تلويزيون برايم صميمي تر از سينماست
سیروس مقدم، کارگردان «دیوار» در گفت‌وگو با «جیم» از تجربه سریال‌سازی‌اش می‌گوید و یک خبر ویژه برای هوا

تلويزيون برايم صميمي تر از سينماست

نویسنده : مرتضي اخوان -مجيد حسين زاده

تلویزیون هم برای خود «آقای خاص» دارد؛ درست مثل فوتبال! سیما سال‌هاست مرد خاصی را پیدا کرده است که در عرصه سریال‌سازی به نوبه خود یک پا آقای خاص است. «سیروس مقدم» کارگردان 58 ساله سریال‌‌های بی‌‌شمار تلویزیونی است که بعید می‌‌دانیم بتوانید نام آن‌‌ها را فهرست کنید. از «مسافر» بگیرید تا همین آخری‌‌اش «دیوار»! همه و همه آثار تلویزیونی این کارگردان کهنه کار تلویزیون است که البته در کارنامه‌‌اش 4 اثر سینمایی را هم دارد. آثاری که در سال‌های آغازین دهه 70 ساخته شد و دیگر هرگز مقدم را به سمت و سوی رسانه سینمای نکشاند. اما اوج هنرنمایی این کارگردان به ساخت آثار تلویزیونی در دهه 80 برمی‌گردد که از او یک کارگردان خبره در رسانه سیما ساخت. کارگردانی که آثاری با چند ویژگی بزرگ می‌‌سازد: سریع، کم هزینه، پرمخاطب و جذاب! در این بین خود مقدم معتقد است صرف پرمخاطب بودن آثار توجیه خوبی برای پرکار اوست. به مناسبت آخرین ساخته سیروس مقدم که همین چند روز پیش از آنتن سیما رخت بربست، به سراغش رفتیم تا فنجانی چای را در کنار او بنوشیم. فنجانی از چای داغ در هوای سرد پاییزی با طعم یک گفت وگوی مهیج و خواندنی...

 

 

 سیروس مقدم از چند دهه شروع کرد و امروز به «دیوار» رسیده است. کمی در خصوص مسیری که طی کرده‌اید بفرمایید؟

 مسیر طولانی در این سال‌ها طی شده است. زمانی‌که دانشجوی جوانی بودم، دستیار ناصر تقوایی بودم. موها و ریش‌هایم سیاه بود و اینک که «دیوار» را ساخته‌ام، همه سفید شده ‌است. در همه این سال‌ها تلاش کردم و با انگیزه یاد گرفتم که دروغ نگویم، با مردم صادق باشم، مسائل اجتماعم را در کارهایم منعکس و ادب را رعایت کنم و از همه مهم‌تر هیچ‌گاه مغرور نشوم و همواره خود را مدیون مردم و پیش‌کسوتانم بدانم. 

 چرا مردم این‌قدر راحت با آثار شما ارتباط برقرار می‌کنند؟ به نظر خودتان چه خصلتی در این آثار وجود دارد که آن را مردمی می‌کند؟

 ما مردمی بسیار باهوش، قدرشناس، نکته‌سنج و فهیم داریم. مردم ما فرق دوغ و دوشاب را تشخیص می‌دهند. مردم ما تفاوت بد و خوب، زشت و زیبا و سره و ناسره را می‌فهمند. من همی‌شه گفته‌ام که هر موقع مردم احساس کنند که به آن‌ها و شعورشان احترام گذاشته می‌شود و صداقت ببینند و به اعتقادات و باورها و قوانین مورد احترام‌شان بی‌احترامی نشود، شما را می‌پذیرند و با شما مهربان هستند. مردم وقتی می‌بینند، کاری سوژه‌اش برخاسته از دل جامعه است و قهرمانش را درک می‌کند و در آن کم‌فروشی نشده است و استانداردهای یک کار خوب رعایت شده است، حتما بیننده آن کار خواهند بود. حالا چه این کار ساخته مقدم باشد یا هر کارگردان دیگری. 

 در سال‌های اخیر شما یک گروه کامل دارید که همی‌شه با هم کار می‌کنید. گروه که بسیار همدل به نظر می‌رسد. چه‌طور توانسته‌اید گروه‌تان را حفظ کنید؟

 همدلی با حرف و کلمه و نمایش همدلی به وجود نمی‌آید. همدلی از همفکری سرچشمه می‌گیرد. از انگیزه‌های مشترک، رویاهای مشترک و اهداف مشترک شکل می‌گیرد. رعایت حقوق یکدیگر، احترام به نظرات همدیگر و سهیم بودن همگان در خوشی‌ها و ناخوشی‌ها به همدلی منجر می‌شود. گروه ما گروهی است که کارشان را دوست دارند. به یکدیگر علاقه‌مند هستند و عاشقانه کار و همواره تلاش می‌کنند تا در هر کاری یک قدم رو به جلو بردارند. 

 «مسافر» یکی از آثار برجسته شماست که در ذهن مردم مانده است. شما خودتان کدام کارتان را بیشتر دوست دارید؟

 من مثل پدری که چند فرزند داشته باشد، به همه فرزندانم عشق می‌ورزم و همه کارهایم را دوست دارم. اما طبیعی است که حس پدرانه هر پدری نسبت به هر فرزندش از ویژگی‌ها و تفاوت‌هایی برخوردار است. به طور مثال «زیر هشت» را ناموس خود می‌دانم و نسبت به آن تعصب دارم. «تا ثریا» را مثل فرزندی که به آن کم توجهی شده باشد، برایش دل می‌سوزانم و «پایتخت» را مثل فرزندی شیطان و بازیگوش می‌دانم و عاشق شیطنت‌هایش هستم. ولی در مجموع می‌توانم بگویم همی‌شه آخرین سریال من کامل‌ترین آن‌ها و پخته‌ترین فرزند من است. 

 سیروس‌مقدم از سال 74 به این طرف کار سینمایی نکرده است و به واقع در رسانه تلویزیون جا افتاده است، تمایلی به ساخت اثر سینمایی ندارید؟ به‌‌خصوص حالا که مخاطب گسترده تلویزیونی دارید که ممکن است به خاطر نام شما به سینما بروند؟

 سینما را دوست دارم، اما حاضر نیستم به هر بهایی وارد سینما شوم. فضای تلویزیون برای من فرهنگی‌تر و صمیمانه‌تر است. سوژه‌های مورد علاقه‌ام را کار می‌کنم و این امکان را در تلویزیون دارم که خطر کنم! از بازیگران تئاتر و جوان‌های گمنام استفاده کنم، اما سینما به دلیل سرمایه و برگشت آن محدودیت‌هایی دارد که به مزاج من سازگار نیست. اما اگر روزی فیلم‌نامه خوبی به دست من برسد و شرایط هم فراهم باشد حتما به سینما باز خواهم گشت. 

 زمزمه‌هایی مبنی بر ساخت سریال «پایتخت2» به گوش رسیده است. این کار در چه مرحله‌ای است؟

 «پایتخت2» در مرحله نگارش فیلم‌نامه است. محسن تنابنده مشغول نوشتن فیلم‌نامه است و احتمالا خشایار الوند و محسن وارسته به ایشان کمک می‌کنند. به امید خدا اگر متن خوب پیش برود و شرایط مالی ساخت پروژه هم فراهم باشد، قطعا امسال «پایتخت2» را در نوروز خواهید دید.

 در انتخاب فیلم‌نامه‌ها، به چه ویژگی‌هایی بیشتر توجه می‌کنید؟

 چیزی که در یک فیلم‌نامه برایم اهمیت اصلی را دارد، این است که موضوع و فضای اصلی آن برگرفته از دل جامعه و مردم سرزمینم باشد. آدم‌هایش از جنس آدم‌های جامعه خودم و فضاها ملموس و باورپذیر باشد. در مرحله دوم دیالوگ‌ها و فضاهای موجود در فیلم‌نامه جذاب و دلپذیر باشد. در مرحله سوم از تعلیق‌های جذاب و کشش‌های خوبی برخوردار باشد. 

 در یکی 2 کار اخیرتان (زیر هشت و دیوار) سعید نعمت‌ا... فیلم‌نامه‌نویس اثرتان بوده است. همان‌طور که می‌دانید آثار این هنرمند توانمند معمولا خیلی سیاه است. آیا برای رسانه تلویزیون که مخاطب عمومی دارد این نوع نگارش مناسب است؟

 به اعتقاد بنده شیرینی، ترشی، تلخی و... همه مزه‌هایی است که خداوند به وجود آورده است و اگر تلخی نباشد، شیرینی معنا ندارد. گاهی داروی تلخی موجب آرامش و بهبود بیماری می‌شود. هم‌چنین سیاهی هم مثل رنگ‌های دیگر سفید، آبی و... رنگ‌های آفریده پروردگار هستند. نباید در مدیریت خداوند شک کرد. حتما دلیلی بر این تنوع رنگ‌ها و مزه‌ها وجود دارد. از سوی دیگر نشان دادن ناهنجاری‌ها و رنج‌ها و مشکلات جامعه، به معنای سیاهی نیست و این برداشت اشتباهی است. یک قصه اجتماعی به‌‌طور طبیعی متکی بر همین مسائل است و نباید آن را با سیاه‌نمایی یا چرک‌اندیشی یکسان دانست. 

 به نظر شما مخاطب ایرانی بیشتر چه نوع موضوعاتی را می‌پسندد؟ خانوادگی، سیاسی، یا ...؟

 مخاطب ایرانی قصه و قصه‌پردازی را دوست دارد. فرقی نمی‌کند که این قصه یک قصه اجتماعی باشد یا یک قصه خانوادگی یا کمدی و یا... مهم آن است که قصه برگرفته از جامعه خودش باشد و آدم‌هایش باورپذیر باشند. 


 سیروس مقدم معمولا خیلی پرکار است و این یکی از ویِِژگی‌های شاخص اوست یعنی ضمن آن‌که پرکار است آثار پرمخاطبی هم دارد. اما یکی از انتقاداتی که از سوی کارشناسان در مورد شما مطرح می‌شود این است ‌که چرا مقدم کمتر کار نمی‌کند تا در عوض آثار کنترل شده‌تر و بهتری ارائه بدهد. نظرتان در این مورد چیست؟

 اگر آثار مقدم جذاب، دیدنی و پرمخاطب است چه دلیلی دارد کمتر کار کند؟! حتما آثار مقدم از استانداردهایی کیفی برخوردار است که مخاطب می‌بیند و می‌پسندد و لذت می‌برد. 

 برخی معتقدند موضوع «دیوار» به «تکیه بر باد» نزدیک است. این موضوع را قبول دارید؟

 متاسفانه به دلیل مشکلات شغلی و گرفتاری‌ها هنوز «تکیه بر باد» را ندیده‌ام و نمی‌دانم داستان‌اش چیست.

 فیلم‌برداری و نورپردازی همه آثار شما یک شکل است. از «پیامک از دیار باقی» بگیرید تا همین «دیوار» آیا عمدی در این مسئله وجود دارد؟ آیا برای هر گونه‌‌ای نباید بهره مناسب همان نوع اثر را از دوربین و نور گرفت؟

 به اعتقاد بنده ساختار «روز حسرت» و «اغماء» که گونه ماورایی دارد، هیچ شباهتی به «دیوار» ندارد و مطمئن باشید که اگر ساختار آثار بنده تکراری باشد، قطعا مخاطب آن را پس می‌زند. 

نظرات کاربران
کد امنیتی