كودك ديروز، كودك امروز
محرمانه مستقیم

كودك ديروز، كودك امروز

نویسنده : وجيهه محمد پور مقدم

جعبه جادویی تمام کودکی ما بود. ما یعنی بچه‌های نسل سوم. ته ته تکنولوژی ما وسیله‌ای به نام آتاری. کودکی ما پر بود از بازی‌های گروهی توی کوچه‌ای که پدر و مادر برای‌مان حد و مرزش را مشخص می‌کردند که مثلا از این خانه آن طرف‌تر نباید رفت. کودکی ما پر بود از بازی‌هایی که توی حیاط خانه‌مان که یا ما میهمان بچه‌های همسایه بودیم یا آن‌ها میهمان حیاط خانه ما. کودکی‌مان پر بود از کارتون‌هایی که زندگی کردن با آدم‌ها و سبک درست زندگی کردن در میان یک گروه یا یک خانواده را به ما می‌آموخت. کودکی‌مان پر بود از مشق‌هایی که گاهی دست‌مان درد می‌گرفت از نوشتن‌شان و صدای‌مان را در می‌آورد. نه پیش‌دبستانی داشتیم که قبلش نقاشی کردن‌ها و بازی کردن‌ها را به ما آموزش دهند نه کلاس‌های بدون نمره که استرس شب‌های امتحان را از همان هفت سالگی در کوله بار ذهنی‌مان نداشته باشیم. با همه این‌ها ، ما بچه‌های بزرگی بودیم. احترام‌ها، اجازه گرفتن‌ها و حتی مخالفت‌های‌مان هم طور دیگری بود. خانه اول تربیتی‌مان همان خانه بود و نهایتش به مدرسه ختم می‌شد. جعبه جادویی هم چیزی برای بی تربیت کردن ما نداشت و فقط همان قصه‌های مجیدش کافی بود که به زندگی‌مان جهت درستی بدهد. کسی با کسی سر شیوه‌های تربیتی ما دعوایش نمی‌شد. سازمان‌های متولی تربیت کودک به سرشان نمی‌زدند که چه شیوه‌های تربیتی را به کار ببندند یا نبندند که درد بخورد یا نخورد! انگاری از پدر و مادرهای ما تا صدا و سیما تا حتی نشریات حوزه کودک مثل «رشد» دقیقا خودشان بلد بودند چه شیوه آموزشی بیشتر از همه به درد این نسل می‌خورد. نمی‌دانم همه این‌ها به خاطر ما بود یا شرایط موجودمان. هر چه بود تربیت کودکان دیروز انگار خیلی راحت‌تر از امروز بود. راحت‌تر از کودکانی که امروز با هزاران فیلم، کارتون و بازی‌های مختلف در روز سر و کار دارند. کودکانی که هیچ وقت طعم زمین خوردن در کوچه را نچشیده‌اند یا لذت قایم باشک‌های کودکانه را در حیاط خانه‌ها احساس نکرده‌اند. کودکانی که این روزها بیشتر از هر چیز با تخیلات خود بزرگ شده‌اند تا زندگی واقعی! خودرو‌ها بال دارند، آدم‌ها می‌توانند پرواز کنند، حیوانات می‌توانند با آدم‌ها زیر یک سقف زندگی کنند، کودکان می‌توانند تفنگ دست‌شان گیرند و بکشند و زخمی کنند و حتی خودشان زخمی شوند و... دنیایی که آن‌ها برای خودشان ساخته‌اند دیگر با دنیای واقعی تفاوت‌های زیادی دارد و برای همین بچه‌های امروزی توی زندگی ما نیستند و جای‌شان خالیست. جای خنده‌ها و گریه‌های‌شان، جای شیطنت‌های کودکانه و از دیوار راست بالا رفتن‌شان، جای خلاقیت‌های عجیب و غریب‌شان برای ساختن یک وسیله بازی و جای دویدن‌ها و توی کوچه سر و صدا کردن و شیشه همسایه را شکستن‌شان حسابی خالیست. اسباب‌بازی‌های عجیب و غریب، دوستان مجازی، بازی‌های کامپیوتری، گوشی‌های همراه و فیلم‌های مختلف، دنیایی برای آن‌ها ساخته که دیگر دنیای واقعی ما را دوست ندارند. کودکان امروز فکر کردن‌ها، رفتارها و خواسته‌ها و دوستی‌های‌شان متفاوت شده است آن قدر که همه سازمان‌های متولی به دنبال شیوه‌های جدید تربیتی هستند که بتوانند کودکان امروزی را سر به راه کنند و به دنیای واقعی نزدیک کنند. نمی‌دانم کجای راه را اشتباه رفته‌ایم، تقصیر پدر و مادرهای بی حوصله است که حال سر و کله زدن با یک کودک را ندارند یا تقصیر مسئولین است که توانایی تولید محصولات فرهنگی و آموزشی مناسب با کودک امروز را ندارند اما یک چیز را مطمئنم: دنیای بدون کودک دنیای قشنگ و زیبایی نیست.

نظرات کاربران
کد امنیتی