روزهايي با رنگ‌هاي شاد
محرمانه مستقیم

روزهايي با رنگ‌هاي شاد

نویسنده : صدیقه سادات بهشتی

مثل همه روزهاي ديگر شروع مي‌شود، مثل همه صبح‌هاي سرد و پر از اضطراب پاييزي که مجبوري زود از خواب بيدار بشوي و در حالي که هوا خيلي سرد است بزني بيرون تا برسي به مدرسه، مثل همه روزهاي ديگر بايد ساعت اول را با درس شيرين رياضي بگذراني و هي مسئله حل کني و درس گوش بدهي، مثل همه روزهاي ديگر بايد زنگ تفريح‌ها را به کوييز (همان امتحان کوچک ) معلم ساعت بعد فکر کني و هي لاي کتاب را با ساندويچ در حال خوردن باز نگه داري، مثل همه روزهاي ديگر بايد به ريدينگ‌هاي هميشه سخت کتاب زبان و فرمول‌هاي طولاني فيزيک و شکل‌هاي عجيب و غريب شيمي فکر کني و بعدش هم منتظر باشي که ساعت ورزش برسد يا يک زمان خالي قبل از ورود معلم به کلاس يا توي صف وقتي کسي حواسش به تو و دوست جلويي‌ات نيست تا به ايده‌ها و فکرهاي بزرگ زندگي برسي و کمي هم برايش وقت بگذاري همه آرمان‌هايت براي درس خواندن و بعدش هم به قول خودت براي کسي شدن، اگر خيلي کارت درست باشد همان موقع تصميم مي‌گيري براي هر کسي که مي‌خواهي در آينده باشي همين الان کاري بکني، تصميم مي‌گيري کسي شدن و کاري کردن را از همين الان که توي مدرسه هستي شروع کني، پس دست به کار مي‌شوي و يک عالمه آدم از جمله پدر و مادر و معلم زبان و رياضي و ناظم را در مقابل خودت قرار مي‌دهي! از اين لحظه به بعد تو تصميم خودت را گرفته‌اي، تو حالا دانش‌آموزي هستي که شبيه بقيه دانش‌آموزها نيست، حالا همه زندگي‌ات را پيش‌بيني کرده‌اي، همه آينده‌ات را براي خودت ساخته‌اي، شايد همه تصميمت از يک نمايشگاه کوچک شروع شود، يا يک روزنامه ديواري، شايد تصميم بگيري با بچه‌هاي مدرسه براي بچه‌هاي فلسطين فکري بکني، يا به فکر سوماليايي‌ها باشي، شايد نمايشگاه کتاب راه بيندازي، شايد هم يک گروه علمي يا يک گروه کتاب‌خواني، هر کدام از اين کارها را که شروع کني، معلوم است در آينده آدم بزرگي مي‌شوي، يک آدم بزرگ براي خودت و براي زندگيت، نشان داده‌اي که مثل بقيه قرار نيست زندگي کني، شايد نفر اول کنکور شدن يا المپيادي شدن را از دست بدهي، شايد به خاطر حضور فعالانه‌ات توي حياط و سالن مدرسه نمره انضباط 20 را از دست بدهي، شايد همه فکر کنند درس‌نخوان شده‌اي ولي خودت مي‌داني که ديگر روزهاي مدرسه‌ات همه مثل هم نيستند، روزهايت با هم فرق دارند، رنگ‌هاي خوبي دارند، هر کدام‌شان يک رنگ، آن هم چه رنگ‌هايي، رنگ‌هاي شاد روزهاي دانش‌آموزي. روزهاي خوش‌رنگت مبارک دانش‌آموز.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

یازده سالگی‌ها

٩٦/٠٩/١٣
جارچی

جارچی 515

٩٦/٠٩/١٦
جواد طوسی، منتقد سینما از قاتل اهلی، مسعود کیمیایی و اتمسفر دنیای متفاوت او می‌گوید

کیمیایی به معنای واقعی کلمه یک فیلم‌ساز مولف است

٩٦/٠٩/١٦
چهره هفته

ورود آقايان ممنوع!

٩٦/٠٩/١٦
تلگجیم

تلگجیم 515

٩٦/٠٩/١٦
آنتن

این شماره؛ جیم ننویسان!

٩٦/٠٩/١٦
بهترین بازی های سال 2017 امشب معرفی می شوند

The Game Awards

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت موافق

چرا هنوز از سینمای کیمیایی لذت می‌برم؟

٩٦/٠٩/١٦
به بهانه قرعه سخت تیم‌ ملی‌مان در جام‌جهانی روسیه، درباره تیم‌هایی نوشتیم که در ۵ دوره‌ گذشته این جام ش

زندگی در گروه مرگ

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

نکند موکت‌پوش باشد؟!

٩٦/٠٩/١٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 515

٩٦/٠٩/١٦
روایت هایی درباره وقف های کوچکی که فراموش می کنیم

بخشندگی به توان بی‌نهایت

٩٦/٠٩/١٦
قرعه سخت ایران در جام جهانی 2018 بازی‌های تدارکاتی خوبی می‌خواهد که باید دید فدراسیون از پس آن بر می‌آید ی

تنگه جبل الطارق!

٩٦/٠٩/١٦
درباره ویژگی‌های سینمای مسعود کیمیایی با بررسی کوتاه 50 سال فعالیتش در سینما

دیروز و امروز رئیس

٩٦/٠٩/١٦
اکران «قاتل اهلی» بار دیگر این سوال را مطرح می‌کند که واقعا چرا مسعود کیمیایی با دوران اوج خود فاصله دارد

بی کیمیایی

٩٦/٠٩/١٦
درباره «زیر نور کم» مجموعه کامل داستان‌های کوتاه مصطفی مستور

چند روایت معتبر تکراری

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

یازده سال، جیم، جوانی و سینما

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

دوباره سلام

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

ممنون پیرمرد

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت مخالف

قتل در حمام نمره!

٩٦/٠٩/١٦
تبلیغات