1و2و3، زنگ مدرسه!
اولین «جیم در مدرسه» تاریخ با حضور سر زنگ ورزش مدرسه دخترانه شهید چراغچی رقم خورد

1و2و3، زنگ مدرسه!

نویسنده : طاهره سادات بهشتي-مژده رنگيان

جیم این‌جا، جیم اون‌جا، جیم همه‌جا و این‌بار جیم در مدرسه شما! بله، برای اولین‌بار در ایران و به قول بعضی‌ها ایضا جهان، گروه حرفه‌ای سرویس ورزش و تفریح جیم به مدرسه شما می‌آید و یك زنگ ورزش را با شما سپری می‌كند. این هفته حرفه‌ای‌های جیم (خودمان را تحویل گرفتیم) راهی مدرسه راهنمایی دخترانه «چراغچی» مشهد در خیابان صاحب‌الزمان شدند و میهمان كلاس «دوم ب». وارد حیاط مدرسه كه می‌شویم خاطره آن سال‌ها برایمان زنده می‌شود؛ یادش به‌خیر چه‌قدر آتش سوزاندیم و جیغ معلمان و معاونان عزیزتر از جان را به آسمان بلند كردیم. بین خودمان بماند داشتیم ذوق مرگ می‌شدیم كه داخل دفتر مدرسه در كنار مدیر و معلمان زحمت‌كش و مهربان نشستیم و چای میل كردیم آخر از بچگی دوست داشتیم ببینیم زنگ تفریح در دفتر چه اتفاقاتی می‌افتد؟ زنگ تفریح كه تمام شد یكی یكی دخمل‌های ناز و مظلوم وارد حیاط شدند و بی‌صدا به صف شدند. چه آرامشی، آرامش پیش از توفان! اما چشم‌تان روز بد نبیند با گفتن این‌كه از جیم آمده‌ایم و این‌كه قرار است چه مسابقاتی داشته باشیم، چنان جیغ‌های بنفشی فضای مدرسه را گرفت كه بنا به گزارش‌های رسیده، در آن موقع صبح باعث ریزش پر كلاغ‌های بیچاره آن نواحی شد و حالا این شما و این اولین گزارش «جیم در مدرسه» از یك زنگ ورزش به سبك جیمی....

اولین مسابقه‌ای كه با بچه‌ها داشتیم «وسطی یا وسطنا» یا نام جدید آن، «داژبال» بود كه البته ما با همان اسم وسطی بیشتر حال می‌كنیم. خداییش انتظار نداشتیم بچه‌ها این‌قدر از این بازی استقبال كنند، بعد از یار‌كشی 2 تا از ارشدهای كلاس به نام‌های «كاظمی» و «صبوریان»، با 2 گروه 12 نفری بازی را شروع كردیم. رقابت با هیجان خیلی زیاد در حال پیگیری بود، بگذریم كه توپ شیطان از دست بچه‌ها فرار می‌كرد و بیشتر وقت‌ها بچه‌ها به جای توپ خودشان پرت می‌شدند وسط زمین ولی دیگر بازی به جایی رسیده بود كه بیشتر بچه‌ها سوخته و 3 نفر در وسط باقی مانده بودند. در همین حال و احوال ناگهان یكی از بچه‌ها كه می‌خواست توپ را با شدت پرتاب كند، خودش نیز با توپ عزیز پرواز كرد و با صورت به زمین خورد. معلم سریع به كمك دانش‌آموز خود رفت و برای كمك‌های اولیه توسط گروه پزشكی با برانكارد از میدان رقابت دور شد و بازی بعد از چند دقیقه وقفه دوباره پیگیری شد، نیمه دوم بازی نیز با تعویض جای بچه‌ها ادامه یافت و بعد از رقابتی نفس‌گیر و گل گرفتن‌های متمادی توسط تیم وسط، بالاخره با رای داور (اینجانب) هر 2 تیم مساوی شدند. در همین حین رفتیم و عیادتی از مصدوم این دیدار كردیم. «رضوان كوچه‌باغی» عزیز كه از این حادثه گوله گوله اشك می‌ریخت به ما گفت: «راستش پنجشنبه می‌خواهیم برویم عروسی نمی‌دانم تا آن‌موقع جایش خوب می‌شود یا نه؟!» و دوباره گوله گوله اشك ریخت ولی دلداریش دادیم كه تا آن روز خوب خوب می‌شود و آخرش این است كه خواستگار پیدا نمی‌شود و در كانون گرم خانواده می‌مانی چه بهتر از این!

پرتاب توپ بسكتبال از ناحیه پنالتی مسابقه دیگر ما بود. راستش اول كه به قد و قامت دخمل‌های ناز نگاهی كردم بعید می‌دانستم توپی از حلقه منتظر بسكتبال عبور كند، با این حال بعد از انتخاب 2 نفر از بچه‌های هر گروه، رقابت شروع شد و هر نفر 5 بار فرصت داشت تا شانس خود را انتخاب كند؛ بچه‌های دیگر هر 2 تیم، هم‌گروهی خود را تشویق می‌كردند و بعضی‌ها هم لطف می‌كردند و امید به زندگی را برای دوستان خود به زیر صفر می‌آوردند و می‌گفتند كه چه كسی به تو گفت بروی داخل زمین! عكاس ما هم كه دنبال زوایای رویایی بود، نزدیك بود چند بار لنز دوربین خود را با توپ آشنا سازد. خداییش بچه‌ها یكی 2 حركت از خود نشان دادند كه احساس كردیم «مایكل جردن» معروف الان این‌جاست. پس خیلی سریع می‌فهمیدم كه این شوت‌های زیبا توسط خود بچه‌ها زده شده است و این موضوع زبان ما را به تحسین باز می‌كرد. اما گاهی نیز احساس می‌كردیم اگر داریم والیبال بازی می‌كنیم پس چرا زیر حلقه بسكتبال ایستاده‌ایم! خلاصه در پایان این رقابت نیز «عاطفه رحمتی» با یك شوت و «ندا هاتفی» با 2 پرتاب درست از تیم «صبوریان» توانستند بر «فرحناز محسن‌الحسینی» با یك پرتاب درست و «محدثه پورمحمدی» با بدشانسی بدون پرتاب درستی، غلبه كنند. «خسروجردی»، معلم ورزش كلاس هم برایمان توضیح داد كه بچه‌ها در مقطع دوم راهنمایی باید بدمینتون و هندبال را آموزش ببینند و در كنار آن هم یك اتاق ورزش داشتند كه آن‌جا تمریناتی مثل بارفیكس و تمرینات انعطاف‌پذیری انجام می‌دادند.

خداحافظی به روایت رنگیان...

بعد از اعلام «گروه صبوریان» به عنوان قهرمان این رقابت‌ها‌، «كیمیا كاظمی» سرگروه تیم كاظمی بچه‌های خود را یك گوشه حیاط جمع كرد و دور هم نشستند و از نهایت غصه و ناراحتی آهنگ «میرن آدما...» را به صورت گروه جمعی سردادند و اشك ما را در آوردند، ولی خیلی جدی نگیرید چون زمانی كه عكاس جیم گفت بچه‌ها می‌خواهم عكس بگیرم گروه صبوریان نیز با سرعت نور به آن‌ها اضافه و نیش همگی از یك كنار تا بناگوش و شاید هم تا استخوان پس سری باز شد. بعد از كلی شیطنت، خانم معلم عزیز هم به جمع اضافه و یك عكس خوشگل گروه جمعی از بچه‌هایی انداخته شد كه همگی امروز قهرمان بودند. قهرمان اولین «جیم در مدرسه» در تاریخ!

تا به حال هیچ وقت به عناوین معتبری که برای بازی‌های جذاب کودکی و نوجوانی‌مان به کار می‌بردیم، توجه کرده‌اید؟ «خروس جنگی» عنوان پیکار نام‌آوری است که واقعا توان جسمی بالا می‌خواهد و دلی که زمین خوردن به هر نحوی را به جان مبارک بخرد. طی این مسابقه 2 عزیز علاقه‌مند به فیلم‌های اکشن در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند و همان‌طور که در تصاویر مشهود است، از این قبیل دلاوران و دل‌های شیر در بین بروبچه‌های میزبان ما در مدرسه «شهید چراغچی» فراوان بودند، طوری که برای شرکت در این مسابقات از یکدیگر سبقت می‌جستند. البته شاید هم به واسطه زخمی قدیمی در کلاس یا مسیر مدرسه و صرفا برای انتقام‌جویی از حریف، نامزد شرکت در این مسابقه می‌شدند. به هر حال به ما که بد نگذشت و کلی کیف کردیم. اگر بخواهیم گزارش این مسابقه را به سمع مبارک‌تان برسانیم؛ بازکردن دست‌ها و روی زمین بودن هر 2 پا در یک لحظه، از جمله عوامل پایان دادن به این مسابقه بود چرا که شرکت‌کنندگان باغیرت و توان هرچه تمام‌تر از فروافتادن در خاک و واگذاری نتیجه مسابقه به حریف جلوگیری می‌کردند. باوجود تمام این قدرت نمایی‌ها، زمان این پیکار نفس‌گیر بین 6 نماینده شرکت‌کننده به ربعی از ساعت نکشید و خیلی زود مدال‌آوران این عرصه مشخص شدند که «سارا باغبان» و «صبا بهمن» (از گروه صبوریان) با غلبه بر «گلناز پهلوان‌زاده» و «کیمیا کاظمی» (از گروه کاظمی) برندگان خروس جنگی بودند و «زهرا یاوری» تنها برنده گروه کاظمی در این رقابت‌ها نتوانست عنوان قهرمانی را برای تیمش به ارمغان بیاورد. 

زمانی‌که رگ دستش بیرون بزند یعنی نهایت قدرت و توانش را به کار گرفته است. مچ‌اندازی مسابقه‌ای بود که بین مدعیان کلاس «دوم ب» برگزار ‌شد. این‌که زور بازویت به رخ بکشی بسیار دلچسب است و شیرین‌تر از آن خاک کردن مچ حریف. سکوی تریبون حیاط مدرسه میزبان ابر قدرت‌های مچ‌اندازی بود. اولین شرکت‌کنندگان اعلام آمادگی کردند و مچ‌اندازی شروع شد. هیجان مچ‌اندازی بین 2 شرکت‌کننده به قدری بالا گرفت که هر لحظه کنترل اوضاع و زمین و هوا پریدن‌های هواداران و لیدر‌ها سخت‌تر می‌شد. دوستان عزیز شرکت‌کننده که به شدت تعجب همگان را بر انگیخته بودند، در رقابتی تنگاتنگ تمام نیروی جسمی که از بدو تولد تا به حال ذخیره کرده بودند را برای برانداختن مچ حریف به کار بردند. اما بخش مهم مسابقه در نزدیک بودن رقابت‌ها به یکدیگر بود که هیچ مچی خوابانده نمی‌شد تا این‌که ناظر مسابقات قبل از شکسته شدن استخوان‌های مچ و ساق شرکت‌کنندگان نتیجه مساوی بین 2 قدرت برتر مسابقات (شکیبا صاحب و زهرا یاوری) را اعلام کرد. در بخش دوم «ندا هاتفی» از گروه صبوریان برنده مچ‌اندازی شد و مچ حریفش «گلناز پهلوان‌زاده» را به خاک رساند، اما در بخش سوم بخت با گروه کاظمی یار بود و شرکت کننده این گروه یعنی «فاطمه جمعی» حریفش را شکست داد و سد گروه مقابل در راه رسیدن دوباره به مقام قهرمانی شد. در نهایت این مسابقه، هر 2 طرف به نتیجه مساوی رضایت دادند و با خوشحالی به این قدرت و زور بازوی مردانه‌شان افتخار می‌کردند. حتی گاهی با توهم خود را در جایگاه رکوردداران قوی‌ترین زنان ایران می‌دیدند. البته آرزو بر نوجوانان عیب نیست!

10 دقیقه مانده به پایان زنگ كلاس، آخرین مسابقه را كه دوی 9 در4 و یك آزمون برای سنجش چابكی است شروع می‌كنیم. معلم عزیز كمك می‌كند و 2 عدد تخته پاك‌كن را برای این‌كه كارمان راه بیفتد می‌آورد. دختران باید تخته پاك‌كن‌ها را یكی یكی بردارند و با سرعت ببرند روی خط مقابل بگذارند و تخته پاك‌كن بعدی هم به همین صورت و ركورد زمان هر كسی كه كم‌تر بود، او می‌شود چابكترین دختر ما. این بار هم 2 نفر از هر گروه انتخاب شدند و با سوت معلم هر كسی آزمون خود را داد كه در نهایت «فرحناز محسن‌الحسینی» با كمترین ركورد 10 ثانیه و 94 صدم ثانیه و هم گروهی او «زهرا یاوری» با 11 ثانیه و 22 صدم ثانیه از گروه كاظمی برنده شدند و «محدثه صبوریان» با 11 ثانیه و 14 و «سارا باغبان» با 12 ثانیه و 25 صدم ثانیه از گروه صبوریان نتوانستند ركورد بهتری از رقیب خود داشته باشند. با این تفاسیر بعد از جلسه حرفه‌ای‌های جیم برای جمع‌بندی امتیازات (‌در حالی كه از بس جیغ و داد كرده بودیم صدایمان در حد یك جوجه خروس 3 ماهه گرفته بود) تیم قهرمان و نائب قهرمان مشخص شد و با لطف خانم معلم مهربان قرار شد به گروه اول، 2 نمره به پایان ترم و به گروه دوم، یک نمره اضافه شود. البته بین خودمان بماند اولش فكر می‌كردیم معلم ورزش با این پیشنهاد موافقت نكند اما دیدیم با خونسردی قبول كردند كه بعد از اشاره قابل تامل خسروجردی به این نكته كه بچه‌ها به دلایل مختلف مثل نداشتن لباس و كفش ورزشی آن‌قدر نمره منفی دارند كه این یكی 2 نمره خیلی سریع محو می‌شود، كاملا شفاف و قانع شدیم.

خداحافظی به روایت بهشتی...

توانایی توصیف شادی بی‌حد و اندازه‌ام در آن روز به یاد ماندنی را ندارم. شاید از پس این کاغذ هم بر نیاید. شادابی و نشاطی که تا خود شب همراهی‌مان کرد و واژه خستگی را در آن روز به کلی از ذهن‌مان پاک کرد. باید بودید و می‌دید و می‌چشیدید طعم دوباره برگشتن به دوران نوجوانی را. هر چه‌قدر بگویم بازهم کم است، از شور و نشاط بچه‌های کلاس «دوم ب» مدرسه شهید چراغچی تا عشق و هیجان و شادی دبیر ورزش محترم و دوست‌داشتنی که پا به پای بچه‌ها می‌دوید. سهم ما تنها 90 دقیقه حضور در کنار این دانش‌آموزان عزیز بود، 90 دقیقه‌ای که به قول بعضی‌ها «انگار از عمرمان حساب نشد».

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
azin
azin
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
inke bishtar bazi bood ta varzesh
faryad.taze2
faryad.taze2
٩١/٠٨/٢٨
٠
٠
درسته دوست من. ولی بعضی بازی های قدیمی مثل همین وسطنا هست که مدت هاست فراموش شده. در حالی که این بازی ها بسیار ماهیت هیجانی و ورزشی داره و برای آدم مفیده. :-)
arefe
arefe
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
کاش یه روزی میومدین که کلاس دوم الف ورزش داشت
faryad.taze2
faryad.taze2
٩١/٠٨/٢٨
٠
٠
خب انشاءا... یه روز بچه ها رو می فرستیم اونجا هم بیان. ولی همه مدرسه های سطح شهر و همه زنگ ورزشا رو که نمی تونیم بیایم. راستی من به نیابت از خانوم رنگیان و خانوم بهشتی جواب دادم. اونا الان رفتن خودشونو دارن واسه جیم در مدرسه آینده آماده می کنن. :-)
e_madhfarimani
e_madhfarimani
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
torokhoda madrese ma ham bian ghol midam beheton khosh begzare!
faryad.taze2
faryad.taze2
٩١/٠٨/٢٨
٠
٠
لطفا به شماره 2000999 اس ام اس بزن و بگو خواستار حضور جیم در مدرسه سر کلاستون هستی تا باهات تماس بگیریم. البته قول نمی دیم. ولی ما هم دوست داریم بیایم و ببینیمتون. (دبیر سرویس ورزش جیم)
بچه زرنگ مشهد
بچه زرنگ مشهد
٩١/٠٨/٢٩
٠
٠
به دبیرستانا هم سر بزنن .....مثل دبیرستان سعدی.....فقط لطف کنن شنبه بیین.....(به لهجه مشهدی...:)
mozhdeh
mozhdeh
٩١/٠٨/٣٠
٠
٠
چشم عزیزم حتما میایم :-)