نمايشگاهي ‌براي‌همه
حال و هواي بيست و چهارمين نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران

نمايشگاهي ‌براي‌همه

نویسنده :

از هر دو در ورودي مترو به سمت مصلي که وارد مي‌شوي به غلغله‌اي از جمعيت مي‌رسي که براي رسيدن به محل نمايشگاه هلهله مي‌کنند. بيست و چهارمين نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران سه‌شنبه 13 ارديبهشت با سخنراني محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور در مصلي تهران افتتاح شد. در اين دوره از نمايشگاه، حدود 4 هزار ناشر ايراني و خارجي با بيش از 400 هزار عنوان کتاب شرکت کرده‌اند و فضاي کلي نمايشگاه به وسعت 120 هزار متر مربع است. گفته مي‌شود که اين نمايشگاه، بزرگ‌ترين رويداد فرهنگي خاورميانه است که با حضور، بيش از 2 هزار و 300 ناشر داخلي و هزار و 600 ناشر خارجي در تهران رقم مي‌خورد. يک روز گشت زني در نمايشگاه دستتان مي‌آورد که امسال ديگر مثل سال گذشته نيست. هم فضا کمتر است و هم جمعيت بازديد کننده بيشتر. معلوم نيست اين جمعيت همه اهل کتاب هستند يا فقط محض تفريح و وقت‌گذراني به نمايشگاه مي‌آيند، معلوم نيست کتاب مي‌خرند يا نمي‌خرند ولي به هر حال به نمايشگاه مي‌آيند و فضايي را اشغال مي‌کنند. داخل که برويد متوجه مي‌شويد که تعداد ناشران هم بيشتر است. رفتن يا نرفتن به نمايشگاه بستگي به حال و هواي خودتان دارد. ولي حضور در اين نمايشگاه باعث مي‌شود کمي جوگير فضا شويد و شايد يکي دو کتاب هم خريديد!

روز / خارجي/ محوطه مصلي تهران
اولين چيزي که بعد از خروج از مترو مصلي به محوطه نمايشگاه به ذهن مي‌رسد اين است که با اين همه جمعيت واقعا ون‌هاي مسافربر صلواتي کجايند؟! خبري از ون‌ها نيست. راستش حق دارند که نباشند. آن‌قدر جمعيت فشرده است که براي رد شدن ون‌ها مسير مجزايي لازم است. مسيري که وجب به وجبش ترافيک انساني نباشد! ادامه اين ترافيک به داخل راهروهاي مترو مي‌رسد. راهروهاي تنگ و باريک و تاريک پر از آدم که با فشار و هل، قصد دارند راهشان را به بيرون باز کنند. حالا به اين وضعيت، گرمي هوا و بازدم اين همه آدم را هم اضافه کنيد تا دستتان بيايد چه خبر است و چرا اين همه آدم، وقتي از دالان‌هاي ايستگاه مترو، خارج مي‌شوند به سرعت به هر سو مي‌روند! استقبال فوق العاده است. در کنارت کساني هستند که گاه با گويش‌هاي متفاوتي حرف مي‌زنند و تو متوجه نمي‌شوي چه مي‌گويند. اين نشان مي‌دهد براي نمايشگاه کتاب تهران از همه جاي ايران مسافر داريم. چهره‌هايي که کاملا مشخص است راه زيادي آمده‌اند تا در نمايشگاه حضور داشته باشند. اين خودش توجيه خوبي براي شلوغي بيش از حد ظرفيت متروي مصلي و شهيد بهشتي است.

ايستگاه هاي شکم
جمعيت مشوش جلوي در ورودي مترو را که رد کني مي‌رسي به غرفه‌هايي که در دو طرفت خودنمايي مي‌کنند و با جمعيت نگه داشته شده‌اند. امسال نسبت به سال گذشته به تعداد ايستگاه‌هاي فروش تنقلات اضافه شده است. گويي اين جمعيت و سير کردنشان معضلي بوده که با اين تعداد غرفه حل شده. آن‌قدر جلوي غرفه‌هاي اغذيه شلوغ است که تصور مي‌کني فروش کتاب از همين جا شروع شده. تمام اين غرفه‌ها به کوتاه‌تر شدن مسير رسيدن به محل فروش کتاب‌ها کمک شاياني کرده. يک جور سان ديدن است که تا سر مي‌گرداني رسيده‌اي به ناشران کودک و نوجوان و دانشگاهي و خريد و تمرکز از همان‌جا شروع مي‌شود. در کنار غرفه‌هاي فروش اغذيه، کمي آن‌طرف‌تر چادر بزرگي خودنمايي مي‌کند. اين چادر متعلق به اورژانس است که با چند آمبولانس در کنار در ورودي‌اش براي فعاليت آماده شده‌اند تا اگر خداي نکرده در طول مسير و يا در داخل نمايشگاه براي کسي اتفاق غير مترقبه‌اي بيفتد فورا اقدام کنند. اتفاقا به‌خاطر گرما و اين ازدحام، چنين تدبيري جاي تحسين دارد. غرفه‌هاي تغذيه و تبليغاتي‌ها باعث شده‌اند ترافيک بيشتري در مسير بين در ورودي مترو و چادرهاي ناشران کودک و نوجوان به وجود آيد.

جايي براي بچه‌ها
اولين نمايي که از چادرهاي فروش کتاب به چشم مي‌خورد، چادرهاي ناشران کودک و نوجوان است. به نسبت جاهاي ديگر نمايشگاه، اين‌جا از ازدحام کمتري برخوردار است. بيشتر کساني که به سمت اين غرفه‌ها مي‌روند، کساني هستند که به همراه فرزندانشان و براي فرزندانشان به خريد آمده‌اند. اين بخش از نمايشگاه نسبت به جاهاي ديگر جذابيت بيشتري هم دارد. نمايش عروسکي و صداهايي که از بلندگوها به گوش مي‌رسد حکايت از اين دارد که اين محل، جايي براي بچه‌هاست. صداي جيغ و داد بچه‌ها در محيط پيچيده. همين جذابيت‌هاست که باعث مي‌شود، بچه‌هايي که با پدر و مادرشان براي خريد آمده‌اند تا به اين بخش مي‌رسند و صداهاي کارتوني و عروسکي را مي‌شنوند از خودشان بيخود شوند و به داخل چادرها بدوند! در کنار اين چادرها، آدم‌هاي خسته‌اي را مي‌بيني که روي هر جايي که بشود به آن گفت تکيه‌گاه و نشيمن‌گاه نشسته‌اند و گلويي‌تر مي‌کنند. دست بعضي پر است و دست بعضي خالي. پر از کتاب يا پر از ساندويچ براي تجديد قوا!

لشگر دانشگاهيان
پياده رو را که طي مي‌کني، کمي جلوتر، به دوراهي مي‌رسي. يکي درست کنار چادر ناشران کودک و نوجوان، چادرهاي ناشران دانشگاهي است و ديگري راهي که به پشت بام شبستان مي‌رسد که از جمعيت پوشانده شده. غرفه‌هاي دانشگاهي با چادرهاي سفيد و طويلي که فقط مورد علاقه اهل علم است! اين بخش از نمايشگاه بيشتر مورد استقبال جوانان دانشجويي است که معلوم است از جاهاي مختلف ايران براي خريد کتاب‌هاي مورد نيازشان به اين‌جا آمده‌اند. مقابل چادرهاي ناشران دانشگاهي، چند چادر قرار دارد که دورش بسيار شلوغ است. اين چادرها مخصوص جست‌وجوي رايانه‌اي براي پيدا کردن ناشر و کتاب مورد نظر افراد است. دست هر کسي که مي‌بيني، يک ليست از کتاب‌هاي درسي و کنکوري است که مي‌خواهد بخرد. کنارشان که مي‌ايستي در مورد کتاب‌هايشان حرف مي‌زنند. در کنار بعضي ديگر که مي‌ايستي نمي‌فهمي چه مي‌گويند، چون به گويشي ديگر حرف مي‌زنند ولي از ليستي که دارد معلوم مي‌شود دانشگاهي است. از اين چادر به آن چادر مي‌روند تا بتوانند کتاب مورد نظرشان را بخرند. امکان خوبي که نمايشگاه در اختيار دانشجوها قرار داده اين است که يک کارت الکترونيک خريد براي دانشجوها در نظر گرفته شده که با 20 هزار تومان مي‌توانند به اندازه 40 هزار تومان خريد کنند. دست بعضي‌هايشان مي‌شود اين کارت‌ها را ديد. آن‌ها هم اين فرصت را مغتنم شمرده‌اند و تمام کتاب‌هايي را که مي‌خواستند در طول سال بخرند، ليست کرده‌اند براي نمايشگاه! داخل غرفه‌ها هوا جريان دارد و از نظر تنفسي دچار مشکل نمي‌شوي. از بلندگوها هم مدام تبليغات انتشاراتي‌هاي دانشجويي و درسي شنيده مي‌شود. اصلا وارد چادرها که مي‌شوي حس دانشگاه و درس وجودت را مي‌گيرد! کارت پخش کن‌ها قدم به قدم هم به دستت تبليغات کلاس‌هاي کنکور و انتشارات‌هاي دانشگاهي مي‌دهند!

جايي براي همه
چادرهاي کودک و نوجوان و دانشگاهي و سرويس‌هاي بهداشتي را که پشت سر بگذاري مي‌رسي به شبستان. قسمت اصلي نمايشگاه که ناشران عمومي در آن قرار دارند. کمي تعلل براي ورود لازم است. آن‌قدر جمعيت وارد شونده زياد است که نتواني به سرعت وارد شوي. همين‌طور که در ميان جمعيت منتظر ورود هستي، کنار در سالن بين‌الملل دو در ورود براي بانک صادرات است. اين‌جا همان‌جايي است که کارت‌هاي الکترونيکي دانشجوها را به آن‌ها مي‌دهد. ورودي خانم‌ها و آقايان با هم متفاوت است. بخش بانک‌هاي صادرات، با اين‌که روز شلوغي بود، نسبت به سال قبل خيلي خلوت‌تر است. بر خلاف سال گذشته که گاهي صف‌هاي دانشجوهايي که منتظر گرفتن کارتشان بودند به چند کيلومتر هم مي‌رسيد. اما امسال اين‌طور نيست. در حياط روبه‌روي شبستان هم چند بخش اضافه شده. علاوه بر نمازخانه‌اي که ضلع شرقي نمايشگاه درست روبه‌روي سرويس بهداشتي قرار دارد، در کنارش نمازخانه ديگري هم تعبيه شده تا جوابگوي اين همه جمعيت باشد. محوطه روبه‌روي شبستان،‌ ايستگاه‌هاي شکمي که هر سال قرار داشتند، در همان جاي هميشگي‌شان در حال نفس کشيدن هستند. حد فاصل بين در ورودي شبستان و مرکز شکم، آژانس تاکسي‌راني، پليس گشت، دستگاه‌هاي کارت خوان و غرفه‌هاي تبليغاتي قرار دارند.

کتاب‌هاي خارجي
نرسيده به بخش ناشران عمومي، سالن بين‌الملل است. سالني که در آن بيش از 1600 ناشر خارجي از 67 کشور جهان حضور دارند. اين غرفه‌ها فقط براي خريد کتاب با زبان اصلي، غير از فارسي است. اين‌جا به نسبت خلوت‌تر است. رفت و آمدها کمتر و بيشتر، افراد از کتاب‌ها سان مي‌بينند. غرفه‌هايي بعضا طولاني و وسيع با کتاب‌هايي قطور و گران‌قيمت. کتاب‌هايي که واقعا فقط به درد ديده شدن مي‌خورند. آن‌قدر قيمت بعضي‌هايشان بالاست که نمي‌شود دست به جيب برد و آن‌ها را خريد. اين قسمت از نمايشگاه مخاطبان خاص خودش را دارد. بعضي از افراد که از کنارت رد مي‌شوند خارجي‌اند اصلا بعضي غرفه داران هم خارجي‌اند. در هر غرفه، ‌مشتري مشغول چانه زني با فروشنده‌اي خارجي است. همه تيپ آدمي را مي‌شود در اين‌جا ديد. هر موضوع کتابي هم بخواهيد در اين غرفه‌ها پيدا مي‌شوند. امسال براي اولين بار شاهد حضور اروگوئه و کوبا در نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران هستيم. در اين بخش، ناشراني از کشورهاي آلمان، سوئيس، اتريش، ترکيه، مصر، ‌سوريه، لبنان، عراق، عمان، انگليس، فرانسه، اسپانيا، ارمنستان، کشورهاي آسياي ميانه، هند، پاکستان، ژاپن، کره جنوبي، فيليپين، مالزي، روسيه، اوکراين، آمريکا، کانادا، استراليا و... هستند. ناشران بين‌الملل، در طبقه نيمه بالايي شبستان قرار دارند. يعني از بالا تمام ناشران عموي زير پاي‌تان است. از آن بالا نگاه کردن به تمام شبستان، حس خوبي دارد. در همين راهرو، پله‌هايي براي رسيدن به بخش ناشران عمومي هم قرار دارد که يک راه ميانبر هم براي رسيدن به شبستان محسوب مي‌شود.

تنگ و باريک!
وارد شبستان که مي‌شوي خيلي فضا کم است. امسال نمايشگاه کتاب در بخش فضاي اختصاص يافته به آن يک تفاوت مهم با سال‌هاي ديگر دارد. يعني در فضاي به مراتب کمتر، ناشران بيشتري مستقر شده‌اند! آمارهاي منتشر شده از سوي مسئولان برگزاري نمايشگاه نشان مي‌دهد که امسال تعداد ناشران داخلي و عناوين آثار به نمايش درآمده نسبت به سال گذشته رشدي 10 تا 20 درصدي داشته و به رقم 2338 ناشر رسيده است و آنان بيش از 208هزار عنوان کتاب را در سالن‌هاي کودکان و نوجوانان، عمومي، دانشگاهي و آموزشي عرضه کرده‌اند، آن هم در فضايي به مساحت 120هزار مترمربع که نسبت به سال گذشته 5هزار متر مربع کمتر شده است. اين همه جمعيت، اين همه ناشر، اين همه کتاب در فضايي که نسبت به سال قبل کمتر است کمي، فضا را خفه مي‌کند و راه را براي گشت و گذار تنگ. در ورودي اصلي، به راهروي شماره 1 مي‌رسد. راهرويي که اگر به ترتيب حروف الفبا بخواهي بروي بايد از «ي» شروع کني. چون ناشران در راهروها از اول به آخر حروف الفبا مرتب شده‌اند. راهروها را بايد زيگزاگي طي کرد. بعضي از انتشاراتي‌هاي معتبرتر، فضاي بيشتري دارند و به تبع دورشان شلوغ‌تر است. آن‌قدر که نمي‌توان حتي سرک کشيد و چندتا از کتاب‌ها را ديد زد. انتشاراتي‌هايي مثل نيستان، ثالث و...

خريد ارزي
از در‌هاي غربي شبستان که خارج شوي، درست روبه‌روي گنبد قرار داري. پله‌ها را که پايين بروي مي‌رسي به محل فروش کتاب‌هاي ارزي. اين بخش هم مثل سال‌هاي قبل فعاليت خودش را دارد. اين‌جا ديگر هم خيلي خلوت است، هم خنک. اين‌جا همه قيمت‌ها با ارز و پول خارجي حساب و کتاب مي‌شوند و بيشتر بازديد کننده‌هايش خارجي به نظر مي‌آيند. تمام جمعيت در بيرون از اين بخش در حال دست و پنجه نرم کردن با گرمي هوا و پيدا کردن جايي براي استراحتند. اين‌جا هم يکي از آن بخش‌هاي جست‌وجوي رايانه‌اي براي کتاب قرار دارد که باز هم خيلي دورش شلوغ است.

بدون روزنامه
نمايشگاه کتاب امسال نسبت به سال گذشته يک چيزي کم دارد. آن هم نشريه روزانه است که هر سال در طول 10 روز برپايي نمايشگاه، اخبار نمايشگاه را به مردم مي‌رساند. گويا نشريه روزانه نمايشگاه، براي عرضه در نخستين روز آماده شده بود، اما هنگامي که قرار بود براي چاپ به چاپخانه فرستاده شود، با اختلاف بين خبرنگاران نشريه و مسئولان نمايشگاه از انتشار بازماند. شنيده‌ها حاکي از آن است که قرار بود اين نشريه هر روز اطلاعات، برنامه‌ها و خبرهاي نمايشگاه کتاب را در طول ده روز برپايي پوشش دهد و در قرارداد عنوان شده بود که ده شماره منتشر خواهد شد، اما مسئولان نمايشگاه گفتند که تنها 6 شماره آن منتشر شود که مسئولان نشريه با اين امر موافقت نکردند و شماره اول نشريه هنوز در نيامده تعطيل شد.

نظرات کاربران
کد امنیتی