اصلاح با چشم‌هاي بسته در روز روشن
آيا نام آرايشگر مشهدي در کتاب گينس ثبت مي‌شود؟

اصلاح با چشم‌هاي بسته در روز روشن

نویسنده :

شايد خيلي از ما سلماني‌هاي قديم را به ياد نداشته باشيم. سلماني‌هايي که تمام امکانات استاد سلماني خلاصه مي‌شد به يک قيچي، شانه و ماشين اصلاح دستي! مغازه‌اي هم وجود نداشت و استاد سلماني به صورت سيار فعاليت مي‌کرد. يک صندلي و يک آينه کوچک که غالب مواقع خود مشتري آينه را در دست مي‌گرفت، نيز تمام دکوراسيون سلماني بود. اما امروزه آرايشگر‌ها به انواع وسايل آرايشگري مجهز شده‌اند و آن آينه و صندلي چوبي نيز جاي خودش را به سالن‌هاي شيک آرايش و پيرايش و صندلي‌هاي برقي داده است! اما با اين حال برخي از آرايشگرهاي شهر خيلي گرفتار دنياي مدرن و تجهيزات نشده‌اند. آن‌ها سعي دارند با همان وسايل معمولي آرايشگري کنند و بيشتر بر هنرشان تکيه کنند تا وسايل!

هر کس به طريقي سر ما را مي‌تراشد!
شايد بتوان گفت در هيچ شغل و حرفه‌اي هيچ آفتي مخرب‌تر از «يکنواختي» نيست. صدها آرايشگر در کشور مشغول فعاليت هستند. همگي در ساعات اوليه صبح کرکره مغازه را بالا مي‌کشند و با نام و ياد خدا کارشان را شروع مي‌کنند. اما در بين آن‌ها هستند کساني که به علت علاقه وافري که به حرفه آرايشگري دارند، گاها با خلاقيت‌هاي فردي، نوآوري‌هايي را نيز خلق مي‌کنند. شايد نمونه اين آرايشگرها را در ديگر کشورها ديده باشيد. به عنوان مثال مردي در چين به نوع خاصي به اصلاح سر مي‌پرداخت. او با يک پشتک وارو پشت سر مشتري قرار مي‌گرفت و در حالي که تمام وزن بدنش بر روي گردن و سرش بود، اصلاح موي سر مشتري را شروع مي‌کرد! يا يکي ديگر از اين آرايشگرها مرد سياه پوستي بود که براي کوتاه کردن مو به جاي قيچي از شمع استفاده مي‌کرد. در واقع به جاي اصلاح کردن، موي افراد را مي‌سوزاند! (تصور کنيد چه بوي کله پاچه‌اي در مغازه اين آرايشگر راه مي‌افتد!) اما يک آرايشگر ايراني نيز توانسته است شيوه جديدي براي اصلاح موي سر ابداع کند! البته اقدام اين آرايشگر مشهدي فقط جنبه نمايشي ندارد و مي‌توان گفت يک جورايي کاربردي نيز هست. اين آرايشگر خلاق کسي نيست جز «مجيد ثابت»! خلاقيت او، اصلاح مو به مدل‌هاي مختلف «کپ تخم‌مرغي» و «دم خروسي» نيست، او مي‌تواند با چشمان بسته هم سر خودش را اصلاح کند و هم سر مشتريانش را! براي اين که اهميت کار او را درک کنيد بد نيست بدانيد که برخي آرايشگرها حتي بدون آينه هم نمي‌توانند موي سر کسي را اصلاح کنند، چه برسد به اين که بخواهند اين کار را با چشمان بسته انجام دهند! اگر ثابت بتواند قلق و ترفند اين کار خود را به نابينايان آموزش دهد، از اين طريق مي‌تواند گام موثري در اشتغال‌زايي براي اين قشر از جامعه برداشته باشد.

پيرايش با چشمان بسته

مغازه‌اي نه چندان بزرگ با يک دکور و صندلي کاملا معمولي. ولي با اين حال مجيد ثابت حسابي سرش شلوغ است، به خصوص حالا که کمي هم مشهور شده است. بساط چاي و بيسکويت هم براي مشتريان سفارشي به راه است. از آقاي ثابت مي‌خواهيم يک بار در حضور ما با چشم بسته به اصلاح سر بپردازد. او ابتدا چشمانش را با يک دستمال مي‌بندد و براي ما محرز مي‌شود که چيزي نمي‌بيند. سپس از همکارش مي‌خواهد که روي صندلي بنشيند. ثابت به سرعت مشغول اصلاح مو مي‌شود، بدون اين که تفاوتي در اصلاح با چشم باز وجود داشته باشد، دقيقا با همان سرعت. حتي در حين اصلاح با ما نيز صحبت مي‌کند و هر از چند گاهي با همان قيچي و شانه دستي هم به موهاي خودش مي‌کشد! از او مي‌خواهم کمي در مورد خانواده‌اش صحبت کند. مجيد ثابت 40 سال از خدا عمر گرفته و صاحب دو فرزند دختر است که يکي ورزشکار است و ديگري بازيگر! دختر اولش 21 سال دارد و به گفته خودش چندين مدال قهرماني کشوري و جهاني در رشته کاراته دارد. دختر دومش هم که پنجم ابتدايي است به تازگي در فيلمي به کارگرداني ابوالفضل طيبي ايفاي نقش کرده است. او خانواده خودش را يک خانواده موفق ايراني مي‌داند و مي‌گويد: هر چند تا مقطع ديپلم بيشتر درس نخواندم و سپس وارد بازار کار شدم ولي مي‌توانم تا حدودي به سه زبان عربي، ترکي و انگليسي صحبت کنم و به تازگي آموختن زبان روسي را نيز شروع کرده‌ام. در مواقع بيکاري نيز به دانش آموزان مقطع دبيرستان زبان انگليسي را تدريس مي‌کنم. مجيد ثابت حتي به همکارش نيز زبان انگليسي را در حدي که کار راه انداز باشد، آموزش مي‌دهد.

پشت ميز نشيني را دوست نداشتم!

گاهي اوقات شدت علاقه انسان به يک شغل آن قدر زياد مي‌شود، که ديگر صرفا به چشم يک هنر به آن شغل نگاه مي‌کند. مجيد ثابت از اين قسم آدمهاست! او علاقه عجيبي به حرفه آرايشگري دارد. مي‌گويد: «در دوران کودکي و نوجواني هر وقت به آرايشگاه مي‌رفتم مجذوب هنر و حرکت دست آرايشگر مي‌شدم. براي همين دائم نوبت خودم را به ديگران مي‌دادم تا بتوانم مدت زمان بيشتري در آرايشگاه باشم و هنر آرايشگر را ببينم.» علاقه او به آرايشگري تا جايي پيش مي‌رود که حاضر مي‌شود در سن 20 سالگي از شغل خود استعفا دهد و حرفه آرايشگري را دنبال کند. هر چند نام خانوادگي‌اش ثابت است ولي خودش دوست ندارد يک جا ثابت بماند و به قول معروف پشت ميز نشين باشد! در اين باره مي‌گويد: «با وجود اين که کارمند بودم و خيلي‌ها دوست داشتند شغل کارمندي داشته باشند ولي من به جهت علاقه‌اي که به هنر آرايشگري داشتم ترجيح دادم از شغلم استعفا دهم و به سراغ علاقه‌ام بروم» مجيد ثابت به آن دسته از جواناني که تنها هدف‌شان از رفتن به دانشگاه گرفتن مدرک و سپس استخدام و يک عمر پشت ميز نشيني است مي‌گويد: «هميشه سعي کنيد به دنبال کسب هنر باشيد، فني بار بياييد نه تئوري، اگر اين طوري باشد مي‌توانيد در هر شغلي که باشيد گليم خودتان را از آب بکشيد بيرون و روي پاي خودتان بايستيد و يادتان باشد که دليل سرزندگي و طراوت رود، حرکت آن است و گرنه آبي که راکد است مي‌گندد»

آرايشگاهي شبيه مهد کودک!
يکي ديگر از ابتکارات مجيد ثابت استفاده از انواع اسباب بازي‌ها در آرايشگاه است. او درباره علت استفاده از اين همه اسباب بازي مي‌گويد: بسياري از مشتريان من کودکان هستند، آن‌ها به دليل ترس از قيچي و ماشين اصلاح اجازه نمي‌دهند موهايشان را کوتاه کنم و دايم گريه مي‌کنند، براي همين تصميم گرفتم با نصب عروسک، هواپيما و... به نحوي کودکان را سرگرم کنم. در ادامه گزارش کمي بيشتر با روحيات اين آرايشگر مشهدي آشنا مي‌شويم:

خيلي از مردم دوست دارند بدانند يک آرايشگر در روز چه تعداد مشتري دارد؟

به طور متوسط 15 نفر در روز، البته شما طوري بنويسيد که سر و کارم با دارايي و ماليات نيفتد!

پس درآمدتان خوب است؟

همين که توانسته‌ام خانه و سرپناهي داشته باشم، خودرويي بخرم، از پس مخارج زندگي بربيايم و به سفر حج بروم برايم کافي است!

آرايشگري چقدر سرمايه مي خواهد؟

از سيصد تا چهارصد هزار تومان بگير به بالا. گاهي اوقات يک صندلي برقي چندين ميليون تومان هزينه دارد، ولي من معتقدم آن چه مشتري را راضي نگه مي‌دارد، دکور و صندلي نيست، در درجه اول هنر و سپس اخلاق آرايشگر است! در واقع اين‌ها سرمايه اصلي يک آرايشگر است نه قيچي و شانه و صندلي!

چرا نرخ اصلاح در بالا و پايين شهر متفاوت است؟

اولا اين که ما نرخ اتحاديه داريم و نبايد اين طور باشد که هر کسي براي خودش يک نرخ خاصي بگيرد، ولي طبيعي است چون در بالا شهر اجاره مغازه و هزينه هاي ديگر هم بيشتر است، کمي نرخ‌ها فرق کند، از اين ها گذشته برخي از همکاران ما معتقدند درآمد مشتري نرخ اصلاح را تعيين مي‌کند.

اقدامي کرده‌اي که هنر خودت يعني اصلاح با چشمان بسته را در کتاب گينس به ثبت برساني؟!

بله از طريق ايميل با آن‌ها در ارتباط بوده‌ام و آن‌ها پس از بررسي اعلام کرده‌اند که کاري که من انجام مي‌دهم تا کنون در دنيا نظير نداشته و امکان ثبت آن در کتاب رکوردها وجود دارد. اکنون نيز داريم مکاتبه مي‌کنيم که چطور و در کجا بتوانم اين کار را انجام دهم.

نمي ترسي در حين اين که با چشمان بسته مشغول اصلاح هستي، گوش طرف را ببري؟!

اولين باري که اين کار را انجام دادم، کمي استرس داشتم ولي حالا ديگر نه، کاملا به قيچي و سر مشتري مسلط هستم.

شما به غير از پيرايش، آرايش هم انجام مي‌دهيد مثل برداشتن ابرو...

آرايش و گريم مخصوص داماد داريم ولي نه کارهايي مثل برداشتن ابرو را در شان يک مرد نمي‌بينم و از اين کار خودداري مي‌کنم، هر چند متاسفانه برخي مشتري‌هايي داريم که به اين کار خيلي اصرار مي‌کنند ولي من زير بار نمي‌روم، نه به اين خاطر که شايد فشار هاي درون سازماني وجود داشته باشد، اصولا به اين کار اعتقاد ندارم.

يک لطيفه يا ضرب‌المثل در مورد شغل آرايشگري.

سلماني‌ها که بيکار مي‌شوند کله همديگر را مي‌تراشند.

ولي ظاهرا شما وقتي بيکار مي‌شويد، سر خودتان را اصلاح مي‌کنيد!

بله سال گذشته بود که احساس کردم مي‌توانم اين کار را انجام دهم، براي همين بدون استرس کار خودم را شروع کردم و حتي بدون استفاده از آيينه توانستم موهاي خودم را اصلاح کنم. البته الان نيز مي‌توانم با چشمان بسته اين کار را انجام دهم.

اگر موهاي يک مشتري را خراب کرديد تکليف چيست؟

الان ديگر اين اتفاق نمي‌افتد، ولي شايد اوايل کارم پيش مي‌آمد و سعي مي‌کردم با عذر خواهي جبران کنم. البته اجرت هم نمي‌گرفتم ولي دفعه بعد جبران مي‌کردم! و هميشه شعار من اين است که «هميشه حق با مشتريست!»

به نظر مي‌رسد وسايل تان از قبيل شانه، قيچي و روپوش براي هر مشتري جداگانه است؟

بله من در سال 1370 اولين آرايشگري بودم که در مشهد طرح box را اجرا کردم. بدين طريق که هر مشتري البته اگر تمايل داشته باشد، در ازاي پرداخت وجه اندکي وسايل شخصي‌اش را جداگانه در اين جا نگه‌داري مي‌کند. هر چند ما در نظافت وسايل دقت کافي را داريم، ولي اين کار به حفظ بهداشت و انتقال نيافتن برخي بيماري‌ها کمک بيشتري مي‌کند!

چه مدل موهايي را مي‌توانيد اصلاح کنيد؟

قيصري، تيفوسي، کپ تخم مرغي، کپ قارچي، آلماني، ايتاليايي و انواع ميکروب ها، ماهواره‌اي، فرعوني، تاج خروسي، دال اسبي، طاعوني و هر مدل جهاني که عکسش را برايم بياوري! ولي من هيچ‌کدام از اين مدل‌ها را انجام نمي‌دهم و معتقدم که موي سر مرد بايد ساده باشد.

شخص مشهوري را اصلاح کرده‌ايد، اصلا مشتري‌هاي خاص داريد؟

بله چند نفر از کارگردانان و فوتباليست‌هاي شهر براي اصلاح به اين‌جا مي‌آيند. برخي از مسئولان استان نيز سال‌هاست که مشتري من هستند.

خانواده با شغل شما مخالفتي ندارد، به ويژه زماني که از کار قبلي خودتان استعفا داديد و شغل آرايشگري را انتخاب کرديد؟

من براي اين که به شغل مورد علاقه‌ام برسم از شغلي قبلي استعفا دادم. اتفاقا همسرم هميشه مرا تشويق کرده است که پيگير علاقه و هنرم باشم. آن زمان هم مثل الان خيلي‌ها دوست داشتند کارمند باشند، براي همين بعد از اين که استعفا دادم برخي از دوستانم به من ايراد گرفتند ولي من پشيمان نيستم و مطمئنم که انتخاب درستي داشته‌ام.

چه صحبتي با جواناني داري که تازه مي‌خواهند وارد بازار کار شوند؟

باور من اين است که آنان بايد جمله‌اي که مي‌گويند خداوند فرموده «از تو حرکت، از من برکت» را جدي بگيرند! با تمام عشق و علاقه دنبال کار بروند و از هيچي نترسند، هميشه توکل‌شان بر خدا باشد، نه اين که دل‌شان به چهار تا پارتي خوش باشد که بتوانند براي آن‌ها کار پيدا کند! باور کنيد اگر انسان سيب زميني بفروشد ولي اگر راست و درست باشد و توکلش بر خدا باشد، روزي خواهد رسيد که بزرگترين تاجر سيب زميني مي‌شود، منظورم اين است که در هر شغلي که باشد موفق خواهد شد!

نظرات کاربران
کد امنیتی