بگذارید سینما تعطیل شود چون کسی دلش به حال هنر نمی‌سوزد
گفت‌وگوی پرحاشیه با «حبیب دهقان نسب» درباره کم کاری‌اش و شرایط حاکم بر سینما

بگذارید سینما تعطیل شود چون کسی دلش به حال هنر نمی‌سوزد

نویسنده : مریم ضیغمی

«حبیب دهقان‌نسب» را با بازی در برخی آثار تاریخی، جدی و در مجموعه‌ها و فیلم‌های سینمایی می‌شناسیم. تجربه بازی در آثار کارگردانان بزرگی هم چون مسعود کیمیایی، رسول ملاقلی‌پور، داود میرباقری و مهدی فخیم‌زاده سبب شده است تا هیچ کدام از نقش‌هایی که ایفا می‌کند، شبیه به یکدیگر نباشند. او در گفت‌وگویی با ما از وضعیت نابه‌سامان هنر و پرداخت نشدن دستمزدها گله کرد و گفت: «اکنون چند پیشنهاد بازی در فیلم و مجموعه دارم ولی فیلم‌نامه‌ها بسیار ضعیف هستند و کسی در پی تولید یک اثر خوب نیست.» رواج سینمای طنز و کودک، در کنار فیلم‌های اجتماعی با حضور بازیگران جوان باعث شده است نقش‌های درخور توجه برای پیشکسوتان سینما وجود نداشته باشد، آسیب‌شناسی این کم‌کاری در کنار بررسی شرایط روز سینما و ماجرای اعتراض‌های اخیر به فیلم‌ها بهانه‌ای شد برای گفت‌وگو با این هنرمند پیشکسوت سینما.

 این روزها اتفاقی افتاده است که کمتر گفت‌وگویی از شما می‌بینم و چراغ خاموش پیش می‌روید؟

 حرفی برای گفتن ندارم. به طور معمول حرف ما اگر فریاد هم باشد به جایی نمی‌رسد.

 چه حرفی دارید که به جایی نمی‌رسد؟

 درباره سینما، وضعیت نابه‌سامان هنر مملکت که کسی رسیدگی نمی‌کند و همه چیز را رها کرده‌اند. از هر گوشه یک صدایی در می‌آید و هیچ نظم و قانونی وجود ندارد. بنابراین ترجیح می‌دهم سکوت کنم، چون وقتی حرف می‌زنی باید گوش شنوایی باشد و حرفت هم تأثیری داشته باشد. 

 حالا چرا کم کار هستید؟

 درباره کم کاری‌ام هم بگویم، متأسفانه پیشنهادهای کاری کم شده است. با توجه به وضعیتی که برای سینما به وجود آمده تولید کم شده است. تلویزیون هم می‌گوید بودجه ندارد. من و 40‌-30 بازیگر چندی پیش در اثری بازی کردیم، 2 ماه از پایان فیلم‌برداری‌اش گذشته است اما دستمزدمان را پرداخت نکرده‌اند و تنها مبلغ ناچیزی دریافت کرده‌ایم؛ هر چه با تهیه‌کننده و تلویزیون تماس می‌گیریم قول امروز و فردا را می‌دهند، بنابراین دل خوشی برای کار نمی‌ماند. برای همین است که «لادن طباطبایی» در برنامه «هفت» می‌گوید: دیگر دل و دماغ کار کردن را ندارد، در صورتی که 20 سال پیش با عشق و علاقه وارد این حرفه شده است اما حالا از بازیگری کناره‌گیری می‌کند، با این اوضاع به او حق می‌دهم. باید انسان به کاری که به آن عشق می‌ورزد امید داشته باشد، وقتی دستمزدها و کار ما مشخص نیست چه کنیم؟ اکنون چند پیشنهاد بازی در فیلم و مجموعه دارم ولی فیلم‌نامه‌ها بسیار ضعیف هستند. وضعیت این گونه است و کسی در پی تولید یک اثر خوب نیست.

 با این شرایط از ورودتان به سینما و تلویزیون راضی هستید؟

 طبیعی است که راضی‌ام چون با عشق و علاقه وارد شدم. هنر شمعی است همیشه روشن و پایدار و ممکن است شعله‌اش زیر خاکستر رود ولی خاموش نمی‌شود و منتظر فرصت است خودش را دوباره نشان دهد، بنابراین ما از خیلی چیزها در زندگی‌مان گذشتیم و وارد این کار شدیم، سختی و مشکلات را به جان خریدیم و همچنان با پوست کلفت ادامه می‌دهیم که معلوم می‌شود عشق آتشینی به کار داریم.

 شاید جالب باشد دیگران بدانند در ذهن شما چه می‌گذرد این‌که مجبورید یک روز به واسطه کارتان در یک نقش بازی کنید و روز دیگر در نقشی دیگر. اصلا وقت می‌کنید خود واقعی‌تان باشید؟

 به هر حال هر بازیگری در هر نقشی یک سری از ویژگی‌های خود را می‌گنجاند. در واقع بازی در یک نقش از سوی بازیگر آمیخته‌ای از خصوصیات شخصی‌اش است که به آن نقش می‌خورد و بخشی هم به آن خصوصیاتش مربوط می‌شود که از طریق مطالعه فیلم‌نامه، تفکر و استفاده از تجربیات به دست می‌آید. بازیگر ممکن است در یک اثر 70 درصد از خصوصیات خود و 30 درصد نقش را خلق کند و این در واقع خود نقش است که بازیگر درک می‌کند که برای ایفای آن چند درصد از وجود خود بهره بگیرد.

 اگر 4‌3 سال یک بار کار کنید آن قدر دستمزدها کفاف زندگی را می‌دهد که مابقی وقت خود را در منزل سر کنید یا به سفر و تفریح بروید؟

 نمی‌شود، اگر تهیه کننده با میل و رغبت دستمزد بازیگرانش را به موقع پرداخت نکند بازیگر نمی‌تواند که بگوید این مبلغ دستمزد را می‌گیرم می‌خواهید قبول کنید و نمی‌خواهید نمی‌پذیرم. حالا اگر بازیگری هم پیدا شود که به تهیه کننده پیشنهاد 100، 150 میلیون دستمزد را بدهد و آن‌ها هم قبول کنند، به طور حتم تهیه‌کننده منافع خود را در نظر گرفته که چنین دستمزدی را به او پرداخت می‌کند. بیشتر اوقات هیاهویی که درباره دستمزد بالای بازیگران مطرح می‌شود، هیاهویی بسیار برای هیچ است! به طور مثال بازیگرانی هم چون محمدرضا فروتن، محمدرضا گلزار، بهرام رادان و امثال این ها مگر سالی چند فیلم بازی می‌کنند؟ آن‌ها مانند بازیگران سینمای قبل از انقلاب نیستند که در سال در فیلم‌های زیادی بازی کنند. بنابراین دستمزدی که می‌گیرند تقسیم می‌شود بر 12 ماهی که می‌خواهند زندگی کنند و بعد باید منتظر پیشنهادهای کاری باشند تا کاری را بپسندند. این‌گونه به دستمزدها نگاه کرد، اگر فیلمی میلیاردی بفروشد اشکالی ندارد تهیه‌کننده چندین برابر پول را توی جیبش بگذارد ولی بازیگری که فیلمش فروش دارد و دستمزد خود را بالا ببرد، مکافات می‌شود. همه جای دنیا همین است، وقتی بازیگری فیلمش پرفروش می‌شود، دستمزدش را بالا می‌برند. هر بازیگری بخواهد 3 یا 4 سال کار نکند، با توجه به این وضعیت اقتصادی وحشتناک به مشکل بر می‌خورد و نمی‌تواند زندگی عادی‌اش را بگذراند، مسافرت و گشت و گذار که بماند!

 اگر بخواهید به آثاری که در آن‌ها بازی کرده‌اید بازنگری کنید آیا به نظرتان مسیر را درست طی کرده‌اید؟

 بستگی به شرایط دارد، نمی‌توانم بگویم از همه آثارم راضی هستم، بعضی‌ها مدعی هستند که همه کارهای شان مانند فرزندان‌شان هستند که معتقدم الکی است. اگر شرایط کار خوب باشد بازیگر هم راضی است. گاهی اوقات من اثری را که تصور می‌کردم خوب از کار در آید را پذیرفتم انرژی هم گذاشتم اما حاصل کار آن‌طور که انتظار داشتم نشد، چون همه شرایط دست من بازیگر نیست، عوامل مختلفی دخیل هستند؛ شرایط بیرونی دارد که آن تهیه‌کننده است و بخش اعظم خوب یا بد شدن آثار به تولید و تهیه‌کنندگان بر می‌گردد، هر چه آن‌ها ناخن خشکی کنند و بخواهند بیشتر جیب خودشان را پر کنند، طبیعی است به کار لطمه می‌خورد.

 نظر شما درباره موج اخیر فیلم‌های سینمای بدنه که بیشتر فیلم‌های اجتماعی، کودک و کمدی است و طبعاً عرصه را برای حضور پیشکسوتان برای بازی در فیلم‌ها تنگ می‌کند چیست؟ 

 معتقدم ساخت فیلم در هر نوع گونه‌ای ضروری است، چرا که مخاطبان ما ذائقه‌های متعددی دارند و فیلم‌سازان باید پاسخ‌گوی ذائقه و نیاز آن‌ها باشند. در حال حاضر بخش اعظم جمعیت کشور را کودکان، نوجوانان و جوانان تشکیل داده‌اند و تولید آثار با ذائقه آن‌ها لازم است. فیلم در گونه‌های مختلف باید ساخته شود حالا اگر نقشی برایم نبود  حرف دیگری است. ممکن است در این گونه آثار نقش عمو، پدر و پدربزرگی داشته باشند که از ما استفاده کنند. تولید فیلم در گونه اجتماعی هم لازم است اما نمایش و سیاه‌نمایی مسایل تلخ روز، سینما را نابود می‌کند. 

 نظرتان درباره اتفاقات اخیر سینمای کشور چیست؟

 در حال حاضر شاهد هستید که عده‌ای در خصوص اکران برخی فیلم‌ها معترض شده‌اند، از این برخوردها متعجبم چون وقتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متولی سینماست چرا هر کسی علیه هنر و سینما معترض‌می‌شود و تظاهرات می‌کند، بیانیه می‌دهد و وزارت ارشاد هم هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهد؟ این چه وضعیتی است علیه فیلمی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز داده است مگر سینما جای تسویه حساب‌های شخصی است؟ مگر هر فردی از هر کسی بدش آمد باید اعتراض کند؟ اگر مدعی هستند و شعار می‌دهند قانون اساسی داریم پس چرا از راه قانونی عمل نمی‌کنند و معترض می‌شوند؟ مگر این رفتار آن‌ها اغتشاش نیست؟ بگذارید سینما تعطیل شود چون کسی دلش به حال هنر نمی‌سوزد.

نظرات کاربران
کد امنیتی