فوتبال را تعطيل كنيم يا نگاه غلط به آن را؟
محرمانه مستقیم

فوتبال را تعطيل كنيم يا نگاه غلط به آن را؟

نویسنده : سيد مصطفي صابري

پس از این‌که تیم ملی والیبال در چند مقطع موفقیت‌هایی کسب کرد کم‌کم زمزمه‌هایی پیچید که: پول‌ ورزش به سمت فوتبال سرازیر می‌شود و نتیجه‌اش را والیبال می‌گیرد. بعد هم که المپیک از راه رسید و کشتی فرنگی با مربی توانمندش و جوانان بی‌ادعایی که برخی‌شان تا آن روز برای مردم کمتر شناخته شده بودند نتیجه عالی گرفت، این ذهنیت تقویت شد که فوتبال حق ورزش‌های دیگر را خورده است، وقتی هم که بهداد سلیمی به عنوان قویترین مرد جهان شناخته شد و رقم قرارداد 15 میلیون تومانی‌اش در لیگ وزنه‌برداری رو شد، مردم درآمدهای مدال‌آورانی چون او را با فوتبالیست‌هایی که نقدی و غیر نقدی بیشتر از یک میلیارد می‌گیرند و در عرصه باشگاهی و ملی موفقیتی کسب نمی‌کنند، مقایسه کردند و شد آن‌چه خوب می‌دانید و به حق هم بود.

 چندی بعد کار به افتخارآفرینی کاروان پارالمپیک کشورمان کشید و در حوالی همان روزها بود که تیم ملی فوتبال با ستاره‌های میلیاردی‌اش اولین باخت تاریخ فوتبال کشور را مقابل تیم درجه چند لبنان رقم زد و در مقابل والیبال برای اولین بار به لیگ جهانی رسید. خلاصه سیر ماجرا طی شد و مردم نه تنها با فوتبال قهر کردند که بسیاری معتقد بودند فوتبال باید تعطیل شود. هر چند منظور از تعطیلی این بود که فوتبال نباید سهم دیگر رشته‌ها را از حمایت‌های مادی و معنوی مختلف تصاحب کند، انتظاری که کاملا به جا بود.

 در این بین رفتار ملی‌پوشان فوتبال در قهر آن‌ها با نمایندگان افکار عمومی شرایط را بیشتر به ضرر آن‌ها کرد. اما در این چند وقت و در بین انتقادهای ریز و درشتی که از فوتبال می‌شود چند نکته کمتر مورد توجه قرار گرفته است:

 جذابیت فوتبال به حدی است که در بیشتر کشورهای جهان، اگر ورزش اول نباشد و افتخار آفرینی هم نکند اما به آن بیشتر توجه می‌شود. فوتبال ورزشی گروهی است، زمینه زیادی برای جذب مخاطب، ستاره‌سازی، جذابیت‌های کاذب و تجارت دارد و از همه مهم‌تر این‌که امکانات زیادی نمی‌خواهد، خیلی از مردم جهان سوای تعقیب نتایج، فوتبال هم بازی می‌کنند. پس اصل مورد توجه بودن فوتبال چیز عجیبی نیست و آن‌چه باید نقد شود رعایت نشدن اولویت‌ها در تخصیص امکانات به دیگر ورزش‌هاست. عناوین و شمارگان روزنامه‌های ورزشی را مقایسه کنید با حضور تنها یک روزنامه سینمایی بر روی کیوسک‌ها! تازه در همان روزنامه‌های ورزشی هم بیشترین توجه به فوتبال است. اگر مدیری بخواهد پیشرفت کند دم از خدمت به نسل جوان می‌زند و جالب آن‌که برای خدمت عرصه‌هایی مثل کشتی، وزنه‌برداری و والیبال را انتخاب نمی‌کند، گویا در هر شرایطی مقصدهایی چون وزارت، وکالت و... از کوچه فوتبال می‌گذرد. اما ریشه توجه رسانه‌ها، پشت پرده حضور این‌همه مدیر چند شغله سیاسی و... در این ورزش و خانه نشین شدن فوتبالی‌های واقعی و بسیاری بی‌عدالتی‌های دیگر که بین فوتبال و دیگر ورزش‌ها وجود دارد در کجاست؟

 ورزش هم مثل اقتصاد بستر یک جور عرضه و تقاضاست، اگر توجه افراطی به این رشته، بین ما مردمی که این روزها از فوتبال انتقاد می‌کنیم نبود آیا بازهم چهره‌های سیاسی، نظامی و... فوتبال را سکوی پرتاب خود می‌کردند؟ آیا بازهم این همه روزنامه ورزشی و در حقیقت فوتبالی داشتیم؟ اگر این خواسته بین مردم وجود نداشت باز هم شاهد این همه پخش زنده فوتبال، از لیگ برتر خودمان بگیرید تا لیگ‌های خارجی، بودیم؟ تبلیغات جورواجور دور مستطیل سبز نشان می‌دهد صاحبان صنایع و... معتقدند نگاه مردم هم مثل مسئولان بیشتر به فوتبال است و دوست دارند از این توجه بهره اقتصادی ببرند. با این همه آیا فقط مسئولان و رسانه‌ها نگاه جانبدارانه به فوتبال داشتند؛ یا ریشه این بی عدالتی در خواست و توجه بیشتر، مردم است؟ اگر از خانواده‌هایی که این روزها از فوتبال انتقاد می‌کنند (وباز هم می‌گوییم به جاست) بپرسیم ترجیح می‌دهند فرزندشان قهرمان المپیک شود اما تنگنای مالی داشته باشد، یا فوتبالیستی درجه 2 باشد و طبق آیین‌نامه حدود 400 میلیون تومان بگیرد؛ کدام را انتخاب می‌کنند؟

نظرات کاربران
کد امنیتی
Sheetal
Sheetal
٩١/٠٧/١٦
٠
٠
Help, I've been informed and I can't bcoeme ignorant.