«هوویی» به نام فوتبال!
ضد فوتبال

«هوویی» به نام فوتبال!

نویسنده : مژده رنگیان

جان خودمان كه نه ولی به جان دبیر سرویس ورزش و تفریح فكر نمی‌كردیم این‌قدر جیم‌خوان با تفكر ضد فوتبالیسم همین دور و برمان باشد و ما بی‌خبر گرد جهان بگردیم و مجبور باشیم یك تنه مقابل آن بایستیم، بابت حمایت‌هایتان از شما سپاسگزاریم. یادتان كه هست هفته گذشته گفتیم این فوتبال بی‌نتیجه و غم‌انگیز را دوست نداریم ولی آقایان در پاسخ به این موضوع گفتند چون شما فوتبال بلد نیستید این حرف را می‌زنید، پس در همین راستا دختران صفحه ورزش جیم نیز دست به كار شدند؛ فوتبال‌دستی جیم كه معرف حضورتان هست، در فرصتی مناسب كه پسران نویسنده جیم توسط اینترنت پر سرعت‌مان سرگرم بودند و فوتبال دستی بیچاره كه در اثر ضربات كوبنده پسران جیم، جانی در بدن نداشت و در حال استراحت بود و نفس راحتی می‌كشید، خودمان را به آن رساندیم تا استعداد فوتبالی دختران را به رخ جهانیان بكشیم! بگذریم از این‌كه بازیكنان پلاستیكی این فوتبال دستی (‌در حالی كه حتی یك پیچ‌شان هم گم شده باشد) خیلی حرفه‌ای‌تر از بعضی فوتبالیست‌های ما بازی می‌كنند و گل می‌زنند؛ ولی ما نیز چنان نمایش زیبایی در این مستطیل سبز دادیم كه حتی سلطان فوتبال دستی جیم نیز حریف‌مان نمی‌شود (حالا خودمانیم نه به این غلظت)! و اما در مذمت و تقبیح این ورزش می‌خواهیم به اثرات مخرب این ورزش در سطح جامعه اشاره كنیم، این‌كه فوتبال می‌تواند ریشه خیلی از دعواهای خانوادگی باشد و اگر به گلایه‌های خانم‌های خانه‌دار توجه کنید، از یك كنار فوتبال را «هووی» خود می‌دانند زیرا همسران‌شان را از آن‌ها گرفته است. این داستان واقعی از یك منزل مسكونی در طبقه سوم ساختمان شماره 212 گزارش می‌شود؛ آقای خانه‌ای با سرعت و صورت برافروخته به خانه می‌آید و بانوی خانه فكر می‌كند یارانه‌ها اعلام شده اما خیلی زود متوجه می‌شود پخش مستقیم فوتبال است! كیف یك سمت، جوراب‌ها یك سمت، خود آقا هم با یك ظرف تخمه جلوی تلویزیون با حالت لم یك سمت و همه چیز مهیا برای دیدن فوتبال. از آن طرف بانوی خانه می‌خواهد با همسرش دو كلام حرف بزند اما آقای خانه حواسش به آن 22 نفر عزیز است كه در پی یك توپ هستند! خانم خانه كه می‌بیند از طریق گفتمان به نتیجه نمی‌رسد، می‌رود آشپزخانه و چرخ گوشت را روشن می‌كند، فایده‌ای ندارد، می‌رود جاروبرقی را می‌‌آورد و فقط جلوی تلویزیون را جارو می‌كند بازهم فایده ندارد؛ آقا حواسش به آن مستطیل سبز است. شروع به گردگیری تلویزیون می‌كند اما انگار نه انگار، فكر بهتری به سرش می‌زند و نی‌نی خانه را می‌آورد و می‌دهد به آقای پدر تا نگهش دارد. آقا هم فكر می‌كند خانم چایی آورده است بچه را تحویل می‌گیرد، اما خیلی زود متوجه می‌شود كه این موجود چایی نیست. به جای این‌كه شیشه شیر را داخل دهان نی‌نی گرسنه خانه كند، تخمه‌ها مشت مشت می‌خورد و در عوض پدر نیز شیرخشك را با هیجان بسیار نوش جان می‌كند، در طول این مدت گویا پدر به طور كل در این دنیا نیست كه ناگهان در وقت اضافه و دقیقه 94 در اثر ضربه سر بازیكن تیم مورد علاقه، گل پیروزی زده می‌شود و در پی خوشحالی پدر، همزمان نی‌نی خانه نیز به سقف می‌چسبد و می‌شود جزو دكوراسیون منزل. این‌طور می‌شود كه بانو و نی‌نی خانه از دست آقای خانه دلخور می‌شوند و او را تنها می‌گذارند. خودتان قضاوت كنید، در دوست داشتن این فوتبال از هر سرش كه نگاه كنید بازنده می‌شویم، در این فوتبال یكی دیگر پولش را می‌گیرد و حالش را می‌برد و عواقب بد آن را ما باید ببینیم!

نظرات کاربران
کد امنیتی