ذهن‌زيبا

ذهن‌زيبا

نویسنده :

دلا در عشق تو صد دفترستم

که صد دفتر ز کونين ازبرستم

منم آن بلبل گل ناشکفته

که آذر در ته خاکسترستم

بابا طاهر

------------ *** ------------

چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

حافظ

------------ *** ------------

قلب تو هوا را گرم کرد

در هواي گرم

عشق ما تعارف پنير بود و

قناعت به نگاه در چاه آب.

احمدرضا احمدي

------------ *** ------------

راحت بخواب اي شهر! آن ديوانه مرده است

در پيله ابريشمش پروانه مرده است

فاضل نظري

------------ *** ------------

مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم

چرا که از همه عالم، محبت تو گزيدم

مهرداد اوستا

------------ *** ------------

نخستين سفرم

با اسبي آغاز شد

که در جيبم جاي مي‌گرفت

از اتاق تا بالکن.

سفر کوتاهي بود

اما من درياها را پشت سرگذاشتم

شهر‌هاي پر ستاره را

از ابتداي جهان

تا انتهاي جهان رفتم

و اين سفر

تنها سفر بي خطر من بود.

رسول يونان

------------ *** ------------

اگر شب بود بي ياور نبودم

اگر تب بود بي بستر نبودم

ميان اين همه تنهايي و غم

دلم خوش بود بي مادر نبودم

حبيب‌ا... بخشوده

------------ *** ------------

مادر که کسي به فکر فردايش نيست

يک ذره اميد توي رويايش نيست

هر روز نگاه مي‌کنم جز زيلو

يک تکه بهشت زير پاهايش نيست

جليل صفربيگي

------------ *** ------------

من همه داستان‌ها را خوانده‌ام

همه شعر‌ها را از بر داشتم

و سپس بي هيچ دغدغه‌اي

سخاوتمندانه

تا آخرين سطر

تا آخرين بيت

همه را

به دستان گشوده فراموشي سپردم

نجمه زارع

------------ *** ------------

هر چه مي نويسم پنداري دلم خوش نيست و بيشتر آنچه اين روزها نوشتم همه آن است که يقين ندانم که نبشتنش بهتر است از نانبشتن. اي دوست نه هر چه درست و صواب بود، روا بود که بگويند...

عين‌القضات همداني

------------ *** ------------

سرشارم

از شعرهاي نچيده

روزهاي نيامده

اتوبوس‌هايي مملو آدمياني که

به تعطيلي مي‌روند

قلبي که روي دست بهار مانده است

شمس لنگرودي

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات