آقا داماد چه كاره اند؟ نويسنده!
نویسنده شدن هم خودش راه و رسمی دارد و یک سبک زندگی منحصر به فرد

آقا داماد چه كاره اند؟ نويسنده!

نویسنده : نرگس رضاپور

اگر یک زمانی مادرها با به‌به و چه‌چه برای زن همسایه‌ تعریف می‌کردند که دختر‌شان دارد درس دکتری می‌خواند. پسرشان هم می‌خواهد خلبان و آقای مهندس شود. امروزه رویای نویسنده شدن، خواب و خوراک خیلی‌ها را گرفته است! افرادی که متوجه حضور استعداد و علاقه نویسندگی در وجود خود شده‌اند اما راه و نشان درست و حسابی برای رسیدن به مطلوب‌شان پیدا نکرده‌اند، بدانند که برای ورود به هر یک از رده‌های نویسندگی، باید مثل یک نویسنده زندگی کرد! یعنی مثل هرشغل دیگری علاوه برداشتن «استعداد» لازم و به دلیل جنس خاص حرفه نویسندگی باید به سبک یک نویسنده زندگی کرد.

 

اصلا به کی می‌گویند نویسنده؟

همه آن‌هایی که برای مخاطبی به جز خودشان می‌نویسند به نوعی نویسنده به حساب می‌آیند. نویسنده‌ای با رده کاری خاص خود. گرچه تقسیم‌بندی دقیقی نسبت به این‌که چه کسانی نویسنده‌تر هستند وجود ندارد و در هیچ جا نیامده، مثلا کسی که مخاطب بیشتری دارد یا کیفیت نگارشی نوشته‌هایش بالاتر است، نویسنده‌تر خواهد بود اما می‌توان رده‌های کاری مختلفی برای نویسنده‌ها بیان کرد. کسانی که برای آینده خود چشم انداز «نویسنده بودن» را تعریف می‌کنند ابتدا باید تکلیف خود را با رده و میزان حرفه‌ای شدن خودشان تعیین کنند و متناسب با آن سبک زندگی‌شان را به سمت نویسنده شدن تغییر دهند. کسی که نویسنده بودن را تنها در حد نوشتن یک ستون کوچک در یک هفته‌نامه می‌خواهد در رده‌ای کاملا متفاوت با نویسنده‌ای قراردارد که هر روز از هنرخود برای صفحه‌ روزنامه‌ای بهره می‌گیرد. رده نویسندگی‌ کسی که از طریق نوشتن کتاب امرار معاش می‌کند نسبت به فردی که به نوشتن پست‌های وبلاگی اکتفا کرده، کاملا متفاوت است. نوع نویسندگی کسی که برای نوشته‌هایش دغدغه جلب حتی 10 مخاطب بیشتر را دارد با کسی که چنین نگاهی ندارد متفاوت خواهد شد. هیچ یک از این افراد را نمی‌توان نویسنده‌تر از دیگری نامید اما باید کاملا نسبت به رده‌های نویسندگی‌شان تفکیک قائل شد و بعد انتظار متفاوتی از میزان شباهت نوع زندگی‌شان به سبک زندگی نویسندگی داشت. برای این‌که بتوان به هریک از رده‌های نویسندگی وارد شد باید مثل یک نویسنده زندگی کرد! یعنی درکنار«استعداد نوشتن»، که هر کس به نوعی متوجه حضورش در وجود خودش می‌شود؛ مثل هرشغل دیگری و به دلیل جنس خاص حرفه نویسندگی باید سبک زندگی نویسندگی را رعایت کرد. سبک زندگی که از روحیات و افکار فرد تا برنامه روزانه آن را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

هویت قائل باشیم

 نگاه درست به نویسندگی. این اولین قدم در راه نویسنده شدن است. حرفه‌ای‌ها و آن‌ها که نان شب‌شان را از طریق نوشتن درمی‌آورند نگاه به نویسندگی به عنوان یک شغل را اولین قدم برای حرفه‌ای شدن می‌دانند. اول باید بدانیم که چه هویتی برای نویسندگی قائل هستیم؟ درست مثل پرستارها یا پلیس‌ها که برای لباس و حرفه خود هویت کاملا تعیین شده‌ای دارند. برای دانستن هویت نویسندگی باید به جنس و نوع حرفه نویسندگی آگاهی کامل کسب کرد. وقتی نوع و جنس نویسندگی دست‌مان آمد و تکلیف‌مان با هویت آن روشن شد رفتن به سمت سبک زندگی نویسندگی لذت بخش‌تر می‌شود. آن موقع است که حتی اگر مکان نوشتن‌ اتاق‌ نشیمن خانه باشد، تبدیل به محل کار می‌شود، محلی که باید تمرکز و آرامش لازم را به فرد بدهد. اگر در ابتدای راه نویسندگی هستید از همین حالا با اعمال قراردادهایی بین خود و کارتان برای نویسندگی‌تان هویت‌سازی کنید. تعیین محل کار مشخص، ساعات کاری معین، ابزار کار و حتی لباس کار مناسب می‌تواند به نویسندگی شما هویت ببخشد.

 

ابزار نویسندگی

همه نویسنده‌ها در هر رده نویسندگی ابزار کار یکسانی دارند. که شامل ابزار سخت افزاری و نرم‌افزاری می‌شود. مهم‌ترین و ضروری‌ترین ابزار نویسندگی «تجربه» است. «تجربه» می‌تواند از هر راهی به دست بیاید. می‌تواند ناشی از یک اتفاق روتین و روزمره باشد یا در نهایت یکهویی بودن به وجود بیاید. یک نویسنده واقعی منتظر الهامات غیبی برای نوشتن نمی‌نشیند که یک چیزی پرت شود توی ذهنش!. بلکه از بین هزاران دلیل نوشتن که در اطرافش وجود دارد یکی را شکار می‌کند. «تجربه» جدی‌ترین ابزار نرم‌افزاری نویسندگی است که با استعدادترین نویسنده‌ها نیز به آن نیاز دارند و درصورت نبودن تجربه، عملا فرآیند نوشتن انجام نمی‌شود. از نظر سخت افزاری هم یکی ابزارهای ضروری نوشتن در عصر حاضر، تایپ کردن است. یک نویسنده توانایی لازم را در این زمینه به دست می‌آورد. 

 

جنس نویسندگی

برای شناخت هویت نویسندگی ابتدا باید از جنس نوشتن آگاهی کامل داشت. یک نویسنده بعد از این‌که موضوع و محتوا را پیدا کرد در مورد این‌که چی بنویسد فکر نمی‌کند! فکر کردن و نوشتن همزمان رخ می‌دهد. مثل راننده که بعد از دانستن نشانی مقصد، فکر کردن و رانندگی‌اش‌ به موازات هم انجام می‌شود. در واقع یک نفر زمانی راننده خوبی می‌شود که تمرین لازم را داشته باشد. تمرین زیاد مهارت نوشتن را بیش‌تر می‌کند. بنابراین جنس نویسندگی «تمرین» است. هرچه تمرین نویسنده بیشتر باشد در رده خود قوی‌تر خواهد شد.

 

نوع کار نویسندگی

برای شناخت هویت نویسندگی باید با نوع این کار نیز آشنا شد. نوع کار نویسنده تبادل است، یک بده بستان که بین نویسنده و محیط انجام می‌شود. نویسنده داده‌هایی را از محیط دریافت می‌کند و بعد از بازآفرینی و شکل‌دهی هنرمندانه، آن‌ها را به محیط برمی‌گرداند. نویسنده‌ها مامور ایجاد ارتباط نیز هستند. ارتباطی بین انسان با هرآنچه مربوط به او است. آن‌ها در حقیقت تدوین‌گر تجربیات‌ خودشان هستند، برای تدوین‌گرِ خوب بودن باید به جنس نویسندگی که همان تمرین کردن است مراجعه کرد. حتی حرفه‌ای‌ترین نویسنده‌ها از تمرینِ نوشتن غافل نمی‌شوند. 

 

برای خودشان نمی‌نویسند

از اساسی‌ترین نکته‌ها در تعریف نویسندگی، نوشتن برای «مخاطب» است. اهل قلمی را نویسنده می‌گویند که بتواند تعریف حداقلی از مخاطبش بدهد. یکی از تفاوت‌های ماهیتی نویسنده با شاعر و انشا نویس نیز همین است. بنابراین اگر کسی تنها برای دل خودش می‌نویسد و هیچ شناخت و برنامه‌ای برای مخاطبان احتمالی آثارش ندارد در واقع انشا نویس است که روش زندگی‌اش لزوما شباهت و ارتباطی با سبک زندگی‌ نویسندگی ندارد. یک نویسنده متعهد در هنگام انتخاب موضوع، از بین موضوعاتی که دارای ارزش یکسانی هستند آن‌ که مخاطب بیشتری دارد را انتخاب می‌کند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پریسا
پریسا
٩٣/٠٥/١٢
٠
٠
خوب بود