شش سالگی جیم و شش خاطره از جیمی ها

شش سالگی جیم و شش خاطره از جیمی ها

نویسنده :

نظرات کاربران
کد امنیتی
kavir
kavir
٩١/٠٩/٢٣
١
٠
به خاطر ابراز نظرتان افسانه ها را رهــــــــا کن دوری و دوستی کدام است؟؟ فاصله هایند که دوستی را میبلعند !!! تـــــــــــو اگر نباشی دیگری جایت را پر میکند… به همین ســــــــــــادگی… بسیار سپاسگذاریم
kavir
kavir
٩١/٠٩/٢٣
١
٠
هیچوقت هیچوقت نقاش خوبی نخواهم شد امشب دلی کشیدم شبیه نیمه سیبی که به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگها ناپدید ماند
kavir
kavir
٩١/٠٩/٢٤
١
٠
دختری با ظاهری ساده از خیابان گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت: چطوری سیبیلو؟ دختر خونسرد ، تبسمی کرد و جواب داد: وقتی تو ابرو بر میداری و مو رنگ میکنی و گوشواره میندازی من سیبیل میزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نداشته باشه
shiezadeh
shiezadeh
٩١/٠٩/٢٦
١
٠
جالب بود ... مرسی
shiezadeh
shiezadeh
٩١/٠٩/٢٦
٠
١
خاطره های جیمی بچه ها ک چاپ شد خیلی ایده ی خوبی بود بازم ازین کارا بکنین ...
kavir
kavir
٩١/٠٩/٢٦
١
٠
کی میشه مطالب منم تو صفحه ی 15 چاپ بشه
٩١/٠٩/٢٨
٠
٠
گاهی در فرا سوی این لحظات از خود میپرسم، با خود چه کردی؟!!! که همچون باران میباری.. همچون باد گریزانی.. و همچون تاریکی در هراسی حتی چشمانت را در کلبه ی وجودش نیافتی تو خود، او بودی و او تو نبود... چه بد کردیم به خود...
تبلیغات
تبلیغات