ما و توس فردوسی
محرمانه مستقیم

ما و توس فردوسی

نویسنده : اعظم عامل نیک

در دوران دانشجویی از آدمیزاد کارهایی سر مي‌‌زند که در هیچ دوره‌اي از زندگی مانندش را نمي‌بینی. یکی از کارهای عجیب و غریبی که این جانب در دوران دانشجویی تجربه‌اش کرده‌ام مربوط مي‌‌شود به انجمن شعر دانشکده‌مان و قرارهای عجیب و غریبی که مي‌‌گذاشتند. مثلا یک عده نیمچه شاعر جمع مي‌‌شدند، مي‌‌رفتند آرامگاه فردوسی در شهر توس و روبه‌روی مجسمه جناب فردوسی مي‌‌نشستند به شعرخوانی...

کاری غریب که من پس از دوران دانشجویی‌ایم هرگز نمونه‌اش را در شهر توس تجربه نکرده‌ام و هرگز به دوستان شیرازی [یا چرا راه دور برویم] نیشابوری که وقت و بی وقت در حافظیه یا آرامگاه عطار و خیام بی مناسبت و بامناسبت اتفاق‌های فرهنگی بسیاری را از یک جمع شاعرانه کوچک تا همایش و بزرگداشت‌های بزرگ تجربه مي‌‌کنند، حسودیم نمي‌شود. حسودیم نمي‌شود چرا وقتی نام حافظیه را مي‌‌برند موجی از احساس وغرور توی صدایشان مي‌‌افتد. حسودیم نمي‌شود که چرا کنار دل و دست من شهر یکی از بزرگترین شاعران ایرانی هست و من سال به سال گذرم به آنجا نمي‌افتد. حسودیم نمي‌شود که چرا من از توس خاطره ندارم و دلم برایش تنگ نمي‌شود و هیچ پنج‌شنبه غروبی دلم هوای نشستن مقابل حکیم فردوسی را نمي‌کند تا برایش چند بیتی با رفقا شاهنامه‌خوانی کنیم. حسودیم نمي‌شود چون تا بوده خاطره ما ازفردوسی به مشکلات شهری به نام توس گره خورده است. ماجرای مشکلات شهر توس سر و صدایش از سال‌های هفتاد درآمده است؛ شاید هم پیشتر از آن.

در هر حال رد شهر را که در خبرها مي‌‌گیری متوجه مي‌‌شوی داستان مشکلات این شهر سریال دنباله داری است که تنها به شهرداری یا سازمان میراث فرهنگی مربوط نمي‌شود. درباره دردسرهای توس انگار که بیشتر سازمان‌ها مقصرند؛ کافی است جست‌وجویی دم دستی در اینترنت داشته باشید تا رد پای اداره گاز و برق را هم در مشکلات توس ببینی. با حساب سرانگشتی من، بیشتر از 15سال است که قرار شده برای شهر توس کاری شایسته کرد در خور شاعر بزرگ شهر و مردمانش، اما هنوز که هنوز است وقتی به توس مي‌‌روی ایستگاه اتوبوس نامناسب و اتوبوس‌های بدتر از آن، زباله‌هایی که در جاده و ورودی شهر و حتی ورودی آرامگاه رها شده‌اند، دوره‌گردها با اجناس بنجل، نبودن استراحتگاه مناسب، وجود گداها و اوباش توی ذوق مي‌‌زنند.

آرامگاه فردوسی در خاطره ما یک تفرجگاه مناسب هم نیست چه برسد به یک مکان فرهنگی! چون مسئولان شهر نتوانستند در شهر بستری برای این خاطره تعریف و ایجاد کنند. رسیدگی به توس به معنای آن نیست که دستی به سر و رویش بکشیم یا بالا و پایین بپریم که بودجه بین‌المللی برایش بگیریم.

بهتر نیست کارها جوری سر و سامان بگیرند که بین من شهروند متوسط به اضافه غم نان با مردی که از نان گذشت و حماسه انسان ارزنده را به سادگی و زیبایی سرود، پیوند برقرار کنیم. پیوندی که حاصلش چراغانی شهر با رفت و آمد مردمانی باشد که لایق زیبایی و برخورد انسانی هستند و خود نیز با همه چیز زیبا و انسانی برخورد مي‌‌کنند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
راه نیافتن لاجوردی‌پوشان به جام جهانی باعث شد این مسابقات دروازه‌بان افسانه‌ای ایتالیا را از دست بدهد

جانِ جانانی به نام بوفون!

٩٦/٠٩/٠٢
درباره کارنامه هنری چند بازیگر دهه شصتی دیگر در سینما و تلویزیون

هم سن های نوید کجان؟

٩٦/٠٩/٠٢
تلگجیم

تلگجیم 513

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

جلوتر از همه، حتی خودش!

٩٦/٠٩/٠٢
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و آیفون 10

٩٦/٠٩/٠٢
بـررسـی اینـترنـت نامحـدود در ایـــران و دیگر کـشـورهـای جـهان

#اینترنت_نامحدود

٩٦/٠٩/٠٢
جام جهانی 2018 روسیه با فقدان کلی ستاره رنگارنگ همراه خواهد بود

ستاره‌های خاموش!

٩٦/٠٩/٠٢
درباره «نهنگ عنبر 2» که به تازگی در شبکه نمایش خانگی عرضه شده است

سلکشن موقعیت‌های بامزه و بی ربط

٩٦/٠٩/٠٢
شگرد

چگونه از کروم به فایرفاکس کوانتوم مهاجرت کنیم؟

٩٦/٠٩/٠٢
چهره هفته

حواسمان به دل جوانان مملکت باشد

٩٦/٠٩/٠٢
مینیمال

سعدیا گفتی که مهرش می‌رود از دل ولی مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد*

٩٦/٠٩/٠٢
کافه جهان نما

بلژیک، سرزمین سرخوشی‌های بی‌پایان

٩٦/٠٩/٠٢
مینی

مینی 513

٩٦/٠٩/٠٢
نگاهی مختصر به کارنامه فعالیت حرفه‌ای نوید محمدزاده در سینما، تلویزیون و تئاتر

پُر کار و پُر جایزه

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

سه اپیزود از یک احساس

٩٦/٠٩/٠٢
جارچی

جارچی 513

٩٦/٠٩/٠٢
روایت‏هایی در مورد باید و نبایدهای داشتن حیوان خانگی که گاهی فراموش‌شان می‏کنیم

پت ما یا مای پت؟!

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

پاییز تابستانی

٩٦/٠٩/٠٢
پایان نامه

صورتی‌ها وارد می‌شوند

٩٦/٠٩/٠٢
فتوچاپ

فتوچاپ 513

٩٦/٠٩/٠٢
تبلیغات