دست پول‌دارها بالا

دست پول‌دارها بالا

نویسنده :

اگر مي‌بينيد که دمق هستيم که هيچ، ولي اگر نمي‌بينيد که دمق هستيم، بدانيد که دمق هستيم و به آن‌ها هم که نمي‌دانند و نمي‌بينند، بگوييد که دمق هستيم! از خدا چه پنهان هفته پيش شنيديم که دبير ستاد هدفمندسازي يارانه‌ها از حذف يارانه خانواده‌هاي پر درآمد خبر داد. حالا نه اين که دل حقيرمان را براي اين قشر مرفه بي حس (بي‌درد) سوزانيده باشيم، گلاب به ديوار عضلات چهار سر کتف و قوزمان به شدت دچار رعشه شده است و پشت حقيرمان دائما بر روي ويبره قرار دارد، به قول قديمي‌ها «پشت‌مان مي‌لرزد».

شاعر مي‌فرماد:

«اين رعشه که مي‌بيني در نواحي پشت

اخوي! بي‌خودي بر سرم مزن مشت

اين رعشه از عيش و نوش و طرب نيست

ما را غم حذف يارانه‌ها کشت!»

در واقع اين شاعر ما در دوبيتي بالا مي‌‌خواهد بگويد که لرزيدن عضلات نواحي گردن به پايين وي به سبب حرکات موزون نيست، بلکه وي از طرح حذف يارانه افراد متمول مي‌ترسد و اين لرزش از ترس است نه از رقص! و اين که در مصراع آخر گفته «ما را غم حذف يارانه‌ها کشت» اراجيف گفته، خالي بسته! از قديم گفتند يک شاعر هست و يک کيلو پياز داغ!!

حالا نه اين که فکر کنيد شاعر ما پول‌دار بوده، وي خودش که هيچ، پدرش هم پول‌دار نبوده. اصلا و اصولا در دوران حيات خود نه مايه‌اي ديده است، نه تيله‌اي و نه حتي پيله‌اي!! او حتي علف خرس را هم از نزديک نديده است! فقط گويا سال گذشته در زمان خوشه‌بندي جامعه، اين شاعر بي‌نوا که يک عمر فکر مي‌کرده آسيب‌پذير است، در کمال متعجب مي‌فهمد که خوشه سومي است! يعني جوجه شاعر مايه‌دار بوده و خودش که هيچ حتي وجود حقيرش هم خبر نداشته است!

حالا خدا کند اين دفعه که مي‌خواهند خانواده هاي پر درآمد را شناسايي کنند، ما پر درآمد نباشيم، خدا کند آقازاده نباشيم، باور بفرماييد ما نداريم، کم درآمديم، دست مان دراز است و ايضا گردن‌مان درازتر!! حتي لنگ‌مان هم به اندازه گليممان باز نمي‌شود، بالا غيرتا خود پردرآمدها بروند اعتراف کنند و کار بررسي درآمد خانوار را به دولت واگذار نکنند.

علي‌ايحال دست پول دارها بالا...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 515

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

ممنون پیرمرد

٩٦/٠٩/١٦
جارچی

جارچی 515

٩٦/٠٩/١٦
جواد طوسی، منتقد سینما از قاتل اهلی، مسعود کیمیایی و اتمسفر دنیای متفاوت او می‌گوید

کیمیایی به معنای واقعی کلمه یک فیلم‌ساز مولف است

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

دوباره سلام

٩٦/٠٩/١٦
آنتن

این شماره؛ جیم ننویسان!

٩٦/٠٩/١٦
چهره هفته

ورود آقايان ممنوع!

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

نکند موکت‌پوش باشد؟!

٩٦/٠٩/١٦
بهترین بازی های سال 2017 امشب معرفی می شوند

The Game Awards

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت موافق

چرا هنوز از سینمای کیمیایی لذت می‌برم؟

٩٦/٠٩/١٦
روایت هایی درباره وقف های کوچکی که فراموش می کنیم

بخشندگی به توان بی‌نهایت

٩٦/٠٩/١٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 515

٩٦/٠٩/١٦
به بهانه قرعه سخت تیم‌ ملی‌مان در جام‌جهانی روسیه، درباره تیم‌هایی نوشتیم که در ۵ دوره‌ گذشته این جام ش

زندگی در گروه مرگ

٩٦/٠٩/١٦
قرعه سخت ایران در جام جهانی 2018 بازی‌های تدارکاتی خوبی می‌خواهد که باید دید فدراسیون از پس آن بر می‌آید ی

تنگه جبل الطارق!

٩٦/٠٩/١٦
درباره ویژگی‌های سینمای مسعود کیمیایی با بررسی کوتاه 50 سال فعالیتش در سینما

دیروز و امروز رئیس

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

یازده سال، جیم، جوانی و سینما

٩٦/٠٩/١٦
اکران «قاتل اهلی» بار دیگر این سوال را مطرح می‌کند که واقعا چرا مسعود کیمیایی با دوران اوج خود فاصله دارد

بی کیمیایی

٩٦/٠٩/١٦
درباره «زیر نور کم» مجموعه کامل داستان‌های کوتاه مصطفی مستور

چند روایت معتبر تکراری

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت مخالف

قتل در حمام نمره!

٩٦/٠٩/١٦
مینی

مینی 515

٩٦/٠٩/١٦
تبلیغات