کتاب راز چشم‌هايش

کتاب راز چشم‌هايش

نویسنده :

شنبه 17 ارديبهشت 90 – سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) – مشهد – بولوار امام رضا (ع) –در مسيري که گنبد طلايي آقا در امتدادش مي‌درخشيد. تشييع جنازه مردي از جنس آسمان، از جنس زهرا.

چشم‌ها دوخته به يک جعبه چوبي به نام تابوت. ملبس به پرچم کشورمان. عظمت شهيد در چشم‌هاي انبوه مردماني که به وداعش آمده بودند؛ پيدا بود و همه اين چشم‌ها آمده بودند براي راز چشم‌هايش... . چشم‌هايي که به گفته سعيد عاکف نويسنده «خاک‌هاي نرم کوشک» آغازي بود براي آشنايي با شهيد عبدالحسين برونسي و سپس نگارش آن سرگذشت‌نامه ارزشمند.

در اين سال‌هاي پس از دفاع مقدس، بارها مراسم تشييع پيکر شهدا در شهر و ديارمان پيش آمده و هر بار فضاي کشور به واسطه عطر حضورشان متأثر گشته،ولي مراسم روز شنبه با خيلي ازتشييع‌ها يک تفاوت عمده داشت: گويا همه برونسي را مي‌شناختند، با دغدغه‌ها، آرمان‌ها و انگيزه‌هايش آشنا بودند؛ مقاطع مختلف زندگي‌اش در ذهن‌ها مرور مي‌شد، به ياد داشتند که چرا از خانه سرهنگ طاغوتي گريخت، شب تولد دخترش فاطمه چه شد، شب عمليات چه گفت و... خلاصه اين که عبدالحسين برونسي براي خيلي از تشييع‌کنندگان يک شهيد معمولي نبود.

گويا يک نفر از راز چشم‌هايش گفته بود...

راوي چشم‌هاي اوستا عبدالحسين، نه تنها چهره او که به نوعي تصوير همه شهدا، از اول تاريخ تا آينده را به پيش چشم مخاطب مي‌آورد؛ نه تنها ظرفيت‌هاي انقلاب و دفاع مقدس را در پرورش استعدادهاي انساني بلکه جايگاه اين دنيايي تسليم شوندگان خالص به درگاه حضرت حق و اهل بيت را نشان مي‌دهد. سعيد عاکف، باطن غرق در عبوديت و بندگي يک به ظاهر بناي ساده روستايي را آن‌چنان ترسيم مي‌کند که هر خواننده پس از اتمام کتاب، اصل‌ها و فرع‌ها، بايدها و نبايدها، درست‌ها و نادرست‌ها را در زندگي خود جستجو مي‌کند و در پي اين است که همانند اين شهيد به زندگي خود، رنگ فاطمي و حسيني بزند.

و اين همه توصيف و تعبير نه به اين معناست که قصد مقايسه بين شهدا را داريم – که از اساس اشتباه است و در عهده ما نيست - بلکه نشان از اين دارد که به اندازه تمام شهدايي که براي‌شان «خاک‌هاي نرم کوشک» ننوشته‌ايم کار زمين مانده داريم.

اين کتاب براي خواننده، هر جا که نام يا تصوير برونسي باشد رنگ خدايي مي‌زند. راستي تا به حال به نقاشي شهيد برونسي روي ديوار پمپ بنزين خيابان خسروي مشهد، دقت کرده بوديد؟ فرصت خيره شدن به چشم‌هايش را از دست ندهيد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات