غرور ملی
محرمانه مستقیم

غرور ملی

نویسنده : صدیقه سادات بهشتی

ساعت 5 صبح است، يک مسموميت ساده ما را کشانده به درمانگاهي شبانه‌روزي نه چندان سوت و کور، اولش که باورمان نمي‌شود ساعت 5 صبح است و هنوز روز کاري شروع نشده، انگار که وارد يک شهر زلزله‌زده شده باشيم، هي مريض و مصدوم مي‌آيد و مي‌رود. اورژانس، شلوغ است، بيدار بيدار! به لطف مسموميت عزيز! توي سالن درمانگاه هستيم، کنار پدر و مادرهايي که بچه‌هاي تب کرده و سرماخورده يا پدربزرگ و مادربزرگ‌هاي سر خورده روي برف، آن‌ها را از گرماي خانه به اين‌جا کشانده‌ است. متصدي اجرايي درمانگاه (اين اسم را خودم برايش انتخاب مي‌کنم!)، تلويزيون را روشن مي‌کند، يکي ديگر از بازي‌هاي تيم ملي واليبال است، انگار که مردم از فوتبال نااميد شده باشند، همگي چشم‌شان را مي‌دوزند به صفحه تلويزيوني که در بالاترين نقطه ديوار و نزديک‌ترين جا به سقف تعبيه شده، انگار که مريض‌هاي اين درمانگاه چه قد و قامت‌هايي دارند! و همه‌شان واليباليست و بسکتباليست هستند! همه حضار سالن درمانگاه که رو به تلويزيون هستند، سرهاي‌شان را به سمت بالا و در زاويه‌اي خيلي بيشتر از 90 درجه قرار داده‌اند و با شوق و هيجان بازي را دنبال مي‌کنند، من که رو به آن‌ها و پشت به تلويزيون هستم، به صورت‌شان نگاه مي‌کنم، حس مي‌کنم آدم‌ها با تماشاي واليبال انگار که يک سرو گردن بالاتر از زماني هستند که تماشاچي فوتبالند، انگار که باکلاس‌تر و مبادي آداب‌تر مي‌شوند! همه با تمام اشتياقي که دارند بازي را دنبال و ذوق مي‌کنند و شگفت‌زده مي‌شوند، فکر مي‌کنم چه‌قدر خوب که متصدي اجرايي درمانگاه، تلويزيون را اين همه بالا گذاشته است، اين‌جوري حالت شعف و غرور از برنده‌شدن ايراني‌ها را بهتر مي‌شود توي سر و صورت تماشاچيان واليبال‌دوست ديد.

همراه من که حالا جامعه‌شناسي‌اش گل کرده، از غرور ملي مي‌گويد و اين‌که الان هويت جمعي ايراني‌هاي نشسته در درمانگاه باعث شده که همه باهم از اين پيروزي شاد بشوند، فرقي هم نمي‌کند که هر کدام‌شان چه‌قدر با آن‌يکي تفاوت دارد، فرقي نمي‌کند متعلق به کدام دسته و قشر باشند، چه تحصيلاتي داشته باشند و چه درآمدي، الان همه از ايراني بودن‌شان و از اين پيروزي شاد هستند و احساس غرور مي‌کنند، مخصوصا که اين پيروزي يک پيروزي ناب و سالم است، با يک تيم اخلاق‌گرا و بدون حاشيه با آدم‌هايي متشخص، بعدش خودش هم به دسته تماشاچيان واليبال مي‌پيوندد و رو به من و رو به تلويزيون مي‌ايستد تا غرور ملي‌اش را تقويت کند و از اين پيروزي که انگار متعلق به همه اين مردم است شاد شود. شادي عميق و پر محتوا.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

ساده نویسی یا محاوره نویسی؟

٩٥/١٠/٢٩
کافه جهان نما

هلند، گل سرسبد اروپا

٩٥/١٠/٣٠
شاخ هفته

دندان‌های نا اهل

٩٥/١٠/٣٠
مینی‌ها

مینی ترفند 471

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

تلگجیم 471

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

اندر باب مریدان و دستگیری ع.ز

٩٥/١٠/٣٠
شوخی با پریسلی، تعطیل کردن فارسی1، نامه به پوتین و دیگر شاهکارهای حسام نواب صفوی

#آقای_یقه

٩٥/١٠/٣٠
روایت‏هایی ازآداب زندگی با پوششی به نام چادر

شیک، به روز، با وقار... چتدری

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

فتوچاپ 471

٩٥/١٠/٢٩
جارچی

سرکار خانم رئیس جمهور

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیسم در فوتبال ما چه تفاوتی با فوتبال جهان دارد؟

محبوبیت یعنی دو هیچ از بقیه جلوتری!

٩٥/١٠/٣٠
ناصرخان آکتور سینما

كلا بستگى داره!

٩٥/١٠/٣٠
مروری بر تکرار ملال آور موضوع قصاص در آثار سینمایی کشورمان

نکشی مارو!؟

٩٥/١٠/٣٠
آنتن

خواب کم و لگد قوی

٩٥/١٠/٣٠
پایان‌نامه

مصوبه‌ای برای بابای بچه!

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

همه اش زیر سر کارمندان است

٩٥/١٠/٣٠
پوپولیست کیست و چرا در جامعه ما جواب می‌گیرد حتی در ورزش؟!

حکمت پوپولیست پروری

٩٥/١٠/٣٠
چهره هفته

هر برگی که محیط زیست نمی شود!

٩٥/١٠/٣٠
جارچی

پهنای باند فراخ می شود

٩٥/١٠/٣٠
به بهانه مهم‌ترین ترانسفر دهه ۹۰ فوتبال ایران که به نام «انصاری فرد» ثبت شد کریم تو عالی هستی!

کریم تو عالی هستی

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات