نوستالژي‌ام آرزوست...
مروري بر زندگي روزمره ديروز که الان براي ما خاطره شده است

نوستالژي‌ام آرزوست...

نویسنده :

اگر تا به حال به دنياي هيجان‌انگيز موزه‌ها سفر نکرده‌ايد، اگر تاکنون خودتان را براي تماشاي دوست‌داشتني‌هاي تاريخ به زحمت نينداخته‌ايد و به موزه نرفته‌ايد، اگر دست در جيب فرو برده‌ايد اما براي رفتن به تماشاي موزه پول از جيب بيرون نياورده‌ايد، اگر حاضر نشديد از شکم‌تان بزنيد و براي يک‌بار هم که شده خودتان را به مشقت بيندازيد تا به تماشاي ديدني‌هاي موزه‌هاي مختلف سطح شهر و کشورتان برويد، اگر هيچ‌کدام از کارهاي ذکر شده را انجام نداده‌ايد، اصلا ايراد ندارد! چون راستش را بخواهيد ما هم اين کارها را نکرده‌ايم! مي‌خواهيم در يک سفر روياپردازانه خاطره‌انگيز شما را به موزه کاغذي خاطر‌ه‌هاي جيمي دعوت کنيم. خاطرات نوستالژيک برو بچ دهه هفتاد (60-70) که الان براي ما خاطره شده براي آن‌ها يک عمر زندگي بوده است. با ما تا پايان اين سفر هيجان‌انگيز همراه باشيد...
موزه اشياي نوستالژيک جيمي

با پلخمون چشات دلم زدي!

* يک سري از اشياء در موزه نوستالژي‌هاي جيمي پيدا مي‌شود که نمي‌دانستيم برايشان چه دسته‌بندي مي‌توان ارائه داد. اين شد که از نام موزه اشياي نوستالژيک جيمي استفاده کرديم، اشيايي که حتما تاکنون از آن‌ها استفاده کرده‌ايم. پلخمون، پاک‌کن جوهري، تيله

و...

پلخمون
اين وسيله محيرالعقول همان تيرکمان خودمان است که در کودکي براي شکار گنجشک‌هاي بيچاره محله از آن استفاده مي‌کرديم. يادش به خير. قديم‌ها از اين وسيله در اشعار شعراي بزرگ پارسي‌زبان هم استفاده مي‌شد. مثلا در جايي سروده شده است: «با پلخمون چشات دلم زدي...»!

و...
از ديگر اشيايي که خاطره‌اي براي دنياي امروز ما شده است مي‌توان به ظروف ملاميني اشاره کرد که در همين‌جا اعلام مي‌داريم هر کس از آن ظروف در خانه‌اش دارد با دفتر موزه نوستالژي‌هاي اشياي جيم تماس بگيرد و اين ظروف را براي موزه جيم هديه بياورد.

پاک‌کن جوهري
اين پاک‌کن از سري پاک‌کن‌هايي بود که امروز کمتر در بازار موجود است. وقتي در دوران کودکي با خودکار در دفتر مي‌نوشتيم و معلم دعوايمان مي‌کرد به سراغ‌اش مي‌رفتيم و نوشته خودکاري‌مان را پاک مي‌کرديم. البته ناگفته نماند فاتحه دفتر خوانده مي‌شد.

تيله
تيله يا همان توشله! امروزه به عنوان ابزاري براي ديزاين استفاده مي‌شود. اما قديم نديما بچه‌هاي محل با تيله در کوچه دنيايي داشتند. بازي مي‌کردند و از هم تيله مي‌گرفتند. دنياي بازي تيله‌هاي کوچک و بزرگ کودکي هم موزه‌اي دارد ديدني!
موزه خوردني‌هاي نوستالژيک جيمي

بفرما اشکنه اوجيزک با طعم نعناع!

* آدم‌هاي شکمويي مثل نگارنده هميشه خوردني‌‌هاي خاطره‌انگيزي که شايد امروزه يا ديگر نيست يا فراموش شده است را خوب به‌خاطر دارند. فکر کردن و تماشاي موزه خوردني‌هاي نوستالژيک جيمي مي‌تواند دهان‌تان را بدجوري آب بيندازد. حال خود دانيد! مي‌خواهيد ادامه مطلب را بخوانيد يا نمي‌‌خواهيد...

پفک نمکي مينو
خوش آب و رنگ و با نمک، بچه‌ها بهش مي‌گن پفک.../ اين تبليغ خاطره‌ساز پفک نمکي مينوست که حتما در خاطرتان باقي‌مانده است. شايد امروزه بيش از 50 نوع پفک در بازار باشد، اما به روايت موزه نوستالژي‌هاي خوردني جيمي، پفک نمکي مينو چيز ديگري است. /مينو کيه؟ خوش آب و رنگ و با نمک، بچه‌ها بهش مي‌گن پفک...

بيسکويت ترد
يک نوع بيسکويت! با بسته‌بندي زرد رنگ که حاوي بيسکويت‌هايي شور بود. شايد يادتان باشد که هر روز صبح وقتي به مدرسه مي‌رفتيد يک بسته آن را به قيمت 10 تومان از بقالي سر کوچه مي‌گرفتيد. «ترد» نوش جان!

اشکنه اوجيزک
اشکنه‌ها از انواع غذاهايي هستند که به دلايل مختلف امروزه در ميان خانواده‌ها چندان جايي ندارند. يکي از معروف‌ترين و دوست‌داشتني‌‌ترين اين انواع «اشکنه اوجيزک» است. اشکنه‌اي که طريقه تهيه‌اش نام‌گذاري آن را جالب کرده است. روغن و نعناع را داخل ‌تابه داغ مي‌کنيد و بعد آب و کشک را مي‌ريزيد: «جيز»! اين هم صدايش...

و...
اما در دسته خوردني‌هاي نوستالژيک و خاطره‌انگيز يقينا به غير از اين چند مورد، موارد بي‌شمار ديگري را به ياد خواهيد آورد. از تي‌تاب بگيريد تا آدامس خروس و آدامس خرسي... به هر حال هر چه نباشد از قديم گفته‌اند صد جان فداي يک شکم!
موزه کارتون‌هاي نوستالژيک جيمي

سفر به دنياي کودکي تصوير

* چشم بگردانيد خودتان را در ميان موزه نوستالژي‌هاي کارتوني جيم مي‌بينيد. اين‌جا جايي است که با نظر همه بچه‌هاي جيم کارتون‌هايي که براي‌تان احتمالا خاطره‌انگيز است به قاب تصوير و کاغذ آمده است تا اندکي اين موزه جيم شما را به کارکرد واقعي‌اش، شناخت گذشته کودکي‌تان ببرد. يادتان مي‌آيد...

فوتباليست‌ها
فوتباليست‌ها عنوان کارتون ژاپني بود که يقينا براي شازده پسرهاي دهه 60 و حتي دهه 70 زيبايي‌ها و خاطرات زيادي به همراه داشت. داستان پسري به نام «سوباسا اوزارا» که آرزو و روياي زندگي‌اش فوتبال در برزيل بود. البته کارتون فوتباليست‌ها 3 سري داشت. دنياي فوتبال و فوتباليست‌ها از خاطرات موزه‌اي زندگي ماست. خاطره‌اي که هرگز تکرار نشد اما توانست فوتبال ژاپن را متحول کند!

و...
و قص علي هذا کارتون ديگر که يقينا حالا نامشان را با صداي بلند مي‌بريد و شادمان هستيد که ياد روزهاي خوش آن روزها مي‌افتيد. شايد سفرهاي ميتي کمون، شايد پرين، شايد چوبين و شايد تمام کارتون‌هايي که به سبب کمبود جا در موزه کاغذي نوستالژي‌هاي کارتوني جيم گنجانده نشد.

حنا دختري در مزرعه
حنا دختري زجر کشيده است که در مزرعه‌اي با چرخ خياطي‌اش خاطره‌هايي براي دختران آن روزها که شايد مادران امروزها باشند، در ذهن‌شان ثبت کرده است. حنا نقطه عطف کارتون‌هايي بود که با داعيه اتکاء بر سناريو به روي آنتن رفت. داعيه‌اي که بعدها تاريخ متوجه شد که به راستي به حق بوده است و ديگر هرگز تجربه حنا دختري در مزرعه در عصر حاضر يا تکرار نشد يا تصويرش هرگز به ايران نرسيد!

هاچ زنبور عسل
هاچ زنبوري دوست داشتني بود که سرتا سر فيلم به دنبال مادرش مي‌گشت. او از ميان زنبورهاي خطرناک قرمز هم گذشت تا به مادرش برسد. اما متأسفانه در پايان روياي کودکي‌تان ناقص ماند و هاچ به مادرش نرسيد! چرا؟ چون سياست‌هاي تصويري صدا وسيماي دهه 60 مانع آن مي‌شد تا چشممان به جمال مادر هاچ زنبور عسل روشن شود.
موزه لباس‌هاي نوستالژيک جيمي

تيپي با شلوار کردي و مانتو خفاشي!
* به سر و وضع خودتان نگاه کنيد. حالا برويد سراغ آلبوم عکس 15 سال قبل! به عکس‌هاي جورواجوري نگاه کنيد که مي‌تواند در عصر حاضر شو مد باشد! تيپ و قيافه‌هايي که در لابه‌لاي البسه جالب آن روزها جلب نظر مي‌کند. خاطره‌بازي با موزه نوستالژي لباس‌هاي جيمي تقديم شما...

بلوز يقه اسکي
بلوزهايي که يقه‌اش شبيه يقه لباس اسکيموها بود و تا لب چانه مي‌آمد. بلوزهايي که در آن روزها نوعي اعياني‌پوشي به حساب مي‌آمد. امروز ديگر کسي به فکر پوشيدن بلوزي با يقه اسکي نيست. مخصوصا در روزهاي گرم تابستانه پيش‌رو.

و...
و موارد ديگري مثل شلوارهاي سه ساسوني که امروز ديگر کسي به پا نمي‌کند، مي‌تواند همگي از مواردي باشد که خاطره‌اش براي‌تان شيرين است. مي‌توانيد دوباره آلبوم عکس‌هاي ديروزي‌ خود و خانواده‌تان را باز کنيد و با دقت بيشتري به تصاوير صحت سخنان ما را تأييد کنيد.

شلوار کردي
يکي از دوست‌داشتني‌ترين خاطرات البسه سال‌هاي دور «شلوار کردي» است. شلوار کردي همان شلوارهاي پارچه‌اي ديروزي بود که بسيار گشاد بود. شلوارهايي که اگر بتوانيد اين روزها در بازارهاي پايين شهر پيدا کنيد، مطمئنا صفايي تابستانه و خنک به پاهايتان خواهد داد!

مانتو خفاشي
يکي از خوف‌انگيزترين مدهاي لباس خانم‌ها در خاطره‌بازي روزهاي دور «مانتو خفاشي» است. امروز مانتو هر چه تنگ‌تر باشد کلاس و پرستيژ بانوان بالاشهري بيشتر به چشم مي‌آيد، در روزهايي نه چندان دور مانتوهاي گشادي که شبيه خفاش بود، مد روز بانوي ايراني بود. هي...

نظرات کاربران
کد امنیتی