هایی را پیدا کردند که بشود صدام را عقب زد. گام به‌گام پیش رفتند و در روزی که خدا با آن‌ها بود، خرمشهر را آزاد کردند. خرمشهر برای جوان‌های آن زمان فقط یک شهر نبود که باید فتح می‌شد، خرمشهر یک تابو بود که باید می‌شکست، باید ما می‌فهمیدیم که در دنیای امروز ما می‌توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم.

خرمشهر که آزاد شد ما توانستیم با 33 کشور دنیا بجنگیم، توانستیم هواپیمای جنگنده تولید کنیم، توانستیم موشک و سدهای غول آسا بسازیم، ماهواره به فضا بفرستیم، چرخه تولید سوخت هسته‌ای درست کنیم، در خیلی از صنایع خود‌کفا شویم و... جرأت همه این‌ها را همان فتح خرمشهر به ما داد. به خاطر همان درس «توانستن» بود که ما آن‌جا خوب یادش گرفته بودیم. آن‌جا یک درس بزرگ‌تر را هم امام(ره) به ما یاد داد، این‌که خرمشهر شما را فقط خدا می‌تواند آزاد کند. هر جایی هم که در این سال‌ها گیر می‌کردیم یادمان می‌آمد خدای خرمشهر همه‌جا همراه ما است.

فتح خرمشهر هنوز تمام نشده است. چون هر روز ما باید قله‌ای دیگر را فتح کنیم. امروز قرار نیست خرمشهر ما مثل خرمشهر پدران‌مان باشد. فتح‌الفتوح ما شاید ما بین جزوات درسی‌مان، یا در نرم افزارهای رایانه‌مان، یا در مقالات علمی‌مان یا در چیزهایی است که همگی برای ما دست نیافتنی است. چیزهایی که امروز آرزویی برای ماست ولی باکی نیست وقتی ما می دانیم اگر بخواهیم «می‌توانیم» پس پیش به سوی خرمشهر من، خرمشهر تو، خرمشهر ما.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
کافه جهان نما

دهلی نو شهر سکانس های بی پایان

٩٥/١١/٢٨
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١١/٢٨

نفس های آخر

٩٥/١١/٢٨
شگرد خفن

چگونه از دست اینترنت اکسپلورر خلاص شویم

٩٥/١١/٢٨
شاخ هفته

پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش

٩٥/١١/٢٨
تلگجیم

تلگجیم 475

٩٥/١١/٢٨
درباره شخصیت‌های فیلم‌های ماجرای نیمروز، سیانور و امکان مینا و تصویری که از سازمان منافقین برای ما می‌

ماجرای منافقین

٩٥/١١/٢٨
جاکتابی

مردی که گورش گم شد

٩٥/١١/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 475

٩٥/١١/٢٨
چند روایت برای این‌که روزهای قبل از عیدمان متفاوت شود

عید نوروز را از اسفند شروع کنیم

٩٥/١١/٢٨
آنتن

ظرفیت پشت یخچال تکمیل است

٩٥/١١/٢٨
مستند «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه»؛ روایتی پی پرده از گروهک تروریستی منافقین

قربانی ایدئولوژی پدر

٩٥/١١/٢٨
مینیمال

کی عروسی گرفتن از مد می افتد؟

٩٥/١١/٢٨
درباره برد شیرین آبی‌ها در دربی یکشنبه که به یک قهرمانی می‌ارزید

تیم خوب منصوریان، تیم بد برانکو!

٩٥/١١/٢٨
فتوچاپ

فتوچاپ 475

٩٥/١١/٢٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و ناله های ایشان

٩٥/١١/٢٨
چهره هفته

در چیستی اصولگرایی

٩٥/١١/٢٨
درباره انتخاب سرمربی تیم ملی والیبال و پایان کشمکش برای نیمکت

«ویچ» غیر کروات این بار برای والیبال

٩٥/١١/٢٨
نکاتی درباره زندگی ورزشی و شخصی مربی جدید تیم‌ملی والیبال ایران

کولاک کن کولاکوویچ!

٩٥/١١/٢٨
جارچی

جارچی 475

٩٥/١١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات