الو يك دختر مي خواستم براي پسرم...
گفت‌و‌گو با خانمی که واسطه خیر شده و خانواده جوان‌های در آستانه ازدواج را به هم معرفی می‌کند

الو يك دختر مي خواستم براي پسرم...

نویسنده : عاطفه ذبيحي

قرار بود با چند نفر از خانم‌هایی که شماره و مشخصات کامل دخترها را ثبت می‌کنند و به خانواده پسرهایی که با آن‌ها تماس می‌گیرند ، معرفی می‌کنند ،تماس بگیرم. در کمال تعجب، یک فهرست نسبتا طولانی از این خانم‌ها به‌دست آوردم. با چند نفرشان تماس گرفتم. بعضی‌های‌شان می‌گفتند فقط برای رضای خدا این کار را انجام می‌دهند و بعضی‌ها هم توقع ناچیزی مثل یک سکه از خانواده عروس و داماد داشتند! بعضی‌ها مشخصات یک طیف خاص مثل تحصیل کرده‌ها یا مثلا شاغل‌ها را ثبت کرده بودند و... ما پای صحبت یک نفر از این واسطه‌های خیر نشستیم:

 

 از کجا شروع کردید و الان دقیقا چه کار می‌کنید؟

 من سال 68 در یک دبیرستان کار می‌کردم و با چند نفر از دوستانم تصمیم گرفتیم برای ازدواج بچه‌هایی که از این مدرسه فارغ‌التحصیل می‌شوند کاری کنیم. البته کم‌کم کارمان گسترده‌تر شد. در حال حاضر یک روز در هفته ساعت 8 تا 12 پاسخگوی خانواده‌ها هستیم. مشخصات 2 نفر را کنار هم می‌گذاریم، با هم تطبیق می‌دهیم و در نهایت به همدیگر معرفی‌شان می‌کنیم. ولی هیچ تاییدی نمی‌کنیم. وقتی خانواده‌ها برای تحقیق تماس می‌گیرند، می‌گویم شناخت من برای تحقیق کافی نیست. خودتان به طور کامل تحقیق کنید. کسی می‌تواند برای تحقیق، خوب پاسخ بدهد که حداقل یکی از 2 طرف را دقیق بشناسد. ولی در حدی که یک ویژگی را پررنگ بدانیم مطّلع‌شان می‌کنیم.

 بر اساس چه ملاک‌هایی، ویژگی‌های این 2 نفر را تطبیق می‌دهید؟

 تحصیلات فرد، شغل پدر و مادر، تحصیلات پدر و مادر، تعداد جمعیت خانواده، این‌که فرد، فرزندِ چندم است، ویژگی‌های اعتقادی فرد، خصوصیات بارز اخلاقی‌اش و توصیف ظاهری...

 این اطلاعات را از کجا می‌آورید؟

 اوایل کار فقط محدود به بچه‌های مدرسه بود. ولی کم کم گسترده‌تر شد. هم دیگران با ما آشناتر شدند و هم ما افراد دیگری را شناختیم. مثلا مادری که برای پسرش تماس گرفته بود، مشخصات دخترش را هم به ما داد.

 چقدر از این آشنایی‌ها به ازدواج منجر می‌شود؟ از آینده‌شان خبر دارید؟

 به علت کمبود وقت، من تا به حال کار آماری انجام نداده‌ام و به طور رسمی آینده‌شان را پیگیری نکرده‌ام. ولی با خیلی‌های‌شان بعد از ازدواج برخورد داشته‌ام. گاهی این‌ها را می‌بینم و می‌پرسم ازدواج کردی؟ می‌گویند شما خودتان واسطه شده‌اید... اخیرا هم شنیده‌ام یک مورد را که به واسطه معرفی ما ازدواج کرده بودند، بعد از سال‌ها زندگی و داشتن 2 فرزند در آستانه طلاق هستند.

 این سال‌ها پیش آمده است کسانی که به واسطه شما ازدواج کرده‌اند از شما تشکر یا گِله کنند؟

 گله کردن که پیش نیامده اما قدردانی‌های‌شان را به شیوه‌های مختلف ابراز کرده‌اند. گاهی همسر یا خانواده همسرشان تماس می‌گیرند و تشکر می‌کنند که چه مورد خوبی به ما معرفی کردی. گاهی هم تقاضای ملاقات و تشکر حضوری دارند که من قبول نمی‌کنم.

 هدیه هم پیشنهاد می‌کنند؟

 پیشنهاد که خیلی داده‌اند ولی من قبول نکرده‌ام. شنیده‌ام که بعضی افراد، با این شیوه کار و کاسبی راه انداخته‌اند و از خانواده عروس و داماد، پول و سکه به عنوان حق کمیسیون می‌گیرند! مثلا یک بار یکی تماس گرفت و گفت می‌خواهیم از خجالت‌تان دربیاییم و به من پیشنهاد سفر حج دادند. که من گفتم دوست ندارم این گونه به حج بروم.

 تا حالا پیش آمده که کسانی بیایند و ملاک‌های عجیب و غریبی داشته باشند؟

 آره ولی ما با این افراد برخورد جدی می‌کنیم. بعضی‌ها تماس می‌گیرند و ویژگی‌های ظاهری عجیب و غریبی توصیف می‌کنند. ما هم به این افراد می‌گوییم که نه چنین آدم‌هایی را دیده‌ایم و نه می‌شناسیم.

 خود دختر و پسر‌ها هم اقدام می‌کنند؟

 روش ما سنتی و مذهبی است. ما هیچ وقت دختر و پسر را به هم معرفی نمی‌کنیم. خانواده دختر را به خانواده پسر معرفی می‌کنیم و توصیه‌مان هم این است که دنبال راهی غیر از خانواده نباشند.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی