دم خروس را باور کنم يا...
محرمانه مستقیم

دم خروس را باور کنم يا...

نویسنده : زهیر قدسی

گفته‌اند و مي‌گويند که بهترين ابزار براي شناخت اندازه آدم‌ها اين است که ببيني آ‌ن‌ها به چه چيزهايي بيش‌تر وابستگي دارند. موضوع پيچيده‌اي هم نيست که نيازي به شرح و بيان داشته باشد. مثلا اگر از طفلي شيشه شيرش را بگيري و او گريه کند، حق دارد و از کودکي عروسکش را! اما جالب است وقتي که دقت مي‌کني مي‌بيني برخي هنوز به آن چيزهايي ابراز وابستگي مي‌کنند که در ايام کودکي دغدغه‌شان بوده! بيايد به عنوان يک سرگرمي مفيد مدتي آدم‌ها را نه با سن و سال‌شان و نه با تحصيلات‌شان، بلکه با همين علاقه‌هاشان و وابستگي‌هاشان اندازه‌گيري کنيد؛ نتيجه فوق‌العاده جذاب و قابل توجه است.

چندي پيش در کتابفروشي مشغول رتق و فتق امور بودم که آقايي ميا‌ن‌سال تشريف آوردند که چهره‌شان قدري برايم آشنا بود. قدري که با هم صحبت کرديم به خاطر آوردم که ايشان را چندسال پيش هم در همين‌جا زيارت کرده بودم. از هر دري سخني رفت و سر صحبت به اين‌جا کشيد که جوانان امروز چگونه‌اند. باري شروع کرد به درد دل گفتن که پسرش چند روز ديگر مجلس داماديش است و خرجي اساسي روي دست پدر محترم گذاشته که نگو و نپرس! نه من حافظه‌اش را دارم و نه جايي براي شرح هزينه‌هاي آقازاده‌ي ايشان وجود دارد اما همين‌قدر بگويم که هزينه هر نفر از مهمانان ايشان چيزي حدود 200هزار توماني مي‌شد. باور بفرماييد همين الانه که مي‌نويسم اين را مو به تنم راست شده و باورم نمي‌شود اما عين حقيقت است. حالا شما غصه پدر آقازاده محترم را خيلي نخوريد، لابد داشته! اما بخش جالب داستان اين است که ايشان همين‌طور که درد دل مي‌کرد و ما هم دود از سرمان بلند مي‌شد، کتاب بر مي‌داشت و ورق مي‌زد و قيمت کتاب‌ها را که نگاه مي‌کرد، هي زمزمه مي‌کرد که قيمت کتاب‌ها چقدر گران شده است! تا اين‌که رسما شکايت کرد که: «آقا! بي‌خود نيست که مردم کتاب نمي‌خرند!» من که رسما عقل از سرم پريد! مانده بودم، هاج و واج که چه جوابي بدهم! دم خروس را باور کنم يا... بعد پرسيدم که آخرين بار کي به کتابفروشي تشريف ‌فرما شده‌اند؟ اين‌گونه که به نظر مي‌رسيد از همان چند سال پيش ديگر آقازاده‌شان اجازه ورود به کتاب‌فروشي را به ايشان نداده بودند!

حالا از اين خاطره چه نتيجه‌اي مي‌گيريم؟ نتيجه مي‌گيريم که آقا يا آغا! اگر بچه براي‌تان پولي براي خريد کتاب نمي‌گذارد، حداقل تفريحي و بدون قصد خريد به کتابفروشي‌ها سري بزنيد تا همان‌گونه که از سير گراني مرغ و تخم مرغ باخبر مي‌شويد از گراني اين زبان‌بسته هم مطلع گرديد!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
به بهانه تغییر وزن‌های متوالی یکی از پلنگ‌های جویبار که این‌بار در فینال جام‌جهانی ضربه فنی شد

یزدانی به جای یزدانی!

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
مروری بر عجیب‌ترین و جالب‌ترین پنالتی‌های تاریخ

مِتافوتبال!

٩٥/١٢/٠٤
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
درباره تاثیر چرخ گردون بر عاشقانه نویسی‌های ما

از صدای سخن عشق...

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات