ذهن‌زيبا

ذهن‌زيبا

نویسنده :

به تو فکر مي‌کنم، صبح مي‌شود...

------------ *** ------------

تو برکنار فراتي نداني اين معني

به راه باديه دانند قدر آب زلال

سعدي

------------ *** ------------

آي گل پونه! نعناع پونه!

به صدايي که شنيد، حلزون

از خانه خود آمد بيرون

به تماشاي بهار!

نيما يوشيج

------------ *** ------------

وظيفه من پيش از هر چيز آن است که شما را وادارم که ببينيد.

ديويد وارک گريفيث

------------ *** ------------

اون‌ وقتا که کوچيک بودم دلم مي‌خواست زودي بزرگ بشم، ولي الآن اصلا نمي‌فهمم آدم چرا بايد بزرگ بشه. حالا که خودم بزرگ‌تر شدم فکر مي‌کنم آينده‌ام مثل اينه که آدم بي‌خودي تو اتاق انتظار بشينه. يا تو يه ايستگاه بزرگ قطار که پر تابلو و صندلي‌يه. يه ‌عالمه آدم تند و تند از کنارم رد مي‌شن، ولي انگاري من رو نمي‌بينن. همه‌شون هم عجله دارن که زودي سوار قطار بشن. لابد يه جايي دارن که مي‌خوان برن، يا يه کسي رو دارن که مي‌خوان ببيننش، ولي من چي؟ اون‌جا منتظر نشسته‌ام؛ منتظرم اتفاقي چيزي برام بيفته...

دختر روي پل/ پاتريس لوکنت

------------ *** ------------

چه گونه است که تو با خودت بيگانه‌اي؟

کمدي اشتباهات / ويليام شکسپير

------------ *** ------------

سلطان: حال‌تان چه‌طور است جناب اتابک اعظم؟

اميرکبير: غلام اين‌روزها از تصدق و مرحمت قبله‌ي عالم، در کمال راحتي و دعاگويي هستم. دو خدمت در خانه‌ شما داشتم که حالا، بحمدا...، از هر دو راحتم. قبله‌ عالم در ميان قشون است و از شدت ميلي که به امير نظام دارند، امير نظام در خانه‌ خود مشغول باغباني‌ است. حقيقت حال از اين شرف‌يابي عرضي ندارم جز اين‌که اگر قبله‌ي عالم مقصودي دارند، بي‌پرده بگويند.

سلطان: حالا دلم مي‌خواهد فقط سواري کنم. همين امشب، توسط نامه در تمام موارد به شما توضيح مي‌دهم؛ به‌شرط آن‌که ديگر حرف کار را نزنيد، چون اين‌جا فقط ميل به سواري داريم. آخر، کجا رفتند آن اسب‌هايي که مثل رخش و شبديز بودند؟

اميرکبير: قربان، آن اسب‌ها را سواراني مثل رستم و نادر و لطف‌علي‌خان زند سوار شدند و با خود بردند.

سلطان صاحبقران/علي حاتمي

------------ *** ------------

سوز تب فراق تو درمان پذير نيست

تا زنده‌ام چو شمع ازينم گزير نيست

هر درد را که مي‌نگري هست چاره‌اي

درد محبت است که درمان پذير نيست

وحشي بافقي

------------ *** ------------

ديروز

ما زندگي را

به بازي گرفتيم

امروز ،او

ما را ...

فردا؟

قيصر امين‌پور

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محبوب‌ترین اسباب‌بازی سال 2017 که رقیـب بـازی‌های انـدرویدی است!

#fidget_spinner

٩٦/٠٥/٢٦
هشت قسمت از فصل دوم «شهرزاد» پخش شد اما خاطره قبل تکرار نشد!

تو آن عهدی که با من بسته بودی؟

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 499

٩٦/٠٥/٢٦
تلگجیم

تلگجیم499

٩٦/٠٥/٢٦
مینیمال

‏اندر مزایای تعطیلی روز جمعه

٩٦/٠٥/٢٦
به بهانه واقعه میرزا اولنگ، موضوع ویژه این‌ هفته دیباچه‌ای است بر درد و غم جانسوز همسایه هم‌خون‌ و فره

از رنج برادر افغانم

٩٦/٠٥/٢٦
پایان‌نامه

خیلی مارمولکی!

٩٦/٠٥/٢٦
آنتن

بدن‌سازی به سبک جیم!

٩٦/٠٥/٢٦
شاخ هفته

امتحان کردن هنر نمی‌باشد

٩٦/٠٥/٢٦
شگرد خفن

پسوردتان را پیدا کنید

٩٦/٠٥/٢٦
درباره مالکان ثروتمند فعلی باشگاه‌های اروپایی چه می‌دانید؟

بریز و بپاش آسیایی‌ها در اروپا!

٩٦/٠٥/٢٦
کافه جهان نما

استرالیا، سرزمین سبز احترام

٩٦/٠٥/٢٦
جارچی

جارچی 499

٩٦/٠٥/٢٦
فتوچاپ

فتوچاپ 499

٩٦/٠٥/٢٦
درباره ناکامی بزرگ «اوسین بولت» در آخرین مسابقه زندگی‌اش

خداحافظی تلخ ابرقهرمان!

٩٦/٠٥/٢٦
ناصرخان آکتور سینما

نکشی ما رو با رکورد‌هات!

٩٦/٠٥/٢٦

اندر مصائب خاص بودن!

٩٦/٠٥/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و جوانی

٩٦/٠٥/٢٦

لحظه نبودنش

٩٦/٠٥/٢٦

جوابی که کسی را ناراحت نکند!

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات