فرصت‌هاي‌ازدست‌رفته
مروري بر سريال آسمان هميشه ابري نيست

فرصت‌هاي‌ازدست‌رفته

نویسنده :

با درصد بالايي از اطمينان مي‌توان گفت که هيچ رسانه ديگري نمي‌تواند با نقش تعيين‌کننده و تاثيرگذار تلويزيون در الگوسازي و ارائه پيام‌هاي اجتماعي به اقشار مختلف رقابت کند، از طرفي در ميان تمام ابزارهايي که اين رسانه براي ارائه پيام به مخاطبانش دارد، هيچ کدام به اندازه سريال‌سازي و داستان‌گويي نمي‌تواند تأثيرگذار باشد. بنابراين بايد پرسيد که آيا اين درست است که مسئولان صداوسيما از نقش تعيين‌کننده رسانه زير نظرشان در امر تعليم و تربيت غافل شوند و به حضور سيل‌آساي سريال‌هاي (صرفا) داستاني مانند دلنوازان، رستگاران، بيگناهان، خطرناکان، گناهکاران، اعصاب خردکنان، بي ادبان و... دل خوش کنند؟

آسمان گاهي ابري است!
هفته گذشته آخرين قسمت از سريال «آسمان هميشه ابري نيست» از شبکه يک صداوسيما پخش شد و در حالي که بسيار بعيد مي‌دانم يک ماه ديگر اصلا کسي يادش مانده باشد که اين سريال زماني از تلويزيون پخش مي‌شده است، قصد دارم چند سطري در مورد آن بنويسم و به دليل اين که بنابر مقدمه اين نوشته به سريال مذکور بسيار اميدوار بودم، عنوان اين نوشته را «فرصت‌هاي از دست رفته» مي‌گذارم. دوران نوجواني و جواني افرادي به سن و سال ما همراه شد با نمايش سريال‌هايي با محوريت مسائل مربوط به جوانان که در زمان خود گاهي بسيار موفق (روزگار جواني، خط قرمز، دبيرستان خضراء، داستان يک شهر) ظاهر شدند و گاهي هم مانند سريال «دختران» حتي در خاطره‌ها هم باقي نماندند و حالا پس از يک خلاء چندساله، دوباره برنامه‌سازان تلويزيوني به سراغ سريالي با همين موضوع رفتند که متأسفانه نتيجه آن چيزي به غير از يک فرصت‌سوزي تمام عيار نبود. فيلم‌نامه مجموعه تلويزيوني «آسمان هميشه ابري نيست» مسير خوبي را انتخاب کرده بود، به تصوير کشيدن داستان زندگي 5 دختر نوجوان از 5 خانواده و 5 طبقه مختلف اجتماعي و بررسي زندگي روزمره و اجتماعي هر يک از اين خانواده‌ها از زواياي مختلف که درنهايت روابط موجود ميان هرکدام از اعضاي خانواده با فرزند نوجوانشان تبديل به هسته اصلي قصه‌ها مي‌شد، قصه‌هايي که مي‌توانست با توجه به تفاوت ميان جايگاه‌هاي اجتماعي شخصيت‌ها، بسيار متنوع و جذاب باشد.

شخصيت‌هاي دوست‌نداشتني
به طور طبيعي، خلق شخصيت‌هاي واقعي و باورپذير يکي از وظايف نويسنده فيلم نامه است، تيپ شخصيت‌ها بايد به گونه‌اي باشد که مخاطب بتواند آن‌ها را در عالم واقعيت تصور کند و در مواردي خود را به جاي آن‌ها بگذارد ولي با توجه به اهميت اين فاکتور اساسي، اگر بنا داشته باشم که تنها يک نقد به اين مجموعه تلويزيوني وارد کنم، حتما باورپذير نبودن شخصيت‌ها را انتخاب مي‌کنم. به‌عنوان نمونه مي‌توان به گفت‌وگوهاي سنگين، عجيب و غريب و نچسبي اشاره کرد که ميان سهيلا و پدر نه‌چندان خوش‌سابقه‌اش در اولين ديدار رد و بدل مي‌شود يا تيپ خود سهيلا که شباهت بسياري کمي به نوجوانان امروزي دارد؛ بي‌رودروايستي، تيپ سهيلا مخاطب را ياد نوجوانان دبيرستاني 10 يا 15 سال پيش مي‌اندازد، که البته اين موضوع کاملا طبيعي است چراکه «ليلا بلوکات» براي بازي در نقش يک دختر دبيرستاني بايد حداقل 10 يا 15 سال جوان‌تر مي‌شد، کاري که يقينا از دست متبحرترين گريمورهاي جهان نيز برنمي‌آيد و درحالي که پر واضح است، موضوع انتخاب بازيگر براي سريال‌هايي با طيف سني جوان و نوجوان امر ظريفي است ولي شاهد هستيم که در اين مجموعه، اين مهم با سهل‌انگاري تمام انجام گرفته است. درچنين موقعيتي کاش کسي از آقاي «سعيد عالم‌زاده» به‌عنوان کارگردان اثر مي‌پرسيد که آيا واقعا هنرپيشه ديگري نبود که بتواند جايگزين خانم ليلا بلوکات بشود؟!

سريالي با قصه‌هاي ناکام
با تمام اين تعريفات و هسته داستاني قابل قبول، «آسمان هميشه ابري نيست» حتي به مرزهاي يک روايت قابل قبول نزديک هم نشد و چه به لحاظ فني، محتوايي و داستاني داراي ايرادات و حفره‌هايي بود که اين مجموعه تلويزيوني را در جذب مخاطب کاملا ناکام گذاشت. طبيعي است که به منظور موفقيت آثار دغدغه‌مند (که سريال «آسمان هميشه...» حتما در اين زمره قرار مي‌گيرد) محتواي داستاني و تکنيک برنامه‌سازي بايد در سطح بسيار بالايي باشند تا مجموعه، هم در جذب مخاطب پيروز باشد و هم اين که بتواند دغدغه‌هايش را در قالب پيام‌هاي قابل پذيرش به مخاطبش منتقل کند امري که در کمال تأسف در مورد اين مجموعه تلويزيوني اصلا صادق نبود و فيلم‌نامه با وجود حفره‌هايي که در آن ديده مي‌شد در موارد بيننده را از دنبال کردن خط سير داستان باز مي‌داشت.

شخصيت‌هاي بسيار، زمان کم
از سوي ديگر کارگردان مجموعه سنگ بزرگي را براي زدن برداشته است و آن انتخاب داستاني با اين تعداد شخصيت بوده است که هر کدام داستان مخصوص به خود را دارند و ناگفته پيداست که هدايت کردن داستان‌هاي پرشخصيت معمولا کار ساده‌اي نيست (چنان‌که ديديم سازندگان سريال «لاست» هم از پس جمع کردن قصه تک‌تک شخصيت‌هايشان برنيامدند) و اين حرکت خطيري بود که سعيد عالم‌زاده هم از پس انجام آن موفق بيرون نيامد؛ به‌طور يقين زماني که يک داستان با تعداد زيادي شخصيت زمان کمي در اختيار داشته باشد، نتيجه چنان مي‌شود که برخي از شخصيت‌ها و داستان‌هايشان به حاشيه رانده مي‌شوند و يا اين که در ميانه داستان مي‌ماند و قصه‌هايشان در کمترين زمان ممکن، فقط جمع مي‌شود، يعني همان اتفاقي که براي سريال «آسمان هميشه ابري نيست» افتاد. «سعيد عالم‌زاده» که تجربه کارگرداني فيلم‌هاي «توکيو بدون توقف» و «بالاتر از خطر» و همچنين چندين مورد همکاري با «مهدي فخيم‌زاده» را در پرونده‌اش دارد، در اين تجربه تلويزيوني موفق به ارائه کار مطلوبي نشد و علي‌رغم انتخاب موضوعي قابل قبول و دغدغه‌مند، کارش نتيجه مخاطب‌پسندي در پي نداشت.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره اظهار نظر عجیب سرمربی پرتغالی تیم ملی که به مذاق پرسپولیسی‌ها خوش نیامد

طبقه‌بندی هواداران به سبک استاد کی‌روش!

٩٦/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 482

٩٦/٠١/٣١
شگرد خفن

کدام خبر درست است؟

٩٦/٠١/٣١
نصیرزاده رئیس سابق کمیته تدوین مقررات فدراسیون در گفت‌و‌گو با جیم:

درج ستاره استقلال و پرسپولیس بر اساس تلقی خودشان است

٩٦/٠١/٣١

ستاره‌ها در آسیا

٩٦/٠١/٣١
کافه جهان نما

ژاپن، سرزمین آفتابِ تابانِ احترام

٩٦/٠١/٣١
برگزیده سایت

بازخوانی

٩٦/٠١/٣١
ستاره استقلالی‌ها واقعی‌تر است یا ستاره‌ای که به پیراهن پرسپولیس اضافه می‌شود؟

ستاره سُرخ در آسمان کُری

٩٦/٠١/٣١
مروری بر نویسندگانی که با آثارشان هیجانی ویژه در میان کتاب‌خوان‌ها ایجاد کردند

داستان موج‌ها و موج‌های داستانی

٩٦/٠١/٣١
شاخ هفته

نسل تنهای ما

٩٦/٠١/٣١

داستان ستاره‌ها

٩٦/٠١/٣١
تلگجیم

تلگجیم 482

٩٦/٠١/٣١
حکایت هفته

اندر حکایت برنامه هفت و افخمی که رفت

٩٦/٠١/٣١
ذهن زیبا

ذهن زیبا 481

٩٦/٠١/٣١
آنتن

دلیل قطع تماس‌های صوتی تلگرام مشخص شد!

٩٦/٠١/٣١
پایان نامه

پول نارنگی، ما و این همه حادثه!

٩٦/٠١/٣١
دات کام

آتلیه سرخود بشوید

٩٦/٠١/٣١
نگاهی به فیلم «خشکسالی و دروغ» با حضور محمدرضا گلزار

مخاطب پسند و قصه‌‌گو

٩٦/٠١/٣١
فتوچاپ

فتوچاپ 482

٩٦/٠١/٣١
چهره هفته

هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است!

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات