نسل ما مي خواهد بداند چرا هشت سال جنگ؟!

نسل ما مي خواهد بداند چرا هشت سال جنگ؟!

نویسنده : وجيهه محمد پور مقدم-حامد نادري راد

 

گاهي وقت‌ها تاريخ و مناسبت‌هايش به دردمان می‌خورد. چون همين روزها و مناسبت‌ها بهانه‌اي می‌شوند براي اين كه يادمان بيايد از وقايع مهم و آدم‌هاي مهم‌تري كه در ميان كارها و مشغلات زندگي‌مان فراموش شده‌اند! روزهاي پاياني شهريور يادمان روزهاي جنگ و جبهه‌اي است كه سال‌ها پيش نوجوانان و جوانان زمان خودش را درگير كرده بود و بعد براي ما يادمان یک اتفاق تاريخي است كه پر از ابهامات و سئوالات مختلف است. نسل امروز دوست دارد بداند چرا جنگ شد؟ چرا ما وارد جنگ شديم؟ چرا ايستاديم و مبارزه كرديم؟ يا نه اصلا چرا صلح كرديم؟! و... و كلي سئوال ديگر كه در حول و محور جنگ توي سرمان وول می‌خورد كه بي پاسخ مانده ‌است. بچه‌هاي جيم اين بار دست گذاشتند روي اين سئوالات. سئوالاتي كه تبديل به شبهات مختلف در حوزه جنگ شده است. سئوالات را نسل امروز طرح كردند و جواب‌ها را جوان‌ها و نوجوان‌هاي آن روز كه با نام رزمنده شركت كننده در جنگ بودند. دوستان نسل امروزي ما دوست نداشتند نامي از آن‌ها ببريم براي همين ما به ذكر سئوالات شان بسنده كرده ايم سئوالاتي كه به قول مهندس احديان نسل امروز حق دارد كه بداند و سئوال كند.

 

 

شعار ما در جنگ «دفاع» بود، پس چرا سال 61 که خاک‌مان را از عراق پس گرفتیم، صلح نکردیم و وارد خاک عراق شدیم؟

 مجردی: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَهٌ» (با آن‌ها بجنگید تا هنگامی که فتنه‌ای وجود نداشته باشد – سوره انفال، آیه 39) ما باید دفاع می‌کردیم. آن زمان هم در حال دفاع بودیم. اگر دفاع نمی‌کردیم همان حال و روز کویت را پیدا می‌کردیم که صدام به آن حمله کرد. 

 

 

 موحدی: وقتی دشمن شما قصد تجاوز مجدد دارد، ورود به خاک عراق خودش یک نوع دفاع بود. حرکت صدام بعد از پذیرش قطعنامه توسط ایران بهترین شاهد است. اگر صدام صلح‌طلب و حرف‌های سال 61 او راست بود که باید بعد از قطعنامه جنگ را متوقف می‌کرد. از طرفی حرکت‌های صدام هم نشان دهنده ادامه جنگ بود. تمامی مواضع دفاعی، کانال ماهی و حتی ورود مواد شیمیایی از آلمان در همان سال 61 و بعد از پیشنهاد صلح صدام انجام شد. یعنی صدام داشت آماده می‌شد که دوباره به ایران حمله کند. از طرفی هم بخشی از خاک ما دست عراق بود. مثل شهر نفت شهر، این شهر 5/1 سال بعد از قطعنامه به طریق دیپلماتیک به ما داده شد. ما باید در مقابل این دشمن تدبیر می‌کردیم، بهترین تدبیر هم ورود به خاک عراق بود.

 

 

چرا ایران بر خلاف قوانین و کنوانسیون‌های بین المللی از افراد کم سن و سال استفاده می‌کرد؟

 موحدی: لفظ استفاده غلط است! بچه‌های کم سن و سال خودشان برای آمدن به جبهه رقابت می‌کردند. من یادم هست حدود 700 نفری بودیم که برای آموزش به پادگانی نزدیک سرخس رفتیم، حدود 400 نفر را همان ابتدا به خاطر سن کم برگرداندند. بقیه خیلی گریه می‌کردند، نمی رفتند، از پادگان بیرون‌شان کردند. برگشتند و خودشان یک راست رفتند اهواز! باز یک عده را از اهواز برگرداندند.

 

 

 دلبریان: بنده پاسخ شما را در چند قسمت می‌دهم. اول این‌که وقتی دشمنی به شما و خانه شما حمله کند که بچه کوچک نمی‌رود بخوابد بگوید به من ربطی ندارد، او هم می‌آید و از خانه خود دفاع می‌کند. دوم این‌که تعداد این افراد کم سن و سال خیلی کم بود. به‌طورمثال در لشکر 21 امام رضا(ع) که ما بودیم شاید از 1000 نفری که بودیم حدود 7 الی 8 نفر این‌جوری بودند. نکته سوم این بود که ما در همه جا اعلام کرده بودیم به ازای هر یک نفری که از افراد بزرگسال بیايد ما 10 نفر از این بچه‌های کوچک را مرخص می‌کنیم. از طرفی این تصور هم اشتباه است که فکر کنیم جثه آدم‌ها در جنگ کار انجام می‌داد، این کاملا اشتباه است! خیلی عوامل دیگری مهم بود.

 

ایران در زمان جنگ، تحریم تسلیحاتی بوده است پس اسلحه جنگ ما از کجا تأمین می‌شد؟ سایت ویکی پدیا ادعا می‌کند ما سلاح‌های خود را از آمریکا و دلال‌های اسرائیلی می‌خریدیم.

 مجردی: نکته نخست این‌که زمانی که ما بودیم 98 درصد سلاح‌ها غنیمتی بود هم تانک‌ها و هم سلاح‌های سبک. غیر از یک دوره‌ای بعد از والفجر 8 که مقداری سلاح خریدیم و آن‌ هم سلاح‌های شرقی بودند نه غربی. سعی می‌کردیم از هر جا که می‌شود بخریم، از سودان از مصر از سوریه و.... این وسط اگر دلالی هم بود که روی پیشانی‌اش ننوشته بودند این فرد اسرائیلی است ولی به هر حال اگر کسی این ادعا را می‌کند باید سند بیاورد که آیا آن فرد ارتباط تشکیلاتی با اسرائیل داشته یا نه! به هر حال عمده سلاح‌ها غنیمتی بود و الان هم در انبار‌ها هست و قابل بررسی است.

 

 موحدی: ما به‌هیچ‌وجه سلاح اسرائیلی نداشتیم. بخش عمده سلاح‌های ما غنیمتی بود. ما تا سال 63 در حوزه سلاح‌های کوچک نیازمند بودیم و در حوزه سلاح‌های سنگین که به طور کامل تحریم بودیم. فقط سال 64 یک مقداری موشک زمین به هوای استینگر از شورشیان افغانستان خریدیم. از همان سال به بعد در حوزه سلاح‌های سبک خودکفا شدیم و فشنگ، خمپاره‌انداز، اسلحه سبک و... را کارخانه‌های اسلحه‌سازی کوثر تولید می‌کردند.

 

 

بعد از گذشت سال‌ها از جنگ تحمیلی چرا هم‌چنان سهمیه‌های زیادی در اختیار خانواده شهدا قرار می‌گیرد؟ این سهمیه تا چه‌زمان ادامه دارد؟

 دلبریان: نکته اول این‌که این یک قانون است و باید به قانون عمل شود، اگر کسی هم نسبت به این قانون معترض است باید از طریق مجلس شورای اسلامی اقدام کند. بحث بعدی این است که آیا فقط خانواده شهدا سهمیه دارند؟ آیا یک ورزشکاری که رفته حرکتی کرده و مدالی گرفته از این سهمیه‌ها ندارد؟ فوتبالیست‌ها ندارند؟ فرزندان اساتید دانشگاه ندارند؟ خیلی از افراد دیگر ندارند؟ این وسط چرا فقط به خانواده شهدا چسبیده‌ایم؟ بگذارید مادی‌تر حرف بزنم، فرض کنید یک کارگری در کارخانه‌ای کار می‌کند و بعد در حادثه‌ای دستش قطع می‌شود و از کار می‌‌افتد، آیا کارفرما نباید برای او و خانواده‌اش مستمری تعیین کند؟ پدران این بچه‌ها برای نظام و تحت لوای حاکمیت رفته‌اند و کشته شده‌اند، آیا نظام نباید تسهیلاتی را در اختیار خانواده آن‌ها قرار دهد؟ از طرفی فکر نکنید که خبری هست، نه! من خودم جانباز هستم، پول پروتز پایم را هنوز بعد از 2 سال بنیاد شهید و امور ایثارگران نداده است!

 

مگر ما جنگ طلب بودیم که پس از پذیرش قطعنامه همه رزمنده‌ها ناراحت بودند؟

 موحدی: این موضوع 2 جنبه داشت، جنبه نخست این بود که حضرت امام(ره) این موضوع را با غم و‌اندوه قبول کرده بودند و دوم خود فضای جبهه بود. فضایی که اگر کسی آن را درک نکرده باشد هرگز به زیبایی آن پی نمی‌برد. جبهه برای رزمنده‌ها مثل یک بهشت بود. غم و‌اندوه رزمنده‌ها از دست دادن این فضا بود. مانده بودند بعد از جنگ چه کار کنند؟

 

 مجردی: رزمنده‌ها به خاطر امام (ره) در جبهه بودند، در حال دفاع بودند. این کلمه امام که من جام زهر را می‌نوشم خیلی سنگین بود برای رزمنده ها، مگر امام (ره) تحت چه فشاری قرار گرفته‌اند که این حرف را می‌زنند؟! فرض کنید پدر شما از روی ناراحتی یک حرفی را می‌زنند، شما که خوشحال نمی شوید. رزمنده‌ها فرزند امام (ره) بودند. برایشان سخت بود امام (ره) که همواره آماده رزم بودند این‌گونه حرفی بزنند.

 


عراقی‌ها در جنگ خیلی از فرزندان ما را کشتند، پس چرا ما با آن‌ها هم‌اکنون روابط دوستانه داریم و حتی به آن‌ها کمک می‌کنیم؟

 احدیان: ما با عراق در جنگ نبودیم، ما با صدام می‌جنگیدیم. ما حتی در موقع موشک زدن به برخی شهر‌های عراق به مردم عراق اعلام‌ می‌کردیم. این یعنی یک فاصله عمیق بین دولت ظالم و مردم یک کشور. حالا آن دولت وجود ندارد. از طرفی در طول تاریخ هم دوستی‌ها و دشمنی‌ها با یک کشور ابدی نیست. هر کشوری بر اساس منافع ملی خودش دست دوستی می‌دهد یا دشمنی می‌کند. این‌که تصور می‌شود ما به عراق کمک می‌کنیم هم اشتباه است. ما در آن‌جا پروژه‌های مهندسی انجام می‌دهیم و پولش را هم می‌گیریم و از منافع اقتصادی حضور در عراق استفاده می‌کنیم.

 

عراق طبق مصوبات سازمان ملل به‌دلیل تحمیل جنگ به 2 کشور ایران و کویت، به پرداخت غرامت به آن‌ها محکوم شده است. در حال حاضر عراق این غرامت را به کویت پرداخت می‌کند؛ پس تکلیف غرامت ایران چه می‌شود؟ غرامتی که از نظر ایران پیش شرط ورود به هرگونه مذاکره صلح بود و جنگ به خاطر آن 6 سال دیگر طول کشید.

 احدیان: نکته اول این است که جنگ فقط به خاطر غرامت 6 سال دیگر طول نکشید، خیلی عوامل و محاسبات دیگر هم بودند. نکته دوم این است که بعد از گزارش آقای دکوئیار (دبیر کل وقت سازمان ملل) که صدام را آغازگر جنگ معرفی کرد، این موضوع در شورای امنیت باید مطرح می‌شد تا جنبه حقوقی پیدا کند. به‌دلیل ساختار ناعادلانه شورای امنیت این اتفاق نیفتاد. پس ادعای گرفتن غرامت از عراق در حال حاضر به لحاظ حقوقی ثابت نشده است. نکته سوم این است که وقتی یک دولتی دارد با منافع ملی شما همراهی می‌کند و در جبهه‌های مختلف بین‌المللی و منطقه‌ای همراه شما است باید از وی حمایت کنید. الان آمریکا میلیون‌ها دلار به مصر و پاکستان و افغانستان کمک بلاعوض می‌کند. این نوع کمک‌ها که باعث تأمین منافع بلند مدت ملی آمریکا می‌شود یک حساب منطقی است. هم‌چنین این نقد وقتی وارد است که بتوانیم این غرامت را گیریم ولی دنبالش نرویم، سازمان ملل که اختیارش دست ما نیست و تا وقتی که به یک ابرقدرت تبدیل نشویم وضعیت تغییری نمی‌کند.

 

 

چرا ایران برای جنگیدن از نیروهای غیر نظامی با دوره آموزشی کوتاه مدت (حدود 2 هفته) استفاده می‌کرد؟ آیا این کار باعث افزایش تلفات نمی‌شد؟

 باقرزاده: نیروهای بسیجی دست‌کم 45 روز آموزش اولیه نظامی می‌دیدند که برای حضور در جبهه کافی بود. اگر آمدن نیرو مصادف با شروع عملیات می‌شد خب هر نیرو آموزش تخصصی متناسب با وظیفه‌اش را می‌دید. اگر هم باید پدافند می‌کردند، چند روز آموزش توجیهی در منطقه می‌دیدند و مشکل خاصی نداشتند. این 2 هفته حرف اشتباهی است. به‌طورمثال در والفجر 8 و کربلای 4 و5 ما نیروهای غواص را 8 ماه آموزش‌های گوناگون می‌دادیم. از طرفی همه کشور‌ها در جنگ‌ها از نیروهای مردمی و غیر نظامی استفاده می‌کنند. عراق هم نیروی غیر ارتش داشت.

 

با توجه به این‌که ایران حمله به مناطق مسکونی را محکوم می‌کرد، چرا خودش به این مناطق موشک شلیک کرد؟

 مجردی: سند بیاورند که ما کجا را بمباران کردیم. اصلا نیست. فرق نیروی ما با نیروی بعث این بود که ما حتی وقتی در شهرهای خودمان هم بودیم حق نداشتیم از کولر خانه یا از وسایل خانه استفاده کنیم. بعد چه جوری به مناطق مسکونی حمله کردیم؟ بله ما در جواب آن‌ها موشک می‌زدیم ولی به‌طورمثال پل بغداد را می‌زدیم، وزارت خارجه را می‌زدیم، وزرات دفاع و به طور کلی تشکیلات نظامی را هدف قرار می‌دادیم. حالا شاید این وسط به اشتباه به 4 تا واحد مسکونی هم خورده باشد که کاملا طبیعی است. 

 

 

قطعنامه 598 در سال 66 و در حالی که ما در موقعیت برتر جنگی بودیم صادر شد و ایران آن را نپذیرفت. چرا ایران وقتی قطعنامه را قبول کرد (سال 67) که تمامی موفقیت‌هایش را از دست داده بود و عراق در حال پیشروی در خاک ایران بود؟

 احدیان: درباره این موضوع چند مسئله مطرح است. اول این‌که تصمیم‌گیری برای این موضوع یک فرآیند زمان‌بر بود. این تصمیم تأثیرات زیادی داشت. حدود یک سال زمان برای پذیرش قطعنامه زمان زیادی نیست و ما در موقعیت تعیین‌کننده نبودیم که بگوییم اگر در سال 66 می‌پذیرفتیم به همه خواسته‌هایمان می‌رسیدیم. بحث دوم ورود مستقیم آمریکا به جنگ بود. بعد از این‌که در سال 67 هواپیمای مسافربری ما را زدند نشان دادند که قصد دارند به طور مستقیم وارد جنگ شوند. این‌جا معادلات به نفع صدام تغییر می‌کرد و ما مجبور شدیم تصمیمات دیگری گیریم.

 

 

تعبیر امام خمینی (ره) هنگام پذیرش قطعنامه «نوشیدن جام زهر» بود، یعنی قرار بود جنگ تا کی ادامه پیدا کند؟

 احدیان: افق نگاه حضرت امام (ره) خیلی وسیع بود. نگاه ایشان به جنگ، جنگ بین حق و باطل بود. افق این جنگ آزادسازی فلسطین بود. امام (ره) نیز این نگاه را برای مردم باز می‌کردند. بعد بنا به تکلیفی که ایشان احساس کردند، آمدند از تمام آن نگاه و حرف‌هایی که خیلی‌ها به خاطرش به جبهه رفته و جنگیده بودند، میلیون‌ها نفر بچه‌هایشان را فرستاده و تعدادی شهید شده بودند، عدول کردند و برگشتند. این برای امام (ره) مثل نوشیدن جام زهر بود.

 

 موحدی: حضرت امام (ره) تا یک ماه قبل از قبول قطعنامه پیام دادند که اولویت اول کشور جنگ است و جنگ جنگ تا پیروزی، بعد یک ماه بعد صلح را قبول کردند. همین که یک نفر با جایگاهی که دارد حاضر بشود که همه حیثیت خودش را بگذارد و این همه فشار را تحمل کند خیلی سخت است. هم‌چنین همراهی نکردن مسئولان سیاسی با امام نیز باعث شد ایشان این حرف را بزنند.

 

 

زمان جنگ بین ارتش و سپاه اختلاف بوده است، آیا همین اختلاف باعث خیلی از شکست‌های ما نبود؟

 دلبریان: شما نمی‌توانید از چاقوی میوه‌خوری و کارد جراحی یک انتظار داشته باشید. سپاه و بسیج نیرو‌های خط شکن و عملیاتی و به‌اصطلاح «بزن بهادر» بودند. نیروهای داوطلب بودند. نیروی ارتش یک نیروی کلاسیک بود. شیوه جنگی ارتش و سپاه با هم متفاوت بود، سپاه خطوط را می‌شکست و ارتش پدافند (دفاع از مناطق فتح شده) می‌کرد. علت شکست‌ها چیزهای دیگری بود.

 

 مجردی: این یک نوع اختلاف تاکتیکی بود که به خاطر ماهیت کلاسیک ارتش ایجاد شده بود. آن‌ها معتقد بودند برای جنگ باید برتری هوایی، برتری در آتش و برتری در توپخانه می‌داشتیم تا عملیات انجام دهیم. ولی امکان این کار نبود. ما امکانات نداشتیم. اتفاقا همین اختلاف باعث شکوفایی شد. باعث شد تعدادی از بچه‌ها بنشینند و راه‌های جدیدی برای جنگیدن پیدا کنند که امروزه به عنوان کتاب جنگ در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨