ستاره سوزي در پشت صحنه!
نیم نگاهی به کنار گذاشتن موفق‌های ورزش به امید موفقیت‌های جدید

ستاره سوزي در پشت صحنه!

نویسنده : طاهره سادات بهشتي

همیشه همین‌طور است. همیشه شیرینی یک پیروزی و موفقیت، آن هم در ورزش ملی بسیار بیشتر از تلخی یک شکست یا یک اتفاق بد است. خودمان را عادت می‌دهیم که در مرور خاطرات‌مان بیشتر به دنبال تکه‌های شادی‌بخش پازل ورزش باشیم یا گاهی یادی کنیم از متولیان این خاطرات شیرین. اما بعضی وقت‌ها در هزارتوی ذهن‌مان این افراد گم می‌شوند و باید در تاریخ به جست وجوی نامشان بپردازیم. افرادی کم ادعا و با این وجود ستاره که بدون خرج‌های کلان اقتصادی آبروی ورزش ملی را بدجوری حفظ می‌کنند. اما؛ امای مسئله همین‌جاست که وظیفه حفظ این افتخارآفرینان ورزش به عهده چه کسانی است؟

 

 

مهماندوست، غایب بزرگ المپیک

موفقیت بی‌حد و اندازه تکواندو‌کاران کشورمان در رده‌های آسیایی و جهانی را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنیم. فراموش نمی‌کنیم که یوسف کرمی هم مانند ساعی ستاره‌ای بود که در 2004 آتن در کنار هم درخشیدند. فراموش نمی‌کنیم که در سیاه‌ترین المپیک ورزش ایران‌، تنها تکواندو طلایی شد و بس. اما فصل جدید و بی‌فروغی بر تکواندوی برتر آسیا سایه افکند. با رفتن علی‌رضا مهماندوست از تیم ملی ورق برگشت‌، طوری‌که المپیک طلایی ایران سیاه‌ترین المپیک تکواندو بود. در اینجا مسئله اصلی چشم بستن بر موفقیت‌های آسیایی و جهانی تیم ملی تکواندو بود که افتخار‌آفرینی آن به دستان با کفایت سرمربی جوان هوگو‌پوشان ممکن شد. سرمربی که در 2012 لندن تنها از طریق قاب جادویی نظاره‌گر قد خم کردن قهرمانان آسیا در مقابل سایر تیم‌ها بود. چرا باید مهماندوست برود؟!

 

 

تیری که در کمان ماند

ما هم بیشتر امیدوار می‌شدیم زمانی‌که روند رو به رشد تمرینات ملی‌پوشان تیرو کمان کشور را متوجه می‌شدیم. تصور افزودن یک رشته دیگر به رشته‌های شانس مدال برای همه غرور‌آفرین و نشاط‌بخش بود. شادی کمانداران تیم ملی و رضایت خاطر آنان از شرایط اردو‌ها و سرمربی‌شان عمر کوتاهی داشت‌، آن‌قدر کوتاه که نه تنها رنگ سکویی را ندید، بلکه شنیدن صدای سوت استارت مسابقات نیز بر آن حرام شد. کنار گذاشتن سرمربی تیم ملی تیرو کمان ایران درست چند هفته مانده به شروع المپیک ضربه مهلکی بود بر تنه تاریخ موفقیت‌های این رشته. این اتفاق که به نوعی با صلاح دید بزرگان انجام پذیرفته بود نه تنها برنامه‌ریزی‌ها وتمرینات تیم را معلق کرد‌، بلکه تا جایی پیش رفت که لمس سیبل‌های لندن سیتی به رویاهای 2 تن از ملی‌پوشان‌مان پیوست. با امید به نظریه مسئولان ارجمند پس از شروع مسابقات تیراندازی المپیک‌، چشم به چله کمان‌ها بستیم و امید به کفایت سرمربی جدید، اما عدم موفقیت برنامه‌ریزی جدید تا جایی پیش رفت که تنها در خواب‌های شبانه ایران سکودار تیروکمان المپیک بود. 

 

 

قایقرانی هم به ساحل نرسید

قایق تیم ملی پاروزنان کشورمان پس از کش وقوس‌های فراوان به دریاچه دهکده المپیک لندن رسید، جایی‌که حتی حضور در آن آرزویی دست نیافتنی برای بسیاری از تیم‌ها بود اما تیم ملی کشورمان با موفقیت به این جایگاه رسیده و پس از آن به دنبال افتخار‌آفرینی در این مسابقات بود، اما دقیقا قبل از فرا رسیدن موعد حضور در المپیک امیدهای موفقیت در این میدان بزرگ جهانی کشته شد و ملی‌پوشان کشورمان با تفکری پر از حاشیه پا به میدان آبی مسابقات گذاشتند. کنار گذاشتن رئیس فدراسیون قایقرانی درست یک هفته مانده به آغاز المپیک شروع جدیدی بود بر ساختن حواشی و ایجاد مشکلات حل‌نشدنی ورزش. تغییر برنامه‌ریزی‌ها و کاهش حمایت از ملی‌پوشان و کادر تیم در نهایت باعث عدم موفقیت قایقرانان کشورمان در آب‌های المپیک شد. جایی که شاید می‌توانستیم توانایی کسب مدال را به رخ همگان بکشیم. 

 

 

شمس و موفقیت‌های جهانی‌اش

حس شادی و غرورمان بیش از پیش تقویت می‌شد زمانی که سال‌های متوالی فوتسال ایران را بر سکوی نخست آسیا می‌دیدیم. برترین تیم قاره کهن و تیم چهارم جهان بودن تنها با دلاور مردان فوتسال ایران و البته مغز متفکر حسین شمس سرمربی ملی‌پوشان ممکن بود‌. موفقیت‌ها و برتری‌هایی که تعدادشان از انگشتان دستمان گذشته بود. 9 سال پی در پی قهرمانی آسیا نوید‌بخش روزهای بهتری برای فوتسال کشورمان بود اما ادامه نیافتن روند موفقیت‌های این تیم جهانی با رفتن حسین شمس سرمربی باتجربه تیم رقم خورد. جایی که بنا به دلایلی و باز هم طبق مصلحت‌های مسئولان وفای به وعده‌ها کنار گذاشته شد وافرادی برتر و لایق‌تر از شمس راه رسیدن به نیمکت تیم ملی را طی کردند. عادت کرده بودیم که نتیجه بازی‌های تیم ملی کشورمان با چشم بادامی‌های شرق آسیا به نفع ما باشد و برتر آسیا باشیم، عادت کرده بودیم که تیم ملی کشورمان در مقابل ارتش روس پیروز میدان شود و در صحنه‌های پیکارهای جهانی هم خودنمایی کنیم و توان دیدن باخت در برابر آن‌ها عذاب‌آور بود، اما حالا به شرایط جدید عادت می‌کنیم و دست به دعا می‌شویم که ای کاش ما هم بتوانیم در فینال آسیا برنده میدان باشیم. آیا واقعا این تغییرات لازم بود؟

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ناصرخان آکتور سینما

عقب‌گردات قشنگه!

٩٦/٠٣/٢٥

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

٩٦/٠٣/٢٥
برگزیده سایت

لُبّ مطلب را زود رو نکنید

٩٦/٠٣/٢٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 490

٩٦/٠٣/٢٥
مینی

مینی 490

٩٦/٠٣/٢٥
آنتن

جان مدیر اجرایی در خطر است!

٩٦/٠٣/٢٥
شاخ هفته

این آینه دل نشکن

٩٦/٠٣/٢٥
حکایت هفته

اندر باب مریدان و احوال استادنا مایلی کهن

٩٦/٠٣/٢٥

لوگان، ابرقهرمانی بدون شنل و ناامید

٩٦/٠٣/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 490

٩٦/٠٣/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 490

٩٦/٠٣/٢٥
درباره 4 صعود دشوار و سخت تیم ملی ایران به جام جهانی

معجزه تخصص ماست!

٩٦/٠٣/٢٥
گفت وگوی «جیم» با مریم نوابی‌نژاد، ایده‌پرداز سابق «ماه عسل» که حالا برنامه «هزارداستان» را برای شبکه ن

جامعه ما عشق و امید کم دارد

٩٦/٠٣/٢٥
کافه جهان نما

یاسوج، دیاری که بوی گل یاس می‌دهد

٩٦/٠٣/٢٥
جانونی

به احترام نان! مادر غذاها...

٩٦/٠٣/٢٥
پایان‌نامه

یک یادآوری سخت

٩٦/٠٣/٢٥
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 490

٩٦/٠٣/٢٥
مینیمال

رو دریافت اول دقت کنید

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات