گذشته مخفي در حوالي اتوبان
شبكيه

گذشته مخفي در حوالي اتوبان

نویسنده : سيد مصطفي صابري

خلاصه داستان

پاشا و سیما زوج جوان خوشبختی هستند که هم علاقه زیادی دارند، اما گذشته مرموز آن‌‌ها به خصوص سیما با ورود پردیس، دوست قدیمی سیما دستخوش اتفاقات ناگواری می‌‌شود...

کوتاه درباره فیلم

موج جدیدی که در سینمای کشور درباره دروغ، خیانت و پشت پرده زندگی آدم‌‌ها با فیلم‌‌هایی مثل «چهارشنبه سوری» و «درباره الی» به راه افتاد در سال‌‌های اخیر با «سعادت آباد»، «مقلد شیطان» و «حوالی اتوبان» ادامه پیدا کرده است و حالا همه می‌‌خواهند فیلم اجتماعی بسازند. در این بین حوالی اتوبان کمی متفاوت‌تر است، در همه این فیلم‌‌ها دود سیگار، راه پله‌‌های مارپیچ، باران و... به وفور پیدا می‌‌شود و اگر همه این آثار، تولیداتی موفق هم باشند باید اعتراف کرد پرداختن به چنین درون‌مایه‌‌ای در سینمای کشور کمی تکراری شده است. در این بین حوالی اتوبان اولین فیلم سیاوش اسعدی، اثری دوپاره است، نیمه اول آن پر از تنش، التهاب و رو کردن اطلاعات جدید درباره شخصیت‌‌ها است، اما ریتم نیمه دوم آن آرام و شاعرانه است. اسعدی پیش از این فیلم کوتاه و تبلیغی ساخته و در اولین تجربه سینمایی‌‌اش که اکرانی محدود و مهجور داشت سرافراز شد. فیلم‌نامه نویس این فیلم هم سعید نعمت ا... است، کسی که فیلم‌نامه‌‌های موفق سریال‌‌هایی مثل جراحت و زیر هشت را نوشته و دیالوگ‌‌هایش به آثار کیمیایی پهلو می‌‌زند. نعمت ا... هم مثل اسعدی اولین تجربه سینمایی خود را با حوالی اتوبان پشت سرگذاشته است. 

چرا از فیلم لذت خواهید برد؟

فضاسازی، دیالوگ‌‌ها، چهره‌پردازی‌ها و بازی‌‌ها ملموس هستند. هرچند فضاهایی مثل عکاسخانه یا منزل پردیس به فیلم‌‌های خون‌‌آشامی بی‌‌شباهت نیست اما ترکیب این ویژگی‌‌ها با اجزای صحنه مثل باران و روایت ساده اما پر از کشش اثر فضایی جالب را برای بیننده ترسیم می‌کند. بازی‌‌های فیلم حساب شده هستند، نورا هاشمی شخصیت اصلی فیلم نگاه پر حسی دارد، طوری که هم‌زمان به بیننده حس نفرت، تعجب، تعصب و نگرانی را منتقل می‌کند. بهناز جعفری هم بعد از مدت‌‌ها غیبت در عالم سینما، با نقشی متفاوت به عنوان زنی سنتی دوباره توانایی‌‌هایش را نشان می‌‌دهد. فیلم به خوبی ریشه بسیاری از ناهنجاری‌‌ها را رو می‌کند و بی آن‌‌که بخواهد اسیر شعارزدگی و نسخه اخلاقی پیچیدن شود پیام‌‌هایی هم دارد. نکته مهم درباره در حوالی اتوبان این است که برخلاف دیگر فیلم‌‌هایی که ژست اجتماعی می‌‌گیرند اما در خلال طرح موضوعاتی مثل فحشاء، خیانت و... گوشه چشمی به گیشه دارند از این عناصر به عنوان جذابیت‌‌های کاذب استفاده نکرده است و باید امیدوار بود که اسعدی به عنوان استعدادی جدید درکنار جوانانی مثل کاهانی، توکلی، سالور و... روزهای خوبی برای سینمای کشور رقم بزنند.

چه چیزهایی در فیلم مخاطب را آزار می‌‌دهد؟ 

در نیمه اول فیلم عنصر تصادف به معنی اتفاق‌‌هایی پیش بینی نشده به شدت در فیلم به چشم می‌‌خورد که ضعف مهمی برای فیلم‌نامه محسوب می‌‌شود. شما به راحتی حضور فیلم‌نامه نویس را در اثر حس می‌‌کنید، چون هرجا لازم شده با اتفاقی تصادفی آدم‌‌ها را برابر هم قرار داده است، اما به خاطر لوث نشدن داستان به مصادیق این نقاط ضعف خیلی گذرا اشاره می‌‌کنیم: حضور اتفاقی شخصیت‌‌های اصلی در فروشگاه لوازم آرایشی، تصادف خودروی سیما، امتناع راننده آژانس از رفتن به 2 مسیر مختلف، بارش شدید باران و... حتی انگیزه‌‌های سیما از نوع برخوردهایش با پردیس هم کمی غیرقابل باور است، فیلم را که دیدید در این‌‌باره کمی فکر کنید، سیگار کشیدن شخصیت‌‌ها هم با ولع بوده و جنبه عمومی در فیلم دارد، طوری که حتی خواهر سنتی و پیژامه پوش سیما هم سیگار می‌‌کشد. 2 پاره شدن ریتم هم مقداری با ذائقه مخاطب جور درنمی‌‌آید، حداقلش این است که این حجم از تفاوت بین 2 نیمه داستان می‌‌توانست تعدیل شود، حذف 3 شخصیت اصلی نیمه اول در مابقی داستان کمی به چشم می‌‌آید. 


حاشیه‌‌های اثر

اکران چنین آثاری بیش از پیش ضرورت درجه‌بندی جدی‌‌تر محصولات سینمایی را چه در زمان اکران و چه حین پخش در شبکه نمایش خانگی عینی‌‌تر می‌کند. به نظر می‌‌رسد اکتفا به درج یک جمله: «این فیلم با نگرشی آسیب‌‌شناسانه تولید شده و تماشای آن در جمع خانواده ...» روی بسته‌بندی فیلم‌ها، چندان گویای اصل موضوع نبوده و هشدار دهنده نیست. صد البته درجه‌بندی فیلم‌‌ها باعث می‌‌شود سینماگران بدانند مخاطب آن‌‌ها چه کسی است و در طرح ناهنجاری‌‌ها دچار خود سانسوری نشوند. شهاب حسینی در پشت صحنه فیلم می‌‌گوید گاهی تا 30 برداشت برای رسیدن به سکانس موردنظر داشته‌‌اند که این موضوع در سینمای «بزن در روی» امروز ما قابل توجه است و هم بیانگر جسارت فیلم‌ساز جوانی چون اسعدی در برابر کهنه کارانی مثل حسینی، سنگ چاپ و گلچهره سجادیه است. 

نظرات کاربران
کد امنیتی