خيانت در سينما يا به سينما؟
جیم در گفت‌وگو با اهالی سینما موج جدید فیلم‌های اجتماعی را بررسی می‌کند

خيانت در سينما يا به سينما؟

نویسنده : وحيد تفريحي

 

«یک زوج جوان به‌واسطه یک اتفاق دچار مشکل پیش‌بینی نشده‌ای در زندگی خانوادگی خود می‌شوند»، «یک جوان شهرستانی با رتبه اول از دانشگاه فارغ التحصیل شده است. او برای استخدام به آزمایشگاه یک بیمارستان می‌آید، اما از لحظه اول با روابط آشکار و پنهان حرفه‌ای و عاطفی روبه‌رو می‌شود»، «داستانی درباره انتشار فیلم خصوصی افراد»، «داستان زوج جوانی که هرکدام بی‌اراده در معرض آزمون سخت اثبات وفاداری قرار می‌گیرند. آن‌ها تنها 2 راه پیش رو دارند. انتخاب نهایی هریک از آن‌ها، انعکاسی را در زندگی مشترک‌شان رقم خواهد زد»، «زنی در مواجهه با یک اتفاق بزرگ در زندگی‌اش، در 2 راهی تصمیم قرار می‌گیرد...» «دختری برای فراهم کردن پول دیه فردی که برادرش کشته تن به...»، «مردی طماع با سوءاستفاده از زنان جوان، مردان جاافتاده پول‌دار را سرکیسه می‌کند و...» این روزها كه به خلاصه داستان فیلم‌های گونه اجتماعی سینمای ایران نگاهی بیندازی، به راحتی با موضوعاتی هم‌چون خیانت، دروغ، شك و تردید و... مواجه می‌شوی كه دست‌مایه بسیاری از فیلم‌ها قرار گرفته است. این كه پرداختن به این موضوعات در این حجم، خوب است یا بد به كنار، اما این كه آیا موضوعات دیگر اجتماعی ظرفیت پرداختن در سینما را دارد یا خیر و این كه چرا موضوعی چون خیانت سهم بیشتری را در تولیدات سینمایی ایران دارد موضوعی است كه در گفت‌وگو با عوامل عرصه سینما به آن پرداخته‌ایم و در صفحات بعدی‌ هم جنبه‌های مختلف ماجرا را به‌طور مفصل‌تری بررسی کرده‌ایم.

 

 

رضا درستكار، منتقد سینما

سینما واقعیت امروز جامعه را به تصویر می‌كشد

رضا درستكار اما نظر دیگری دارد، او معتقد است كه اگر موضوعی در سینمای ایران تكرار می‌شود و بارها دستمایه ساخت فیلم می‌شود به دلیل تاثیر سینما در بازتاب حقایق جامعه است: «اگر امروز شاهدیم كه خیانت موضوع بیشتر فیلم‌های گونه اجتماعی قرار می‌گیرد به این دلیل است كه سینما طبق وظیفه واقعیت امروز جامعه را به تصویر می‌كشد بنابراین اشكال از شرایط موجود است نه سینما.» این منتقد سینمای ایران كه در حوزه نویسندگی و كارگردانی هم دستی بر آتش دارد می‌گوید: «ما اشتباه می‌كنیم كه به سینما نگاهی آرمانی داریم؛ وقتی شرایطی كه در آن زندگی می‌كنیم آرمانی به حساب نمی‌آید چطور انتظار داریم كه سینمای ما آرمانی بیندیشد؟ سینما تافته جدابافته‌ای از جامعه نیست بلكه تابعی از شرایط موجود است و آن را در حد بضاعت فنی خودش بازتاب می‌دهد.»

درستكار مدعی است كه درصد كمی از فیلم‌های ساخته شده در گونه اجتماعی حد و مرزها را رعایت نكرده‌اند: «تنها تعداد محدودی از تهیه‌كنندگان تجاری از حدود خود تخطی كردند و فیلم‌هایی را كه مطلوب جامعه نبوده ساختند و بقیه سینماگرانی كه خیانت یا دروغ را دست‌مایه فیلم خود قرار داده‌اند در واقع شرایط عصر خود را بازتاب داده و نسبت به آن هشدار داده‌اند؛ متاسفانه باید قبول كرد كه دروغ در جامعه جاری است بنابراین انعكاس آن در سینما هم مشهود خواهد بود.» او باز هم تاكید می‌كند كه فیلم‌ها بخش‌هایی از واقعیت‌های جامعه را روایت می‌كند و سپس این عقیده‌اش را به تعدد موضوعاتی چون خیانت و دروغ در سینمای ایران تعمیم می‌دهد و می‌گوید: «سینما پدیده عصر ماست و خاصیت آن بازتاب اتفاقات پیرامونش است؛ این اتهامی كه به سینمای ایران می‌چسبانند كه سینما در حال سیاه‌نمایی جامعه است صحت ندارد، درست است كه بخش زیادی از موضوعات فیلم‌های اجتماعی ما را خیانت و دروغ تشكیل می‌دهد اما هدفش هشدار دادن و رد كردن آن است.» این منتقد سینمای ایران می‌افزاید: «سینما وظیفه بازتاب دهندگی دارد و اگر بازتاب واقعیت‌های جامعه ما را ناراحت می‌كند اشكال از سینما نیست بلكه اشكال از شرایط موجود است باید درصدد بهبود شرایط جامعه بود.» در ادامه گفت‌وگو وقتی از درستكار سوال می‌كنم كه برداشت افرادی كه شناختی از ایران ندارند در مواجهه با فیلم‌های حال حاضر گونه اجتماعی سینمای ایران چه خواهد بود؟ جمله‌اش را دوباره تكرار می‌كند و می‌گوید: «باز هم می‌گویم كه از واقعیت جامعه نمی‌توان گذشت؛ اگر كاری خراب است وظیفه سینماگر این است كه آن را نشان دهد و متذكر شود ولی این‌كه بگویند تو این واقعیت را نگو چون سیاه‌نمایی می‌‌شود، اشتباه است.»

وی ادامه می‌دهد: «سینما بازتاب دهنده است نه تخریبگر و ویرانگر؛ سینما در كمال صداقت نقش تذكردهندگی و هشدار دادن نسبت به مشكلات ایفا می‌كند، باید پذیرفت كه بیش از 95 درصد فیلم‌هایی كه در جهان ساخته می‌شود نقش انتقادی نسبت به شرایط اجتماعی كشورشان را مد نظر قرار می‌دهند بنابراین به جای این‌كه نگران افرادی باشیم كه ایران را نمی‌شناسند و بر اساس چند فیلم می‌خواهند قضاوت كنند باید به فكر بهبود وضعیت و شرایط موجود بود.»

 

 

سیامك شایقی، نویسنده و كارگردان

تعدد پرداختن به موضوع خیانت در سینمای ایران طبیعی است

سیامك شایقی از كارگردانان و فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران است كه طی سال‌های فعالیتش در این عرصه حضوری جدی در گونه اجتماعی داشته است. هر چند آثار او بیشتر به مذاق منتقد و مخاطب خاص سینما خوش می‌آید اما نمی‌توان جایگاه او را در این گونه سینمایی نادیده گرفت. «خواب زمستانی»، «باغ فردوس، 5 بعدازظهر»، «شراره»، «خاطره آن شب بارانی» و «ارتفاع 6/45» از جمله ساخته‌های اوست. شایقی در پاسخ به سوال ما درباره دلیل تعدد و تكرار موضوعاتی هم‌چون خیانت و دروغ در تولیدات سینمایی گونه اجتماعی بر این نكته تاكید می‌كند كه در تمام موارد این گونه نیست و مدعی می‌شود كه موضوعی هم‌چون «خیانت» در سینمای ایران در اقلیت است: «من معتقدم كه در تمام آثار سینمایی با موضوع اجتماعی خیانت و دروغ موضوع اصلی نیست؛ شاید به آن پرداخته شود ولی به عنوان محور فیلم مورد توجه قرار نمی‌گیرد.» او می‌گوید: «به عقیده من دروغ و خیانت در سینمای ما جزو موضوعات در اقلیت است اما اگر این موضوعات در سینمای ایران تكرار شود، تعدد آن طبیعی است.» در ادامه از شایقی سوال می‌كنم چرا موضوعات دیگر حوزه اجتماعی هم‌چون كودكان كار، اعتیاد، طلاق، اهدای عضو و... در تولیدات سینمای ما سهم اندكی دارد؟ در پاسخ ضمن تاكید بر این‌كه سوژه‌ها و موضوعات مختلف اجتماعی در سینمای ایران دست‌مایه تولید فیلم قرار گرفته است، می‌گوید: «در تولید فیلم‌های اجتماعی، موضوع مهم نیست بلكه نوع پرداختن به موضوع اهمیت دارد.»

 

 

مینو فرشچی، مدرس فیلم‌نامه نویسی و نویسنده شوکران 

هر کجا پول باشد تهیه کننده به همان سمت می‌رود

مینو فرشچی را با فیلم‌نامه‌نویسی فیلم‌هایی هم‌چون «ازدواج به سبك ایرانی»، «كاغذ بی خط» و «شوكران» می‌شناسیم، هرچند كه در عرصه بازیگری هم فعال بوده و در فیلم «بانوی اردیبهشت» نقش اصلی یا همان شخصیت «فروغ كیا» را بازی كرده است اما عمده فعالیت و تخصص او در حوزه فیلم‌نامه نویسی آن هم از نوع اجتماعی آن است. فرشچی در گفت‌وگو با جیم درباره افزایش تعداد فیلم‌نامه‌هایی با مضمون خیانت یا دروغ، انگشت اتهام را به سمت فیلم‌سازان می‌گیرد و سازندگان فیلم‌های بی‌محتوا درباره این موضوعات را «آدم‌هایی بی مسئولیت» می‌خواند: «وقتی كه سرمایه دست آدم‌های بی‌مسئولیت و بی‌تعهد است در تولید فیلم هم سراغ موضوعاتی می‌روند كه سرمایه آن‌ها را زودتر برگرداند؛ متاسفانه پرداختن به موضوعاتی هم‌چون خیانت و دروغ در سینمای ایران در مواردی بدون ریشه‌یابی انجام می‌شود.» او می‌افزاید: «اگر پرداختن به موضوعات این چنینی در سینمای ایران برای تقویت كانون خانواده و آگاهی بخشیدن و هشدار دادن در این زمینه باشد خوب است اما تعدد آن نیز بی شك مفید نخواهد بود.» از فرشچی می‌پرسم كه چرا فیلم‌نامه نویسان گونه اجتماعی به سراغ چنین موضوعاتی می‌روند كه او در پاسخ با لحنی جدی می‌گوید: «متاسفانه فیلم‌نامه‌نویسان در سینمای ایران هیچ اختیاری از خود ندارند، باید توجه داشت كه مشكل از فیلم‌نامه‌ها نیست مشكل اینجاست كه از طراح صحنه و دكور گرفته تا كارگردان و تهیه‌كننده در فیلم‌نامه‌ها تغییر ایجاد می‌كنند و این موضوع اصالت فیلم‌نامه‌ها را از بین می‌برد و بی‌شك به فیلم هم ضربه می‌زند، در این شرایط فیلم‌نامه‌نویس تقصیری ندارد.» این مدرس فیلم‌نامه‌نویسی هم‌چنین در تغییر رویكرد فیلم‌نامه‌نویسان گونه اجتماعی و پرداختن به موضوعاتی مورد اقبال گیشه، می‌گوید: «در حقیقت ذائقه مخاطب و موضوع فیلم‌نامه‌ها را سرمایه تعیین می‌كند؛ در ایران مخاطب، سینما را نمی‌سازد برعكس همه نقاط جهان که مخاطب نقش مهمی دارد؛ متاسفانه این سرمایه است كه موضوع فیلم‌نامه‌ها را تعیین می‌كند.» فرشچی سپس در پاسخ به این سوال كه آیا موضوعات اجتماعی دیگر ظرفیت تبدیل شدن به موضوع یك فیلم‌نامه را ندارد. به اصرار فیلم‌سازان برای تولید فیلم‌هایی با موضوع تكراری كه طی مدت‌ها با استقبال مخاطب همراه بوده است اشاره می‌كند و می‌گوید: «احتمالا موضوعات مهم‌تر و بهتری كه در حوزه اجتماعی وجود دارد ظرفیت تبدیل شدن به یك فیلم مخاطب‌پسند را ندارد كه فیلم‌سازان سراغ آن نمی‌روند! این را احتمالا تهیه‌كنندگان بهتر می‌دانند و شم قوی‌تری در این زمینه دارند چرا كه هركجا كه پول باشد به همان سمت می‌روند.»

نظرات کاربران
کد امنیتی