حیف از منوچهر نوذری

حیف از منوچهر نوذری

نویسنده : مریم ضیغمی

7 سال قبل در چنین روزی یعنی 16 آذر 1384 بود که منوچهر نوذری هنرمند محبوب چند نسل از میان ما رفت. نوذری در سال 1304 به دنیا آمد و اولین کسی بود که در جعبه جادویی یعنی تلویزیون کشورمان ظاهر شد. او که از قدیمی‌ترین صداپیشه‌های عرصه سینما و تلویزیون محسوب می‌شد در اجرای برنامه‌های تلویزیونی با «مسابقه هفته»، در سریال‌ها با «کوچه اقاقیا»، در برنامه‌های رادیویی با «صبح جمعه با شما» و در دوبله با فیلم سینمایی خاطره انگیز «3 شنبه‌ها با موری» در ذهن نسل ما ماندگار شده و بماند که نسل‌های دیگر چه خاطرات شیرینی با او دارند. ماندگاری نوذری در مردمی و متواضع بودن او بود. حتماً تقلید مدیری در ساعت خوش را از نوذری و واکنش جالب او را به خاطر دارید، استاد شعری را در پایان برنامه‌‌های «صبح جمعه» با شما می‌‌خواند که بر روی سنگ مزارش هم نقش بسته است: ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی، چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی. وظیفه بود در سالروز درگذشت هنرمندی که خاطره‌ها از او داریم اقدامی کرده باشیم برای همین حدود 2 هفته قبل با فرزند ایشان ایرج نوذری تماس گرفتیم تا با او درباره پدر همکلام شویم، ایشان هم از طریق مدیر برنامه‌هایش قول گفت‌وگویی را داد و بعد از چند روز خواستار گفت‌وگویی مکتوب شد، از آن‌جایی که خاطر منوچهر نوذری برای ما عزیز بود این شرط را هم پذیرفتیم و در نهایت یک روز قبل از چاپ جیم و تنها به این بهانه که آقای ایرج نوذری با صدا و سیما گفت‌وگو خواهند داشت دست ما از تهیه یک مطلب درخور شان استاد کوتاه ماند و نگران شدیم مبادا برق دوربین، قول و قرارها را کمرنگ کند و 2 هفته پیگیری و برنامه‌ریزی جمعی را بی‌ارزش کند. واقعیت این است اگر قول ایرج خان نبود و ایشان قرار گفت‌وگو را، وعده ارسال عکس‌های اختصاصی از مرحوم نوذری چند قبضه نکرده بود خود ما آستین‌ها را بالا می‌زدیم و دور از چشم دوربین صدا و سیما و فقط به خاطر استاد مطلبی که حق ایشان باشد را تولید می‌کردیم اما متاسفانه آن‌قدر با تماس‌های بی پاسخ و برخورد سرد مواجه شدیم که فرصتی برای کاری بهتر از این‌که می‌بینید نبود و در این حین ارزش و قدر امثال منوچهر نوذری و علت محبوبیت آن‌ها بیشتر از پیش برای ما روشن شد، بالاخره این‌که هنرمندی نخواهد مصاحبه کند چیز عجیبی نیست اما خُلف وعده، چرا!

نظرات کاربران
کد امنیتی
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢١
٠
٠
روحش شاد و یادش گرامی...
پربازدیدتریـــن ها
راه نیافتن لاجوردی‌پوشان به جام جهانی باعث شد این مسابقات دروازه‌بان افسانه‌ای ایتالیا را از دست بدهد

جانِ جانانی به نام بوفون!

٩٦/٠٩/٠٢
درباره کارنامه هنری چند بازیگر دهه شصتی دیگر در سینما و تلویزیون

هم سن های نوید کجان؟

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

جلوتر از همه، حتی خودش!

٩٦/٠٩/٠٢
تلگجیم

تلگجیم 513

٩٦/٠٩/٠٢
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و آیفون 10

٩٦/٠٩/٠٢
جام جهانی 2018 روسیه با فقدان کلی ستاره رنگارنگ همراه خواهد بود

ستاره‌های خاموش!

٩٦/٠٩/٠٢
درباره «نهنگ عنبر 2» که به تازگی در شبکه نمایش خانگی عرضه شده است

سلکشن موقعیت‌های بامزه و بی ربط

٩٦/٠٩/٠٢
بـررسـی اینـترنـت نامحـدود در ایـــران و دیگر کـشـورهـای جـهان

#اینترنت_نامحدود

٩٦/٠٩/٠٢
شگرد

چگونه از کروم به فایرفاکس کوانتوم مهاجرت کنیم؟

٩٦/٠٩/٠٢
کافه جهان نما

بلژیک، سرزمین سرخوشی‌های بی‌پایان

٩٦/٠٩/٠٢
مینی

مینی 513

٩٦/٠٩/٠٢
نگاهی مختصر به کارنامه فعالیت حرفه‌ای نوید محمدزاده در سینما، تلویزیون و تئاتر

پُر کار و پُر جایزه

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

سه اپیزود از یک احساس

٩٦/٠٩/٠٢
چهره هفته

حواسمان به دل جوانان مملکت باشد

٩٦/٠٩/٠٢
جارچی

جارچی 513

٩٦/٠٩/٠٢
روایت‏هایی در مورد باید و نبایدهای داشتن حیوان خانگی که گاهی فراموش‌شان می‏کنیم

پت ما یا مای پت؟!

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

پاییز تابستانی

٩٦/٠٩/٠٢
پایان نامه

صورتی‌ها وارد می‌شوند

٩٦/٠٩/٠٢
آنتن

چشمک‌هایت از یاد ما نخواهد رفت!

٩٦/٠٩/٠٢
مینیمال

سعدیا گفتی که مهرش می‌رود از دل ولی مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد*

٩٦/٠٩/٠٢
تبلیغات