بدون سلام و بي خداحافظي
روی پرده

بدون سلام و بي خداحافظي

نویسنده : سيد مصطفي صابري

 

خلاصه فیلم: خواننده محبوبی به نام رضا صادقی بعد از مدتی کم‌کاری و انزوا می‌خواهد دوباره حضوری فعال داشته باشد اما کسالتی مرموز مانع می‌شود. بیماری او بهانه‌ای می‌شود برای عوامل یک روزنامه تا با تهیه گزارشی جنجالی از ظهور و شهرت و انزوای او روزنامه خود را از بحران خارج کنند. 

کوتاه درباره فیلم/ برخلاف آن‌چه در تبلیغات فیلم روی آن تاکید می‌شود بی‌خداحافظی فیلم زندگی رضا صادقی نیست و تنها در خلال داستان خودش به گوشه‌هایی از پیشرفت او به صورت گذرا می‌پردازد. احمد امینی بعد از سال‌ها با یک اثر گیشه‌ای آمده تا خودش را به سینمای بدنه تحمیل کند، برای همین تا توانسته مولفه‌های فیلم‌های تجاری را در اثرش گنجانده و فقط در بخش‌هایی از فیلم برای حفظ ظاهر ژست‌های فلسفی و اخلاقی می‌گیرد که در حد ژست هم می‌ماند.

چرا باید فیلم را ببینیم؟/ اگر از طرفداران رضا صادقی هستید و دوست دارید حدود 2 ساعت به هر بهانه‌ای ریتم داستان کند شود و با هر دیالوگی شاهد یک فلاش‌بک به کنسرت‌های خواننده محبوب‌تان داشته باشید این فیلم گزینه خوبی است. البته بازی دلچسب افشین هاشمی در نقش جوانی جنوبی هم می‌تواند بهانه خوبی برای تماشای این فیلم باشد.

چرا ممکن است فیلم را دوست نداشته باشید؟/ همان‌طور که اشاره شد این فیلم داستان زندگی رضا صادقی نیست و این نکته بسیاری از تماشاگران را غافلگیر و شاید هم دلگیر کرد. بازی‌های فیلم چنگی به دل نمی‌زنند، رضا صادقی که دکلمه‌وار دیالوگ می‌گوید، بازی خشک و ضعیف پیام دهکردی هم روی اعصاب می‌رود، پگاه آهنگرانی هم درخشش دیگر اجراهایش را ندارد. محمدرضا فروتن و شقایق فراهانی هم که جنبه تزئینی دارند تا جمع ستاره‌های فیلم برای فروش جمع باشد. فیلم کلی سئوال بی‌پاسخ هم دارد، چرا آدم‌های رسانه‌ای داستان این‌قدر غیر قابل باور هستند؟ چرا دیالوگ‌ها این‌قدر شعاری هستند؟ وقتی فیلم اثری مستند نیست و داستانی غیر واقعی را روایت می‌کند این‌همه اطوارهای مستندگونه و... برای چیست؟ چرا گره اصلی داستان مشخص نبوده و بین مفهوم آخرین شعری که رضا صادقی قبل از کما می‌خواند و علت انزوایش و... معلق است و به هیچ کدام هم پاسخ درستی نمی‌دهد؟ اصلاً چه اصراری است که به جای استفاده از دیالوگ‌های بین شخصیت‌ها یا روایت داستان به شکل متداول، همه شخصیت‌ها مدام داستان را با بیان آن به خبرنگار فیلم جلو ببرند و مخاطب این‌همه با افت و خیز ریتم فیلم آزار ببیند؟ شخصیت‌هایی مثل نوید و فرهاد چه کمکی به پیشبرد داستان می‌کنند؟ از طرفی پخش کنسرت‌های رضا صادقی که بنا بود نقطه قوت فیلم باشد از یک جایی آن‌قدر در اصل داستان سکته ایجاد می‌کند که به نقطه ضعف فیلم تبدیل می‌شود. خلاصه یکجورهایی فیلم به مخاطب سلام هم نمی‌کند و ارتباطی برقرار نمی‌شود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
Emorej
Emorej
٩١/٠٧/١٦
٠
٠
Well done to think of soemthing like that