دید مسئولان استان و کشور به ورزش‌های رزمی خوب نیست

دید مسئولان استان و کشور به ورزش‌های رزمی خوب نیست

نویسنده : مجيد حسين زاده

 

با یک پلاستیک پر از مدال و تقدیرنامه وارد دفتر ‌هفته‌نامه جیم شد. مدال‌هایی که هم بین‌المللی بودند و هم داخلی. 3 تقدیرنامه طلایی از «المپیاد جهانی ورزش‌های رزمی آسیا» خیره‌ کننده بود که دیدن گردن‌آویزهای پر شمار طلا، نقره و برنز استانی و کشوری این ورزشکار در رشته کیک‌بوکس بیش‌تر مرا به وجد آورد. ورزشکارانی که نمی‌دانم چرا با این همه مدال‌های رنگارنگ و افتخارآفرینی برای کشورمان در خارج از مرزهای ایران، آن‌قدر درد دل دارند که انگار مدال‌های‌شان به کشور ضرر می‌زند که این همه سختی جلو پاهای‌شان قرار می‌دهند. این هفته یکی دیگر از ورزشکاران کیک‌بوکس استان که نماینده ما در مسابقات المپیادهای جهانی هم هست، بر صندلی گفت‌وگوی جیم با مخاطبانش نشست و مسایلی را گفت که امیدواریم مسئولان استان با آگاهی وتصمیم به موقع و درست این مشکلات را برطرف کنند.

 خودتان را معرفی کنید؟

 سید عماد محمدزاده، متولد سال 1361 هستم. متاهل و یک پسر 3 و نیم‌ساله دارم. 

 در چه زمینه‌ای مشغول به کار هستید؟

کارمند یکی از موسسات مالی و اعتباری هستم.

 ورزش را از کجا شروع کردید؟

 اسفند 1377 بود که با یک مربی گمنام در آن زمان آشنا شدم و تمریناتم را زیر نظر ایشان در پارک ملت شروع کردم. بعد از این‌که احساس کردم علاوه بر علاقه به رشته‌های رزمی، استعداد خوبی هم در این زمینه دارم در یک باشگاه رزمی ثبت‌نام کردم و تمرینات خودم را جدی‌تر و حرفه‌ای‌تر ادامه دادم.

 از عناوینی که کسب کرده‌اید، بگویید؟

 از سال 80 هر سال در مسابقات استانی به مدال دست یافتم و مدال‌های کشوری‌ام را از سال 83 بر گردن انداخته‌ام. 29 فروردین سال گذشته از طرف «المپیاد جهانی ورزش‌های رزمی آسیا» فقط برای من و یک معلم در شهرستان خواف، دعوت‌نامه آمد، که متاسفانه من تا روز قبل از شروع مسابقات دنبال یک حامی مالی بودم که 2.5 میلیون تومان به من بدهد تا پرچم کشورم را در آن مسابقات بین‌المللی برافرازم. با گرفتن وام در بین 9 هزار شرکت کننده از 52 کشور در این مسابقات که در روسیه برگزار شد، شرکت کردم و با کسب مدال طلای جهانی برگشتم اما به جز خانواده‌ام هیچ‌کس در فرودگاه به استقبال من نیامد. البته بعدها مسئولان گفتند: «ما اطلاع نداشتیم که شما چه زمانی قرار است برگردید ایران!»

 یعنی ما در استان یک حامی مالی نداریم؟

 به شرکت‌ها و کارخانه‌های بزرگ استان که محصولات‌شان به خارج از کشور هم صادر می‌شود نامه زده و حتی قول قهرمانی داده و گفته‌ام در صورت قهرمان نشدنم، هیچ پولی به من ندهند اما باز هم هیچ فردی را برای شرکت در «مسابقات المپیاد هنرهای رزمی آسیا و اروپا» که شهریور سال گذشته برگزار شد کمک نکرد. هرچند باز هم به لطف خدا با شرکت در 2 رشته، در یکی به مدال طلا و در دیگری به مدال نقره دست یافتم که این‌بار با این‌که به هیئت استان درباره برگشتنم اطلاع دادم، بازفقط خانواده‌ام به استقبالم آمدند. 

 ورزش‌های رزمی را با فعالیت در چه رشته‌ای شروع کردید؟

 من با رشته بوکس وارد دنیای رزمی شدم. تا سال 80، یعنی به مدت 3 سال زیر نظر استاد خودم، پرتوی‌نیا تمرین کردم. در مسابقات مختلف شرکت می‌کردم اما درپی عناوین و مدارکم نبودم. در سربازی گفتم: «من ورزشکارم». گفتند: «برو مدرک بیاور.» گفتم: «مدرک کیلویی چنده!؟ شما بگذارید من با قهرمان وزن خودم مسابقه بدهم، اگر برنده نشدم معلوم است دروغ گفته‌ام.» گفتند: «فقط مدرک» و من فهمیدم که فقط باید مدرک داشته باشی تا بتوانی حرف بزنی. از سال 80 تا 84 در همه مسابقات استان شرکت می‌کردم و حتی با تمام سختی‌ها، خودم را به مسابقاتی که در تهران برگزار می‌شد می‌رساندم ولی برای شرکت در مسابقات بقیه شهرها توان مالی‌ام نمی‌رسید و چون هیئت استان هم هیچ‌کمکی به ما نمی‌کرد، نمی‌توانستم در این مسابقات شرکت کنم.

 چرا روی این رشته سرمایه‌گذاری نمی‌شود؟

 من هنوز ورودی مسابقات کشوری و هزینه رفت و برگشت را از جیب خودم باید بدهم. دید مسئولان رزمی کشور ما فقط بر کاراته، تکواندو، جودو و بوکس است که تازه بوکس هم جدیدا افزوده شده است. بعد از مدال آوری مظاهری گفتند به‌ظاهر در این رشته هم می‌توان سرمایه‌گذاری کرد! چرا ما در کیک‌بوکس سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم!؟ در تمام دنیا، ورزشکاران رشته‌های رزمی ابتدا باید با کیک‌بوکس آشنا شوند چون مزایای بسیار خوبی برای همه رشته‌های دیگر دارد اما در ایران ما متاسفانه هیچ توجهی به این رشته نمی‌شود.

 چرا با این همه افتخارات در استان ناشناخته مانده‌اید؟

 چون هئیت از من حمایت نکرد، چون بعد از قهرمانی‌هایم هیچ پرده‌ای برای من نصب نشد. شاید چون پدرم از قشر زحمت‌کش اتوبوس‌رانی مشهد بود که البته الان بازنشسته شده است و مادرم هنوز هم کار می‌کند، دیده نشده‌ام باید قبول کنیم، توجه مسئولان به این قشر از جامعه کمتر است.

 یعنی شما با این مدال‌های خوش‌رنگ مورد تقدیر قرار نگرفتید؟

 همین الان افرادی را می‌شناسم که هیچ عنوانی در این رشته ورزشی کسب نکرده‌اند و هیچ تخصصی هم ندارند اما چون هم پارتی دارند و هم پول، الان برای خودشان برو و بیایی دارند. می‌شناسم کسانی را که در عمرشان پای‌شان به اندازه سر یک نفر بالا نیامده ولی الان ادعا دارند که من «دان فلان» دارم و با جعل مدارک و عناوین تقلبی، نه تنها کلاس‌های آموزشی در سطح شهر برگزار می‌کنند که حتی خبرهای موفقیت‌های‌شان هم در روزنامه‌ها چاپ می‌شود.

 الان از شما در مراسمی که برای تجلیل از مدال‌آوران استانی برگزار می‌شود، تقدیر می‌شود یا نه؟

 نه! پارسال این مراسم برگزار شد و نمی‌دانم چرا اسم مرا ندادند. آیا من ورزشکار نیستم و مدال‌آور نبودم!؟

 امسال هم در مسابقات المپیاد ورزش‌های هنرهای رزمی شرکت کردید؟

 بله، ولی با مصیبت. 8 اردیبهشت امسال، زمان برگزاری مسابقات بود. این‌بار بعد از این‌که دعوت‌نامه به دستم رسید پیش هرکسی می‌توانستم رفتم تا مشکل حامی مالی را حل کنم. همه تشویق می‌کردند و می‌گفتند: «آفرین!» اما از حمایت هیچ خبری نبود. به دفتر همه نمایندگان مجلس و حتی استاندار رفتم که داستان برخورد آن‌ها با من، هم خیلی طولانی است و هم گفتنش فایده‌ای ندارد. در آخر باز هم با فروش مقداری از طلاهای همسرم و فراهم کردن پول، به این مسابقات رفتم.

 شما الان خودتان هم به آموزش این سبک ورزشی مشغول هستید؟

 بله، من مربیگری درجه ‌b بین‌المللی دارم، البته اگر از مدارک مربی‌گری داخلی‌‌ام بگذریم! یک اتاقی در مجتمع کارگران به ما داده‌اند. من هم تعدادی از جوان‌ها را جمع کرده‌ام تا با ورزش، روحیه شادی به آن‌ها تزریق شود نه این‌که بروند و تا پایان شب به جای باشگاه در کافه‌های سنتی وقت و سلامتی‌شان را هدر بدهند.

 با این همه سختی، چرا در این رشته به فعالیت خودتان ادامه می‌دهید؟

 اعتقاد من این است که به جوان‌ها بگویم «هرچه زور داری در مشتت جمع کن و بزن در شکم من» تا از انرژی جوانی‌اش به خوبی بهره ببرد. هرچند من که شب‌ها به خانه‌ می‌روم، از درد پا و شکم، تا صبح به خودم می‌پیچم ولی هرگز از این قضیه ناراحت نیستم.

نظرات کاربران
کد امنیتی