جد مادر مادرم «حافظ شیرازی» بوده است

جد مادر مادرم «حافظ شیرازی» بوده است

نویسنده : مجید حسین زاده

به مناسبت شب یلدا که با شعر و شاعری گره خورده است، به سراغ یکی از مخاطبان‌مان رفتیم که در جشنواره کشوری شعر، بین برگزیدگان منتخب قرار گرفته است. ریحانه ارغیایی که از 7 سالگی به شعر علاقه‌مند شده است، دوست دارد روزی دیوان شعرش مثل جد مادری‌اش حافظ شیرازی، در کتابخانه‌ها و طاقچه منازل قرار بگیرد. البته او نمی‌خواهد که دیوانش مثل دیوان حافظ در کتابخانه‌ها خاک بخورد بلکه دوست دارد سال‌ها شعرهایش در جمع‌های خانوادگی خوانده شود!

 چه شد که به شعر و شاعری علاقه‌مند شدید؟

 اولین بار در هفت سالگی یک شعری گفتم با این مضنون که، «هوا سرد بود، پشت پرده کبوتری لانه کرده بود،...» که همین شد شعر! بعد مادرم گفت تو استعداد خیلی خوبی داری و شاعر بزرگی خواهی شد. 

 بعد شما هم به حرف مادرتان گوش دادید؟

 بله، بعد از این تشویق‌های مادرم بود که در همان عالم بچگی از شعر گفتن خوشم آمد و سعی می‌کردم از آن به بعد، مادرم را با شعر گفتن خوشحال کنم.

 از فراخوان کشوری شعر که شرکت کردید، برای‌مان بگویید؟

 در آن فراخوان 5هزار نفر از سراسر کشور شرکت کرده بودند که شعر من به عنوان یکی از شعرهای برگزیده انتخاب شد. بعدش هم اشعار منتخب در کتاب منتخب آثار نویسندگان چاپ شد. در این کتاب 300 اثر منتخب به چاپ رسید که هر صفحه به یک برگزیده اختصاص داده شد.

 تا حالا چندتا شعر گفتید؟

 تقریبا 160تایی می‌شود.

 به نویسندگی هم علاقه دارید؟

 سال 86 یک رمان 260 صفحه‌ای نوشتم که الان برای خودم تایپ و صحافی هم کرده‌ام.

 اسم کتاب‌تان را چه گذاشته‌اید؟

 تلخ مثل عسل!

 چه‌قدر اهل مطالعه کردن هستید؟

 کتاب دوست ندارم! مطالب طولانی خسته‌ام می‌کند.

 پس چرا خودتان 260 صفحه رمان نوشتید!؟

 استثناً، مطالب خودم را دوست دارم!

 تصمیم به چاپ رمان‌تان دارید؟

 شاید روزی آن‌را به چاپ برسانم ولی خیلی دوست دارم اول دیوان شعرم چاپ شود چون زحمت زیادی برای آن کشیده‌ام.

 برآورد هزینه کرده‌اید که چاپ دیوان‌تان، چه‌قدر خرج روی دست‌تان می‌گذارد؟

 چند ماه پیش از یک انتشارات بین‌المللی در تهران قیمت گرفتم که گفتند: «یک میلیون و پانصد هزار تومان برای 1500 نسخه». الان نمی‌دانم چه‌قدر شده است!؟ برنامه‌ام برای چاپ دیوان سال 93 است.

 بهترین کاری که می‌شود در یک دقیقه انجام داد؟

 وقتی یک نیازمند را می‌بینیم، سریع تصمیم بگیریم و به او کمک کنیم.

 دوست دارید چند سال عمر کنید؟

 تا وقتی خانواده‌ام هستند دوست دارم زنده باشم،

 آشپزی سخت‌تر است یا شعر گفتن!؟

 شعر گفتن. آشپزی خیلی آسان است!

 دست‌پخت‌تان را خودتان قبول دارید!؟

 بله، اصلا همه قبول دارند!

 مهم‌ترین عیب خودتان را چه می‌دانید؟

عصبی شدن، دوست ندارم زود از کوره در بروم ولی دست خودم نیست.

 بیش‌تر اوقات فراغت‌تان را چه کار می‌کنید؟

 رفتن به آسایشگاه معلولین فیاض‌بخش را خیلی دوست دارم و با بیش‌تر آن‌ها دوست هستم.

 یک بیت شعر برای‌مان بخوانید؟

 یادم نمی‌آید!

 شما شاعرید! چه‌طور یادتان نمی‌آید؟

 از خودم یادم نمی‌آید،‌ از سعدی می‌خوانم «الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناول‌ها ...» (سعدی!!!)

 الگو شاعری‌تان کدام شاعر است؟

 الگو که نه ولی شعرهای فروغ فرخزاد را دوست دارم.

 با نداشتن الگو، فکر می‌کنید چرا در شعر گفتن موفق شدید؟

 چون خون «حافظ شیرازی» در رگ‌هایم جریان دارد! جد مادر مادرم، «حافظ شیرازی» بوده و احتمالا همین دلیل شاعر شدن من است!

 به کدام قسمت جیم بیش‌تر از همه علاقه دارید؟

 جیم در شهر. مخصوصا آن دفعه‌ای که رفته بودید جلو مسجد و مردم را به راه راست هدایت می‌کردید.

 یک خاطره از دوران دبیرستان‌تان برای‌مان تعریف کنید؟

 آوردن گوشی به مدارس ممنوع بود. یکی از دوستانم گوشی‌اش را برای من آورد و گفت: «الان ناظم مدرسه من‌را خواسته است و می‌خواهند من را بگردند. مواظب گوشی‌ام باش». من هم تا او به دفتر رسید، خودم را به آن‌جا رساندم و گوشی‌اش را به ناظم دادم!

 از کدام کتاب درسی‌تان متنفر بودید؟

 ریاضی.

 معمولا چه نمراتی در این درس می‌گرفتید؟

سال دوم راهنمایی معلم‌ ریاضی‌مان آقای حسینی بود. گفت اگر امتحانت را بیش‌تر از 2 شدی هر کاری خواستی بکن. من 5/2 شدم و موتور ایشان را پنچر کردم و بعدش هم 3 روز از مدرسه اخراج شدم!

نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله
غزاله
٩١/١٠/٠٢
٠
٠
منم يك نويسنىه ام وبابابزركَم هم شعر ميكَن مي خوام شعر هاشون رو جمع اوري كنم دارم رمان مي نويسم دلنوشته هامم توي وبلاكَم مي نويسم..............
sahar
sahar
٩١/١٠/٠٦
٠
٠
منم آرزوم اینه که اگه خدا بخواد یه روز کتابم چاپ بشه.....
reyhaneh_arghiani
reyhaneh_arghiani
٩٢/١٠/١٣
٠
٠
باو کنید اونجا هول شده بودم حافظ رو گفتم سعدی این جیم هم که دنبال سوژس واسه خنده
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١
درباره افول ستاره‌ها در تیم‌های بزرگ و عاقبت نافرجام نقل و انتقالات پر سر و صدا

بمب‌هایی که نترکیدند!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
فصل دوم سریال «شهرزاد» در برهوت سریال پخش شد

موتور «شهرزاد2» روشن نشد!

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات