دست به دست!
جابه‌جایی آرشیو جیم از جایی به جای دیگر را می‌گویند

دست به دست!

نویسنده : مجید حسین زاده

آرشیودارها به گوش باشند! آرشیوخواه‌ها هم به گوش باشند! هر هفته تعدادی پیامک به جیم ارسال می‌شود با یکی از دو مضامین زیر: «ای جیم! من آرشیو کاملت رو دارم ولی دیگه امکان نداره بتونم نگه‌داری‌شون کنم. اگه کسی می‌خواد بهش بگو بیاد از من بگیره» یاپیامک‌هایی که نوشته‌اند: «جیم‌جان! من چندتا شماره ازت رو نتونستم بگیرم، برای همین آرشیوم ناقصه، میشه منو به کسی معرفی کنی برم ازش بگیرم!؟» یک بعدازظهر ابری شروع کردیم به تماس تلفنی با بعضی از فرستندگان این نوع پیامک‌ها. بعضی‌ها گفتند «آرشیومان را فروخته‌ایم» یا «به دوستان‌مان دادیم». خلاصه در یکی از همین تماس‌های تلفنی، خانمی که تقریبا آرشیو کاملی از جیم داشتند، پذیرفتند که ما به همراه یکی دیگر از مخاطبان‌مان که تعدادی از شماره‌های قبلی جیم را می‌خواهد، به منزل ایشان برویم و سبب خیر شوند تا بی‌آرشیوها، آرشیودار شوند! در ادامه و در عکس‌های این مطلب خواهید دید که چه اتفاقاتی در این رد و بدل جیم افتاد اما اول بهتر است با این مخاطبان‌مان بیشتر آشنا شوید.

 خودتان را معرفی کنید؟

 هدی ارژنگی، متولد 13 فرودین 1367 و دانشجوی رشته روان‌شناسی بالینی هستم. در حال حاضر در دفتر وکالت مشغول به کار هستم.

 از شماره چند جیم دارید؟

 از پیش شماره 3 خواننده جیم شدم اما از شماره 11 بود که شروع به آرشیو جیم کردم و تا همین شماره پیش، جیم‌هایم را در کشوی میزم نگهداری می‌کنم.

 کدام قسمت جیم را بیشتر دوست دارید؟

 از قسمت‌های «ذهن زیبا» و «روزمره آنلاین» به هیچ وجه نمی‌توان گذشت. بعدش هم «پیامک‌ها» برایم جالب هستند.

 اگر شما دبیر جیم بودید، برای جشن 6 سالگی جیم چه برنامه‌ای اجرا می‌کردید؟

 همه طرفداران جیم را به حضور در یک برنامه مهیج و جذاب، با حضور دست اندرکارن جیم دعوت می‌کردم. فقط زمانش را حتما جمعه می‌گذاشتم تا همه مخاطبان بتوانند بیایند!

 یک مطلبی که در جیم خوانده‌اید و علاوه بر این‌که خیلی دوستش داشتید، همیشه در ذهن‌تان هم هست؟

 یک مطلبی بود درباره دیالوگ‌های سریال مختار، که خیلی دوستش داشتم و البته هنوز هم به نظرم بهترین مطلب جیم بوده است.

 فکر می‌کنید وزن این جیم‌هایی که آرشیو کرده‌اید، چه‌قدر است!؟

 یک یا دو کیلو! نمی‌دانم. (وزن جیم را می‌توانید در صفحه موضوع ویژه این هفته کشف کنید!)

 یک خاطره جیمی بگویید؟

 دیروز به دختر داییم گفتم، فردا قرار است از جیم بیایند خانه‌ ما و یک گزارش از آرشیو من تهیه کنند. دختر دایی‌ام گفت: «همان جیمی که یک بار همه، پول‌های‌مان را روی هم گذاشتیم و خریدیم». یک 5شنبه با همه بستگان‌مان بیرون رفته بودیم. من می‌خواستم روزنامه بخرم و همه پول‌های‌شان تمام شده بود. بزرگ‌های فامیل 50 تومان، 50 تومان روی هم گذاشتند تا من توانستم یک روزنامه خراسان بخرم و جیم را از دست ندهم!

 اگر دبیر جیم بودید، کدام قسمت آن‌را حذف می‌کردید؟

 یک لحظه هم صبر نمی‌کردم و قسمت ورزشی‌اش را حذف می‌کردم!

 تا حالا شده، بروید دکه‌های روزنامه فروشی و جیم گیرتان نیاید؟

 خیلی زیاد. البته گاهی خوش شانس هم بودم. یک بار که با تاکسی داشتم برمی‌گشتم خانه‌مان، دیدم که راننده تاکسی جیم را گذاشته روی داشبوردش. گفتم آقا می‌شود جیمش را به من بدهید که ایشان هم جیم را به من داد.

 خودتان را معرفی کنید؟

 سیدسجاد اعلمی. متولد سال 1375 و دانش‌آموز رشته تجربی.

 شما آرشیو‌تان را کجا نگهداری می‌کنید؟

 زیر تختم. در دوتا کیف، که یکی رمزدار است و دیگری غیر رمزدار!

 اگه شما دبیر جیم بودید، برای جشن 6سالگی جیم چه‌کار می‌کردید؟

 همان کاری را می‌کردم که چند سال پیش، شما انجام دادید، سالن صداو سیما را می‌گرفتم و...

 اولین قسمت جیم که به سراغش می‌روید؟

 کمیک، بعد پایان‌نامه، بعد آنتن و بعد هم صفحه خبر.

 اگر دبیر جیم بودید، کدام قسمت آن‌را حذف می‌کردید؟

 هیچ قسمتی را. چون هر قسمتی مخاطبان و علاقه‌مندان خود را دارد. ولی من با ذهن‌زیبا و روزمره‌آنلاین همیشه مشکل داشتم و هیچ‌وقت نخواندم.

 اسم جیم را که می‌شنوید، یاد کدام شماره می‌افتید؟

 شماره‌ای که عکس بچه‌های جیم را زده بودید و با آن‌ها مصاحبه کرده بودید، برایم خیلی جالب بود.

 فکر می‌کنید وزن هر شماره جیم چه‌قدر باشد؟

 30 گرم!

 یک خاطره جیمی؟

 یک بعدازظهر 5شنبه جیم را پیدا نکرده بودم. بعد از کلاس زبان هر دکه‌ای رفتم روزنامه را تمام کرده بود. خیلی حالم گرفته شده بود. داشتم با ناامیدی سمت خانه می‌رفتم که دیدم گوشه پیاده‌رو یک جیم افتاده است. گفتم احتمالا فقط جلدش باشد اما جلو که رفتم، کامل کامل بود. خوشحالی آن روز را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
f_taqavinia
f_taqavinia
٩١/٠٩/١٦
٠
٠
پیشنهاد می شود خود جیم کل اشتراکهایش را به صورت یک کتاب منتشر کند. البته اگر همه را داشته باشد و قروت نکرده باشد. شاید هم به نمکی بلوار سازمان آب داده اند. عیب ندارد خانم هدی ارژنگی هستند که ازشون جیم امانت بگیرید
محدثه
محدثه
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
چ لاغربود ییییی سجاد واااای 😅
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
گپ وگفتی با «پیمان خاکسار»، مترجمی که در بازار کساد نشر کارهایش با استقبال مواجه می‌شود

از تدوین «شیار ۱۴۳» تا ترجمه «جزء از کل»

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات