صحبت استقلال است! صحبت پيروزي است!
محرمانه مستقیم

صحبت استقلال است! صحبت پيروزي است!

نویسنده : مرتضی اخوان

حضور گم شده صد هزار آدم گم/ حضور وحشي رنگ/ طنين نعره مسلول و خنده مسموم/ طنين دغدغه/ جنگ/ يکي به عربده مي‌گفت/ درود بر آبي/ به هر کجا که روي رنگ آسمان آبي است/ به طعنه گفت کسي با غرور و بي تابي/ ولي نبود آبي/ ميان هيچ رگي خون هيچکس/ هرگز/ درود بر قرمز/ فضاي ساده و سبز زمين آزادي/ در انفجار صداي ترقه‌ها/ در دود/ 90 دقيقه کدورت/ 90 دقيقه کبود/ در آستانه در/ غريب و غم زده طفلي/ کنار وزنه پير/ به فکر سنجش وزن هزار ناموزون/ و پيرمردي گنگ/ تکيده، تشنه/ به دنبال لقمه‌اي روزي/ کدام استقلال، کدام پيروزي! *

صحبت استقلال است! صحبت پيروزي است! و در همين وانفساي بانگ ورزشگاه آزادي، کودکي پاي وزنه‌اي پير نشسته است تا وزن هزاران ناموزون را بسنجد. شايد به همين سبب است که مي‌گويد: «غريب و غم‌زده طفلي / کنار وزنه پير / به فکر سنجش وزن هزار ناموزون...»! و باز امروز صحبت استقلال است! صحبت پيروزي است! و اين بار اين کاغذ پاره‌هاي لهيده شده در چنگ قلم‌هاي لرزان، دوباره کلام از استقلال دارند و پيروزي. امروز در داد و بي‌داد اخلاق و عدالت در فوتبال کشور دوباره به دنبال 90 دقيقه کدورت، 90 دقيقه کبود هستيم! به دنبال «طنين نعره مسلول و خنده مسموم...»، به دنبال «طنين دغدغه / جنگ...»! امروز وقتي برنامه نود از رسانه ملي پخش مي‌شود و در آن صحبت از فساد بزرگ در فوتبال است، امروز وقتي مي‌‌خواهيم در صفحات موضوع ويژه هفته‌نامه جوان جيم به سراغ موضوع آبي و قرمز پايتخت برويم، امروز وقتي به جنگ و دعواهاي سکوهاي ورزش نگاه مي‌کنيم، امروز وقتي باخبر مي‌شويم ديدار واليبال «کاله» و «گيتي‌پسند» به دليل رفتار ناشايست هواداران‌اش تعطيل مي‌شود، امروز وقتي در صدر ورزش کشور انواع و اقسام زد و بندها را مي‌بينيم، امروز وقتي از خيابان‌هاي شهر مي‌گذريم و کودک معصومي را آويزان مي‌بينيم که به آدم‌هاي پياده روهاي شهر براي خريد يک بسته دستمال کاغذي التماس مي‌کند، اشک‌مان مي‌گيرد! امروز روزي است که به دنبال مفهوم استقلال و پيروزي هستيم. امروز در فضاي ساده زمين آزادي و به قول شاعر «در انفجار صداي ترقه‌ها، در دود...» به دنبال مفهوم عظيم استقلال هستيم. به دنبال پيروزي هستيم. به دنبال آنچه استقلال‌اش مي‌خوانيم! امروز آبي‌پوش‌هاي پايتخت در ميدان مسابقه مي‌دوند و براي 100 هزار تماشاگر آزادي خوش رقصي مي‌کنند. فرهادها مي‌دوند و آرش‌ها گل مي‌زنند و يکصد هزار نفر به تماشاي آزادي آمده‌اند. به تماشاي ديدار آبي و قرمز. اما کمي آنسوتر پيرمردي گنگ «تکيده، تشنه / به دنبال لقمه‌اي روزي» است! امروز شايد فراتر از طنين دغدغه آبي و قرمزها، طنين دغدغه پيرمرد تکيده و طفل غمزده در دل‌ها نياز است. عدالت و اخلاق در جامعه ورزش حلقه مفقوده‌اي است. امروز صحبت از استقلال است! صحبت از پيروزي است!

* شعر: مرتضي اميري اسفندقه

نظرات کاربران
کد امنیتی