سياحت با طعم مك دونالد!
جا كتابي

سياحت با طعم مك دونالد!

نویسنده : زهير قدسي

 سفرنامه‌نویسی را اول‌بار مسلمانان باب کردند اما اروپایی جماعت آن را گسترش دادند، نه این‌که ایرانیان اهل سیر و سیاحت نباشند، بلکه در مجموع دست به قلم بردن و تحریر گزارش امورات آن هم در سفر، بعد از داشتن سواد، همت عالی می‌طلبید. از همین روست که تا دل‌تان بخواهد از دوره صفویه و به خصوص قاجار سفرنامه فرنگی داریم. بعد از آن‌ از میان کسانی که این سبک دلنشین دیدن و نوشتن را برگزیده‌اند از ناصرخسرو که بگذریم جلال آل احمد است و سفرنامه‌هایی با قلمی دلپذیر و آمیخته به طنز.

 شکی نیست که دیدن کشور و مردمان دیگر سرزمین‌ها از دریچه چشم و قلم دیگری در کنار فراوان خوبی‌ها، بدی‌هایی هم دارد. به هر رو استفاده از تجربیات کسانی است که رفته‌اند و دیده‌اند برای ما که توان رفتن و دیدن نداریم تحفه‌ای است در خور سپاس، اما از قدیم گفته‌اند: «شنیدن کی بود مانند دیدن» پس پر بیراه نیست اگر توصیه کنیم این سفرنامه‌ها را باید خواند اما نباید بی چون و چرا پذیرفت به خصوص اگر سفرش از نوع سفر یک ایرانی به «ینگه‌دنیا» باشد!

 «هاروارد مک‌دونالد» سفرنامه‌ای است از همین نوع، که «سید مجید حسینی» آن را به قلم آورده، وی در مقدمه کتاب‌اش بعد از آن‌که از سفرنامه‌های نویسندگانِ آمریکا دیده قبلی یاد می‌کند می‌نویسد: «...به نظرم آمد هر چه خوانده‌ام هیچ است و باید از نو دستگاه ذهنم را بچینم؛ از سفرنامه جلال آل احمد تا جلال رفیع و از رمان بیوتن امیرخانی تا خنده‌دار به فارسی (عطر سنبل عطر کاج) فیروزه‌ جزایری‌دوما، همه حرف خودشان را زده‌اند و نه حرف این سرزمین‌ را.» نویسنده در مقدمه کتاب مدعی است که این سفرنامه از قماش قبلی‌ها نیست و به قول خودش نه افاضات روشنفکری است و نه حرف سیاسی و نه دغدغه‌های پدرانه تربیتی بلکه مانند عکس‌هایی است بی داوری و آن را از همین رو «چهل و 3 نمای نزدیک از سفر آمریکا» می‌نامد.

 اما این فریم‌ها یا عکس‌های فراوان بیش از اندازه زوم شده‌اند یا به قولی بسته و محدود مانده‌اند و نویسنده هم مجبور شده برای توضیح نماهای نزدیک‌اش توضیحاتی ارائه دهد که از حد مشاهدات خارج است و لذا صفحه به صفحه نویسنده را از ادعای نخستین دور می‌کند. اگر چه در موخره کتاب، خودش به این قضیه اعتراف می‌کند اما چندان هم قانع کننده نیست. بعد از خواندن کتاب، شما تصویر نسبتا ناقص و پراکنده‌ای از آمریکا خواهید داشت و البته ضد و نقیض. شاید از آن رو که نویسنده چندان که باید در مسائل عمیق نشده و نگاه سطحی و رایج را ترجیح داده است. اما به هر حال این بدان معنی نیست که در این قحطی سفرنامه شما قید خواندنش را بزنید. عکس‌ها و برخی توضیحات از مراکز فرهنگی و دانشگاهی آمریکا خواندنی و سوال برانگیز است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
«عملیات غیر ممکن» یا چگونه باب گفت‌وگو با بزرگ‌ترها را درباره مسائل جنسی‌مان بازکنیم؟

اسمشو ببر

٩٦/٠٧/٢٧

مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی

٩٦/٠٧/٢٧
به بهانه آویخته شدن کفش‌های ستاره برزیلی میلان و رئال

خداحافظ کاکا!

٩٦/٠٧/٢٧
با نمایش چند فیلم مستند بالاخره سکوت درباره معضلات جنسی تا حدی شکسته شد

گپ جنسی

٩٦/٠٧/٢٧
آنتن

ما و هندوانه‌هایمان!

٩٦/٠٧/٢٨

فصل‏های زندگی

٩٦/٠٧/٢٧

«حالا خورشید» حالا جذابیت

٩٦/٠٧/٢٧
شاخ هفته

لطفا سرگرمی‌ام بمان

٩٦/٠٧/٢٧
چهره هفته

محسن به خدا تو مسلمان نیستی!

٩٦/٠٧/٢٧
شـرکت «نینتـندو» با عرضه کنسول جدید خــــود، یک بازگشت شکوهمند به بازار گیم داشت

#ته_تغاری_نسل_هشتمی

٩٦/٠٧/٢٧
مروری گذرا بر برنامه‌های دولتی برای رفع بحران جنسی جامعه

خانه‌های عفاف... شاید، اگر، باید؟!

٩٦/٠٧/٢٧
بالاخره راه حل مشکلات و بحران‌های جنسی جوانان چیست؟

یک پایان اصغرفرهادی‌طور

٩٦/٠٧/٢٧
روایت‌هایی درباره ما و کاری که ورزش با ما می‌کند

قهرمانی را بچسب پهلوانی کیلویی چند؟

٩٦/٠٧/٢٧
درباره انیمه، هنر و صنعت بی نظیر و فراگیر ژاپنی‌ها

معجزه سامورایی‌ها

٩٦/٠٧/٢٧
پایان‌نامه

آمارگیری فرهنگی رفتاری!

٩٦/٠٧/٢٧
فتوچاپ

فتوچاپ 508

٩٦/٠٧/٢٧
جارچی

جارچی 508

٩٦/٠٧/٢٧
مینیمال

سینگل بازنشست منم!

٩٦/٠٧/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و زور پر زور

٩٦/٠٧/٢٧
ناصرخان آکتور سینما

از سلطان قلب‌ها تا اسب سردار!

٩٦/٠٧/٢٧
تبلیغات