دارد به کجا مي‌رود؟
30جيم‌نما

دارد به کجا مي‌رود؟

نویسنده :

منظورم سينما است. ما با چه فيلم‌هايي عاشق سينما شديم و حالا داريم چه فيلم‌هايي مي‌بينيم؟ اين سؤالي است که اين اواخر خيلي بيشتر برايم پيش مي‌آيد. اين‌که ما با فيلم‌هايي مثل سفر جادويي، گلنار، مدرسه پيرمردها، پاتال و آرزوهاي کوچک و سريال‌هايي مثل خونه مادربزرگه و خواهران کوچک و جودي ابوت بزرگ شديم ولي حالا همه سريال‌هاي تلويزيوني را سريال‌هاي عجيب و غريب ژاپني که ماشين سواري‌هاي بي‌معني را با آب و تاب نشان مي‌دهد ولي هيچ قصه به دردبخوري ندارد يا ترانسفورمرها که مال عهد بوق تلويزيون آمريکا است تشکيل مي‌دهد. فيلم‌هاي امروز هم که يا اجتماعي صرف است يا هنري متکلف يا طنز سخيف. ديگر از عنصر خيال خبري نيست. ديگر حس زندگي هم جاي خاصي ندارد. وقتي دارم توي اين حال و هواي سنگين بي‌تخيلي سير مي‌کنم و هر دم بيشتر فيلم‌هاي تکراري و قديمي را پيش خودم مرور مي‌کنم است که آب حيات از فرانسه مي‌رسد و دوباره ياد آملي پولن و لذت زندگي که در آن فيلم بود مي‌افتم. لذت‌هاي کوچکي مثل فرو کردن دست توي کيسه عدس يا خوردن توت‌فرنگي از سر انگشتان و قهرمان داستان زندگي خود بودن. ژان پير ژونه را مدتي بود فراموش کرده بودم و فيلم جديدي هم نساخته بود ولي بار ديگر با «ميک مکس» مرا به سينما اميدوار کرد. پسري که در بچگي، پدرش در حال خنثي کردن بمب کشته شده و در بزرگي به يک عشق فيلم که کارش ضربدر زدن توي کلوپ است تبديل شده و از بس فيلم‌ها را تماشا کرده همه ديالوگ‌هايشان را از حفظ است و به همان خوبي همفري بوگارت تکرارشان مي‌کند، اتفاقا مورد اصابت گلوله قرار مي‌گيرد و بعد هم که از اتاق عمل خارج مي‌شود، کارش را از دست داده و به يک بي‌خانمان تبديل مي‌شود ولي با پيدا کردن يک خانواده تصميم به انتقام‌گيري از کساني مي‌کند که در اصل مسبب مرگ پدر او و بي‌کار شدن خودش بودند. يعني همان‌هايي که اسلحه توليد مي‌کنند و در اختيار ملت قرار مي‌دهند. يک انتقام نه از جنس بيل را بکش بلکه يک انتقام سينمايي و پر درام و پر از صجنه‌هاي زيرکانه که بعضي جاها به خود سينما هم تکه مي‌اندازد که سراسر تخيل و حقه بازي است. آن‌جاست که ما هم در لذت بازي با عروسک‌هاي خيمه شب باز و داستان عشق دو تا از عجيب‌ترين زوج‌هاي سينمايي سهيم مي‌شويم. اين هنري است که در سينماي ژونه موج مي‌زند: هنر زندگي و لذت‌هاي کوچکش. پس اگر از دست فيلم‌هاي گنده آمريکايي و خنده‌هاي تهي توي فيلم‌هايشان خسته شده‌ايد و خميازه امانتان را بريده بد نيست يک حال و هوايي عوض کنيد. صبر کنيد. کجا شال و کلاه کرده‌ايد؟ در شمال خبري نيست، هست؟ حالا نمي‌دانم. اگر هست برويد ولي اگر نيست به دنياي ژونه سري بزنيد. آملي و ميک مکس خود زندگي هستند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 515

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

ممنون پیرمرد

٩٦/٠٩/١٦
جارچی

جارچی 515

٩٦/٠٩/١٦
جواد طوسی، منتقد سینما از قاتل اهلی، مسعود کیمیایی و اتمسفر دنیای متفاوت او می‌گوید

کیمیایی به معنای واقعی کلمه یک فیلم‌ساز مولف است

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

دوباره سلام

٩٦/٠٩/١٦
آنتن

این شماره؛ جیم ننویسان!

٩٦/٠٩/١٦
چهره هفته

ورود آقايان ممنوع!

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

نکند موکت‌پوش باشد؟!

٩٦/٠٩/١٦
بهترین بازی های سال 2017 امشب معرفی می شوند

The Game Awards

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت موافق

چرا هنوز از سینمای کیمیایی لذت می‌برم؟

٩٦/٠٩/١٦
روایت هایی درباره وقف های کوچکی که فراموش می کنیم

بخشندگی به توان بی‌نهایت

٩٦/٠٩/١٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 515

٩٦/٠٩/١٦
به بهانه قرعه سخت تیم‌ ملی‌مان در جام‌جهانی روسیه، درباره تیم‌هایی نوشتیم که در ۵ دوره‌ گذشته این جام ش

زندگی در گروه مرگ

٩٦/٠٩/١٦
قرعه سخت ایران در جام جهانی 2018 بازی‌های تدارکاتی خوبی می‌خواهد که باید دید فدراسیون از پس آن بر می‌آید ی

تنگه جبل الطارق!

٩٦/٠٩/١٦
درباره ویژگی‌های سینمای مسعود کیمیایی با بررسی کوتاه 50 سال فعالیتش در سینما

دیروز و امروز رئیس

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

یازده سال، جیم، جوانی و سینما

٩٦/٠٩/١٦
اکران «قاتل اهلی» بار دیگر این سوال را مطرح می‌کند که واقعا چرا مسعود کیمیایی با دوران اوج خود فاصله دارد

بی کیمیایی

٩٦/٠٩/١٦
درباره «زیر نور کم» مجموعه کامل داستان‌های کوتاه مصطفی مستور

چند روایت معتبر تکراری

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت مخالف

قتل در حمام نمره!

٩٦/٠٩/١٦
مینی

مینی 515

٩٦/٠٩/١٦
تبلیغات