روايتي که سينما را فتح مي‌کند
محرمانه مستقیم

روايتي که سينما را فتح مي‌کند

نویسنده : سید مصطفی صابری

يادگاري که از مرتضي آويني بعد از پروازش در 20 فروردين 1372 ه.ش. براي ما باقي مانده، چيزي به مراتب بيشتر از آثار اوست. جامعه ما هم بيش از چند مستند و اثر مکتوب که هر کدام در جاي خود با ارزش است، بيشتر به نوع نگاه شهيد آويني نياز دارد، که اگر اين نگاه وجود داشت ما آويني‌ها داشتيم و هنر متعهد او بارها و بارها بر اساس نياز جامعه باز تعريف مي‌شد. عنصر مهم زندگي او، شناخت عرصه و عملگرايي بر اساس ضرورت‌ها بود. آويني از روزي که با ساخت چند مستند از وضعيت مردم محروم متهم به سياه‌نمايي شد تا روزگاري که در پي حلاجي مباني سياسي غرب با بهره‌گيري از تفسيرالميزان علامه طباطبايي بود، عرصه‌هاي مهجور را شناسايي و بر اساس مباني انقلاب اسلامي مورد ارزيابي قرار مي‌داد. همين شناخت عرصه و عملگرايي باعث شد مردي که تحصيلاتش در عرصه معماري بود، به جاي کم‌کار خطاب کردن ديگران در معرفي دفاع مقدس، در قامت گوينده، نويسنده و تدوينگر ظاهر شود و روايتي از يک فتح بزرگ را ماندگار کند. روزگاري بعد آويني به سراغ نظريه‌پردازي در حوزه سينما آمد و مدعي شد سينما را بايد به عنوان بخشي از تمدن غرب شناخت و چون انقلاب اسلامي گفتمان جديدي ايجاد کرده؛ پس هنر در اين خاک و بوم بايد بر مبناي اين گفتمان و نيازهاي جامعه بازتعريف شود تا بتواند آينه‌اي براي اين تفکر باشد. امروز که سينما در کشور ما از مردم، نيازها و خواسته‌هايشان فاصله گرفته و در بيشتر موارد اين آثار گيشه‌اي فاقد محتوا هستند که مخاطب را جذب مي‌کنند؛ بازخواني نظرات سيد شهيدان اهل قلم در کتاب «آينه جادو» خالي از لطف نيست که مي‌گفت: «جذابيت شرط لازم است اما کافي نيست... جذب تماشاگر نمي‌تواند همه هدف فيلم‌ساز باشد، اگر چه جذابيت اولين شرطي است که اگر وجود نيابد، مفهوم فيلم محقق نمي‌شود... فيلم فاقد جاذبه، فيلم نيست و فيلم داراي جاذبه، فيلم هست اما معلوم نيست فيلم خوبي باشد... جاذبه کاذب جاذبه‌اي است که تماشاگر را سحر مي‌کند و او را از رجوع به فطرت خويش باز مي‌دارد... هر جاذبه‌اي که عقل بشر را تحت سيطره خويش بکشاند جاذبه کاذب است... اگر جاذبه سينمايي اصل واقع نشود نه تنها سد راه کمال نخواهد شد، بلکه تماشاگر را در طي طريق به سوي شکوفايي فطرت و اعتدال وجود مدد خواهد کرد.» (آينه جادو، صفحات 13 تا 28) شهيد آويني معتقد بود فيلم، تماشاگر را چنان تحت تاثير قرار مي‌دهد که در بسياري مواقع جانشين خودآگاه او مي‌شود و بحث اصلي در کيفيت و غايات اين اثرگذاري است و نوع رابطه‌اي که سينما با انسان امروز برقرار مي‌کند هرگز در تاريخ نظيري نداشته است و چه بهتر از اين عرصه در خدمت صيقل دادن فطرت آدمي استفاده شود؛ و اين امر جز با شناخت ماهيت هنر از جنس فطرت و نه مهارت و تکنيک، همين‌طور توجه به نيازهايي از مخاطب که جنس‌شان منشاء گرفته از عشق به کمال است؛ ميسر نيست. براي همين آويني روشنفکراني که در فرم آثارشان از مردم فاصله گرفته بودند و افرادي که اصالت را به جذابيت داده بودند را تخطئه مي‌کرد و معتقد بود با اين روش‌ها نمي‌توان انعکاسي از واقعيت‌هاي با ارزش ارائه داد.

نظرات کاربران
کد امنیتی