فرصت تامل و تفکر هم باید به سرانه مطالعه افزوده شود
سرانه مطالعه در ایران در گفت‌وگو با دکتر عماد افروغ

فرصت تامل و تفکر هم باید به سرانه مطالعه افزوده شود

نویسنده : وحيد تفريحي

از همان زمانی که مسئولان به طور جدی تصمیم گرفتند که نیم نگاهی به توسعه مطالعه و فرهنگ کتاب‌خوانی در کشور داشته باشند و سرانه مطالعه را محاسبه کنند، شاخص‌های متفاوتی برای سنجش این سرانه در ایران مطرح شد اما هیچ وقت نتیجه دقیقی به همراه نداشت و همواره با ابهاماتی همراه بود. درباره سرانه مطالعه بحث‌های فراوان و ابهامات متعددی نه تنها در كشور ما، بلكه در سایر كشورها وجود دارد که به دلیل استاندارد نبودن تعاریف و روش‌ها، نتایج مختلفی از پژوهش‌ها حاصل می‌شود و افراد را نیز با ابهاماتی مواجه می‌کند. نتایج تحقیقات و پژوهش‌هایی که در قالب مقاله‌ای در فصلنامه تحقیقات اطلاع‌رسانی و كتابخانه‌های عمومی منتشر شد نشان می‌دهد كه علاوه بر مطالعه انواع منابع چاپی، جزوه، بروشور، اعلامیه، نقشه و سند (چاپی، خطی و...)، بریده جراید، اسلاید، كره جغرافیایی، بازدید از پایگاه‌‌های اطلاعاتی، خبری، شخصی، سیاسی و وبلاگ ها، قصه‌گویی، داستان‌خوانی، كتاب‌خوانی گروهی (قرآن خوانی، شاهنامه خوانی و...)، رجوع موردی به لغت‌نامه‌ها و به طوركلی منابع مرجع، كتاب‌های الكترونیكی (eBooks)، فایل‌های اینترنتی و تلفن همراه، بررسی پست‌های الكترونیكی (email) با محتوای نوشتاری علمی، ادبی، هنری، فرهنگی، گوش کردن به برنامه‌های مستند رادیو، فایل های صوتی (به جز موارد سرگرمی)، تماشای برنامه‌های مستند می‌توانند به عنوان مولفه های سنجش سرانه مطالعه قرار گیرند. بگذریم که در این صورت ممکن است سرانه مطالعه بسیار عالی به نظر برسد! به هر حال چالشی که شیوه محاسبه سرانه مطالعه در کشور ما و حتی سایر کشورها ایجاد کرده است ما را بر آن داشت تا این موضوع را در گفت‌و‌گو با یک کارشناس فرهنگی بررسی کنیم.

شیوه‌ای به سبک افروغ!

دکتر عماد افروغ که خود در مجلس هفتم ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشت در گفت‌وگو با جیم نظر متفاوتی ارایه می‌کند؛ او پیشنهاد می‌کند فرصت تامل و تفکر افراد هم باید به سرانه مطالعه افزوده شود و می‌گوید: «از نظر بنده فرصتی که به تامل و تفکر اختصاص داده می‌شود هم جزو مطالعه و حتی جدی‌تر از آن است؛ قرار نیست فقط کتاب دست‌مان بگیریم تا در سرانه مطالعه تاثیرگذار باشیم، اتفاقا بهترین کتاب همین فطرت انسان و تامل در آن است. بزرگترین کتاب آفرینش فطرت است و اگر فردی به آن رجوع کند در حقیقت آن را می‌خواند، بنابراین نباید صرفا نگاهی کمّی داشت و باید تفکر و تامل افراد که اتفاقا جدی‌ترین فعالیت هر فرد است، در سرانه مطالعه گنجانده شود؛ فرصت تامل و تفکر به مراتب از رجوع منفعلانه به آثار مکتوب هر قدر هم که آثار فلسفی باشد اهمیت بیشتری دارد.» او سپس با طرح این موضوع که متاسفانه در ایران و حتی جهان موضوع مطالعه را صرفا کمّی می‌بینند، تاکید می‌کند: «یکی از آسیب‌هایی که در محاسبه سرانه مطالعه در کشور وجود دارد این است که به عرصه‌های عمقی و محتوایی اصلا توجه نمی‌شود؛ به هرحال آنچه شاخص و ملاک مطالعه قرار می‌گیرد رجوع به متن است، حالا این متن ممکن است کتاب باشد یا صفحه‌ای در اینترنت، اما من فکر می‌کنم اگر مسائل محتوایی و عمیقی هم‌چون تامل و تفکر را بتوان در سرانه مطالعه گنجاند به مراتب ارزش بالاتری خواهد داشت اما متاسفانه فعلا که این‌گونه نیست.

اینترنت و ادعیه در سرانه مطالعه

محاسبه شود یا خیر؟

یکی از مواردی که طی این سال‌ها درباره محاسبه سرانه مطالعه مطرح بوده، احتساب خواندن کتاب‌های دعا یا وبگردی‌های روزانه مردم در سرانه مطالعه است. موضوعی که برخی آن را توجیهی عجیب برای آمار مطالعه در كشور و افزودن ارقام كاذب می‌دانند. 

عماد افروغ اما چنین نظری ندارد، او معتقد است که هر متنی که خوانده می‌شود و فرد را به تفکر وامی‌دارد باید در سرانه مطالعه محاسبه شود، خواه کتاب دعا باشد یا روزنامه یا مطالبی در دنیای وب؛ این کارشناس فرهنگی می‌گوید: «نمی‌توان مطالعه در فضای اینترنت را جزو سرانه مطالعه محاسبه نکرد، بالاخره بخشی از فعالیت روزمره ما از طریق مطالعه مطالبی در اینترنت می‌گذرد ولی برخی اوقات مراجعه به اینترنت برای تفریح است که باید مراقب بود و این را جزو سرانه مطالعه محاسبه نکرد؛ فردی وبگردی می‌کند که وبگردی جزو اوقات فراغت عاری از هرگونه تکلیفش به حساب می‌آید در حالی که در مطالعه ما به دنبال یک تکلیف هستیم و تفکر و تامل نیز یک تکلیف است بنابراین الزاما فکر نمی کنم که هر نوع مراجعه به اینترنت مطالعه محسوب شود.»

افروغ البته بر این نکته هم تاکید می‌کند که باید واقع‌نگر بود و برخی محدودیت‌هایی که در محاسبه سرانه مطالعه وجود دارد را در نظر گرفت: «ممکن است خیلی از این موارد را نتوان کنترل کرد و مسئولان مجبور باشند از مواردی که در مطالعه بودن یا نبودن آن تردید وجود دارد بگذرند؛ بالاخره تفاوت گذاشتن در موارد کمی و کیفی کار محاسبه سرانه مطالعه را سخت می‌کند.»

نظرات کاربران
کد امنیتی