چرا‌بخوانیم؟! چگونه‌بخوانیم؟!
توصیه‌هایی به مناسبت هفته کتابخوانی برای آن‌که 51 هفته کتاب نخوانی نداشته باشیم!

چرا‌بخوانیم؟! چگونه‌بخوانیم؟!

نویسنده : زهير قدسي

دوستی می‌گفت که ما در سال فقط یک هفته کتاب‌خوانی داریم و به جایش 51 هفته کتاب‌نخوانی! البته بنده شفاف می‌گویم که در اصل آن یک هفته کتاب‌خوانی هم بیش‌تر برای مسئولان محترم، و رادیو و تلویزیون، نامگذاری شده که جنگولک‌بازی‌ درآورند! در این فرصت می‌خواهیم ببینیم راستی چه چیزی باعث می‌شود که ما سراغ این طفل یتیم یعنی «کتاب» نرویم.


پرسشی بنیادین

شاید یک پرسش فلسفی و بنیادین وجود داشته باشد که بعضی کتاب‌نخوان‌ها با کم‌رویی آن را طرح نمی‌کنند و برخی هم البته با جسارت می‌پرسند که: «چرا باید وقت و پول‌مان را برای کتاب بگذاریم؟» البته پاسخ‌گویی به این پرسش چندان که تصور می‌شود، مضحک و پیش‌پا افتاده نیست و نیاز به تامل دارد.

ما و کریستف کلمب

می‌توان ادعا کرد که این‌روزها آن‌چه که یک نوجوان از ابزارهایی هم‌چون رادیو و تلویزیون و به‌ویژه اینترنت می‌آموزد بسی بیش‌تر از چیزی است که یک دانشمند در چندصدسال پیش می‌دانسته! فی‌المثل همین جناب کریستف کلمب که حدود 500 سال پیش قاره آمریکا را کشف کرده، متصور بوده که به شرق هندوستان رسیده! حالا شما با نیم ساعت نگاه کردن یک برنامه نجومی (اگر نگاه کنیم!) اطلاعات دقیقی از چگونگی شرایط جوی یک ستاره ‌در فاصله چندصدسال نوری از زمین‌ کسب می‌کنید. پس نباید در این زمینه پاسخی متعصبانه داد، اما باید توجه داشت که مشکل عمده‌ای که در این زمینه وجود دارد غیر قابل استناد بودن این رسانه‌هاست.

مرگ خلاقیت‌ها

از این نکته که بگذریم آن‌چه مشکل دیگر ماست رشد هم‌شکل و هم‌اندازه اطلاعات و هم‌سوسازی افکار عمومی است. شما مدرسه‌ای را تصور کنید که همه دانش‌آموزانش به یک موضوع فکر می‌کنند و همه در یک اندازه از آن مطلع‌اند؛ واقعا که خیلی بد می‌شود! البته می‌پذیرم آن‌چه را که مثال زدم خیلی انتزاعی و غیر ملموس است اما واقعیت این است که سطح دانش غیر درسی یک جامعه بدون کتاب تقریبا برابر است و این باعث می‌شود که خلاقیت‌ها بمیرد.

پیش به سوی عمق

از این‌ها هم که بگذریم، خواندن کتاب‌های خوب باعث عمیق شدن اندیشه‌های خواننده می‌شود. اگر سیر مطالعاتی هماهنگ با نیازهای‌مان داشته باشیم و اگر همواره بکوشیم که به آن‌چه می‌فهمیم و می‌رسیم عمل کنیم، ایده‌آل‌ترین چیزی است که به دست آورده‌ایم. کتاب خوب باعث معنادار شدن روابط میان انسان‌ها افزایش درک متقابل می‌شود. البته هزار نکته باریک‌تر ز مو این‌جاست که کتاب‌خوانیِ تنها، باعث سعادت کسی نمی‌شود. همواره باید در نظر داشته باشیم که نقادی و نقدپذیری را در وجودمان مسکن دهیم، این روحیه باعث می‌شود که از خطاهای خودمان در مقام نخست و از خطاهای نویسنده در کتاب، به سادگی نگذریم.


حکایت دلار و کتاب

حالا اگر این پاسخ‌ها را تا این اندازه قانع کننده بدانیم که ماهی یک جلد کتاب غیردرسی بخوانیم؛ باید پرسید که با کدام پول کتاب بخریم؟ آن هم در شرایط دلاری فلآن‌قدر و کتاب‌هایی که اساسی گران شده‌اند و... پاسخ این سوال خیلی ساده‌تر از چیزی است که فکرش را بکنید! ما به آن‌هایی که چیپس و پفک هر روزشان قضا نمی‌شود و به آن‌ها که هرروز در کافی‌نت و گیم‌نت و... وقت‌گذرانی می‌کنند و آن‌هایی که از قشر آسیب‌پذیر جامعه محسوب می‌شوند و در گرمای تابستان می‌روند اسکی‌بازی و...! کاری نداریم. اما برای آن‌هایی که در این اوضاع و احوال اقتصادی مثل یک پهلوان واقعی مبارزه می‌کنند، چند پیشنهاد داریم:

 اما پیشنهادهای کاربردی ما/ اول از همه باید توجه داشت که هیچ ضرورتی برای خریدن کتاب وجود ندارد، هنوز می‌توان خیلی کتاب‌های خوب را در کتابخانه‌ها پیدا کرد و مطالعه کرد اما اگر نیاز به کتابی پیدا کردیم که هنوز وارد کتاب‌خانه‌ها نشده چند راهکار وجود دارد. می‌توان کمی از هزینه‌های روزانه کم کرد. به عنوان مثال اگر مسیری را که هر روز با تاکسی طی می‌کرده‌اید، چند روز پیاده‌ طی کنید، می‌توانید با صرفه‌جویی حاصله ماهانه یک رمان خریداری کنید. حالا اگر مثل بنده دوچرخه‌سوار باشید و پول به تاکسی ندهید، می‌توانید با تشکیل یک جمع دوستانه سه‌چهار نفری، کتاب‌های مورد علاقه‌تان را به صورت مشترک تهیه کنید و بخوانید و در نهایت به صورت نوبتی هربار مالک کتاب شوید.

 بهترین هدیه/ روش ساده دیگری نیز برای تهیه کتاب وجود دارد، بدین ترتیب که برای هدیه تولد یا جشن ازدواج و... دوستان‌تان کتاب هدیه بدهید و آن‌ها را تشویق کنید –اگر قصد هدیه به شما را دارند-‌ کتاب هدیه دهند.

بهانه‌های موجود

اما متاسفانه بعضی‌ها بهانه‌هایی برای کتاب نخواندن‌شان دست و پا می‌کنند که موسوم به بهانه‌های بنی‌اسرائیلی است! و در راس همه این بهانه‌ها هم، نداشتن وقت بیش از هر چیزی شنیده می‌شود. این دوستان هم 2 دسته‌اند: یک عده، نداشتن وقت‌شان مربوط به بی‌میلی و دل‌آشوبه‌ای است که به کتاب دارند و واقعا هم راست می‌گویند که وقت کتاب‌خوانی ندارند؛ چراکه میل کتاب‌خوانی ندارند! پس ما به این‌ها در این‌جا کاری نداریم. اما طرف حساب ما آن‌هایی هستند که واقعا میل به کتاب‌خوانی دارند اما گمان می‌کنند که وقتش را ندارند. حالا ما می‌خواهیم با چند توصیه ساده برای‌شان وقت ایجاد کنیم! اول از همه کم کم بی‌خیال تلویزیون شوید. این رسانه که این روزها خانه عموم آدم‌ها پیدا می‌شود، هم‌چون اژدهایی است که وقت دوستانش را می‌بلعد و می‌سوزاند. باور کنید از ندیدن تلویزیون چندان که تصور می‌کنید، دچار زیان نخواهید شد. دوم این‌که در میان جمع‌های دوستانه و فامیلی‌تان به هر ترفندی که شده، کتاب را حتی به عنوان یک مهمان ناخوانده وارد کنید. خیلی از کتاب‌ها را می‌توان به صورت جمعی خواند و لذت بیش‌تری برد! شما می‌توانید به فراخور حال اطرافیان، کتاب شعر یا طنز، یا داستان کوتاه و نثر ادبی انتخاب کنید و به شکلی مناسب برای‌شان بلند بخوانید.

این همه وقت اضافه داریم ما!

همه ما درگیر معطلی‌های ناخواسته، پشت در اتاق جنابان مدیران ادارات و موسسات زحمت‌کش و دلسوز می‌شویم! یا درگیر صف‌های طولانی برخی امور که هنوز نمی‌توان اینترنتی انجام‌شان داد؛ مثل صف گاز و صف امضای جناب رئیس و... و معمولا لحظات عذاب‌آوری را آن‌جا می‌گذرانیم. بهتر نیست که در چنین شرایطی همیشه یک کتاب جمع و جور برای مطالعه و کمتر عذاب کشیدن به همراه داشته باشیم؟! یک دلیل دیگری که آسیب فراوانی به وقت می‌زند و باعث اضطراب ناشی از مطالعه می‌شود، کندخوانی است. که در فرصتی مناسب، اگر خدا بخواهد، به نحوه برطرف کردن این مشکل خواهیم پرداخت.

نظرات کاربران
کد امنیتی
اسمانه
اسمانه
٩١/٠٨/٢٥
٠
٠
سلام ممنون ار مطالب خوبتون. نمایشگاه کتاب خدمت رسیدم. راستش را بخواهید من هم دنبال کش اوردن وقتم هستم تا بتوانم کتاب بیشتری بخوانم.. موفق وموید باشید