آيا شلوار كهنه مد روز مي شود؟
به دنبال فروش یک مُد من‌درآوردی در شهر

آيا شلوار كهنه مد روز مي شود؟

نویسنده : مرتضي اخوان

 

به قول آقای کلاه قرمزی:‌ «دیده شده است آقاهای مرجی که از فرق سر تا نوک پایشان زخمی و زیلی است وقتی علت را از آن‌ها جویا می‌شوی، می‌گویند:‌ ای روزگار! امان از این مُد!» شاید دشوارترین بخش گزارش این هفته «جیم‌درشهر» که هم دمار از روزگار ما در آورد و هم عنان از کف این جناب صفحه‌آرای جیم ربود، همین اعراب گذاری بر روی کلمه «مُد» بود! اصلا ما جیم‌درشهری‌ها تن‌مان می‌خارد برای آن‌که خودمان را بیندازیم توی دردسر. یکی نیست بگوید بچه جان‌ها (اشاره به ما جیم‌درشهری‌ها) آخر آب‌تان نبود، نان‌تان نبود، این سوژه‌ای که نام آن هزار و یک دردسر دارد چه بود؟! سوژه این هفته جیم‌درشهر ارتباط مستقیمی با جمله ابتدایی دارد که از عروسک دوست‌داشتنی سینما و تلویزیون ایران گفتیم. واقعا دیده شده است در خیابان فرق‌های مبارک سر که بر در و دیوار کوبیده شده است، چرا که نوع پوشش برخی از جوان‌های عزیزتر از جان در خیابان آن‌چنان خیره‌کننده است که هوش از سر آدم می‌برد و همین باعث می‌شود جلوی پایش را نبیند و مدام به در و دیوار بخورد. باور کنید. در این شماره به جان یک «شلوار لی کهنه» افتادیم تا چنان بلای مُدگونه‌ای به سرش بیاوریم تا ببینیم شما جوانان در مواجهه با «مُدلیسم جیمی» چه واکنشی از خود نشان می‌دهید و آیا حاضرید به قیمت «مُد» در خیابان هر جور دوست دارید راه بروید؟! وقتی یک شلوار کهنه لی که توسط خودمان پاره شده است را با قیمت گزاف بخرید؟ یکی از بوتیک‌های شهر مکان این هفته سوژه این هفته ماست. با ما همراه باشید..

 


شلوار بيچاره نگارنده و مدلسيم جيمي

با کلی اکراه فراوان «شلوار» عزیزم را برای انجام مراسم «مُد» شدن به دفتر جیم آوردیم. راستش را بخواهید تنها ایده‌ای که در ذهن‌مان بود بیچاره کردن این شلوار بیچاره بود! مواد لازم برای ایجاد این مُد دندان‌گیر یک عدد قیچی، یک عدد تیغ و 2 اسپری رنگ بود که خوشبختانه بعد از ششصد و پنجاه و پنج دقیقه جستجو در دفتر جیم (اشاره به کمبود امکانات) پیدا شد. در تصاویر می‌توانید مشاهده کنید که چه سختی‌ها کشیدیم تا یک مُد «تایلندی مکزیکی اروپایی» پدید آوریم. بعد از آن بود که «مُدلیسم جیمی» پدید آمد و شلوار به آن‌چه که باید تبدیل شد.

 


انتظار براي اولين دشتمشتري مد

با هماهنگی از قبل صورت گرفته با صاحبان بوتیک پشت پیشخوان می‌رویم و آماده می‌شویم تا اولین مشتری وارد مغازه شود. عکاس جیم که می‌بایست با اعمال شاقه عکاسی می‌کرد خود را در اتاق «پرو» مغازه مخفی می‌کند. شلوار مُد جیم را در قفسه لا به لای سایر شلوارهای لی مخفی می‌کنیم و منتظر اولین دشت می‌شویم. ساعت دیواری مغازه 11 و 55 دقیقه را نشان می‌دهد. اولین مشتری وارد می‌شود. او که گویا از مشتریان ثابت مغازه است با صاحبان مغازه خوش و بشی می‌کند و شلوار لی جدید می‌خواهد. بابک می‌گوید:‌ «یک مدل جدید بده...» و از این لحظه جیم وارد کار می‌شود:‌ 

 یک مدل جدید اومده که فکر کنم لنگه‌اش رو ندیده باشی...

شلوار را از قفسه بیرون می‌آوریم. 

 یعنی جنس تک. باور کن فقط همین یکی رو دارم. جنس از تایلند اومده. البته مدل مکزیکیه‌ها. نیگا کن...

مشتری هاج و واج به شلوار نگاه می‌کند و مدام با پارگی عجیب دمپای آن ور می‌رود.

 نه، ممنون. یه مدل دیگه بیار...

 چرا؟! مگه بده. این الان اون ور آب مد روزه. باور کن کلا یکی از رفقا 4، 5 تا از تایلند آورده. 3 تاش تو تهرونه و یکی اصفهان و یکی هم مشهد. 

 /باخنده/ این چیه؟ نه داداش یکی دیگه بیار.

 مگه چیه؟ مُد روزه. این رنگا رو نیگا. اصل آنتی پانتیا (باور کنید خودمان هم نمی‌دانیم این کلمه یعنی چه؟!) مکزیکه...

مشتری نمی‌خواهد مُد جیم ساخته را بخرد. دست‌مان را برایش رو می‌کنیم و به او توضیح می‌دهیم که از بچه‌های جیم‌درشهر هستیم. بابک 26 ساله می‌گوید:‌ «راستش من اصلا حاضر نیستم از این لباسا بپوشم. اهل این نیستم که بگم حرف مردم برام مهمه ولی این‌جور هم دیگه نمی‌پوشم.» بابک در جواب این سوال که اگر مُد باشد چه؟ می‌گوید:‌ «هر چه که مُد بود که نباید پوشید. من بر اساس سلیقه خودم لباس می‌پوشم و به حرف مردم و مُد روز کاری ندارم.» 

 


آقاي خاص ، خاص مي پوشد

مشتری بعدی پسری با موهای بلند است و تیپ آن‌چنانی دارد، به نظر می‌رسد سوژه خوبی باشد. با خودمان می‌گوییم:‌ «او دیگر مد جیمی را می‌پسندد و دست به جیب می‌شود.» جنس به اصطلاح تایلندی مکزیکی را جلویش می‌گذاریم و او با بی‌اعتنایی می‌گوید:‌ «این چیه؟»

 یک شلوار آک آک واسه خودت. اصلا از در اومدی داخل مغازه گفتم باید اینو واست بیارم. جنس تایلندی اصل. مدل مکزیکی. اصلا خاص خاصه. عین خودت...

 /با اشاره به دمپای پاره شده شلوار/ نه دیگه این‌قدر خاص. یه شلوار دیگه بیار...

 ‌ای بابا! ما رو بگو گفتیم شما جوونی و اهل دل. این شلوار کار دسته از اون‌ور اومده. بعد شما می‌گی یکی دیگه! باور کن تکه...

 تک باشه. ولی نه دیگه این‌جوری. 

چانه‌زنی ما به همین‌جا کات می‌شود. او خودش را جلال معرفی می‌کند، 28 ساله است و ظاهری متفاوت دارد. او بعد از آن‌که می‌فهمد جلوی دوربین مخفی جیم‌درشهر قرار گرفته، می‌گوید:‌ «خاص می‌پوشم ولی باید با سلیقه‌ام جور در بیاد. من این شلوار رو نمی‌پوشم. نه به خاطر این‌که پاره بود. واسه این‌که ازش خوشم نیومد.» جلال در پاسخ به این سوال که نگاه جامعه در این‌باره چه‌قدر برایت مهم است، می‌گوید:‌ «من به دل خودم توجه می‌کنم و کاری به کسی ندارم.» 

 


دخلی که داشت پُر می‌شد!

100 دلار ناقابل! سامان داشت راضی می‌شد که با 100 دلار ناقابل شلوار جیمی را بخرد. سامان یکی از مشتری‌های جوان بود که به قیافه‌اش می‌خورد 22 سال بیشتر نداشته باشد. وقتی شلوار را جلوی رویش گذاشتیم، ابتدا خندید و بعد گفت:‌ «چه عجیب!»

 چرا عجیب؟! یک مدل تک. تو بازار که لنگه‌اش رو پیدا نمی‌کنی...

 چند هست؟

 چندش رو ول کن عزیزم. تو برو «پرو» کن، من باهات راه میام. 

 /اشاره به پارگی پایین شلوار/ اینجاش رو نمی‌شه واسم دوخت بزنی؟ 

 چرا نشه اتفاقا خودمم به بچه‌های اون‌ور گفتم این دم‌پاشو دوخت بزنین قشنگ‌تر می‌شه، طفلی‌ها چینگ چانگ چونگی بودن حالیشون نبود. حالا می‌خوای برو «پرو»...

 نگفتی چند؟ اصلا ببینم پولم می‌رسه...

 قابل تو رو نداره. این چون از اون‌ور اومده و کار دسته نرخش هم دلاریه، ریالی نیست. ناقابل 100 دلار...

مشتری با شنیدن قیمت جا می‌خورد. اما وقتی خودمان را به سامان جوان معرفی می‌کنیم بیشتر تعجب می‌کند.

 چرا می‌خواستی شلوار رو بخری؟ 

 راستش من اهل مُد هستم. فکر کردم اینم واسه خودش به مُده.

 عرف جامعه یا نظر خانواده در انتخاب لباس برای شما مهم نیست؟ 

 خب چرا. ولی به هر حال منم جوونم و دوست دارم بر اساس مُد زندگی کنم. 

 یعنی مُد هر چی بود می‌پوشی؟ حتی اگه مغایر با شانت باشه؟

 /کمی فکر می‌کند/ نمی‌دونم...

 


آقا! لطفا به من نیگا کن

«اصلا بعضی‌ها دل‌شان می‌خواهد همه بهشان نگاه کنند. شاید این افراد نیاز به توجه بیشتری داشته باشند...» این‌ها جملاتی است که یکی از فروشندگان بوتیک است می‌گوید وی در گفت‌و‌گو با جیم از مشتری‌هایش می‌گوید:‌ «ما این‌جا همه نوع مشتری داریم. حتی مشتری‌هایی می‌آیند و لباس‌هایی شبیه شلوار شما /باخنده/ البته نه به این ضایعی، از ما می‌خواهند.» او اضافه می‌کند:‌ «من فکر می‌کنم آن‌هایی که از این لباس‌ها می‌پوشند نیاز به جلب توجه دارند.» در حین صحبت‌هایمان یکی از دوستان وی وارد مغازه می‌شود و با او خوش و بش می‌کند. او در نقش یک جیم‌درشهری ظاهر می‌شود و ما را شگفت‌زده می‌کند:‌ «کاظم ببین این آقا از دوستامه. یک شلوار کار دست آورده می‌خواد تو بازار تولید کنه. تو خودت مغازه داری ببین مشتری این کار رو داری؟» شلوار را جلوی چشمان هاج و واج ما باز و کار ما را کساد می‌کند. کاظم می‌گوید:‌ «این چیه؟! «چرا این‌قدر داغونه؟» کاظم اضافه می‌کند:‌ «نه بابا! دیگه این‌قدر ضایع نمی‌خرن ازمون. البته اگه این پارگی پایین پاش نبود می‌شد فروخت.» وارد بحث می‌شویم و از کاظم می‌پرسیم:‌ «یعنی مشتری واسش نداری؟» کاظم می‌گوید:‌ «چرا؟ من شلوار داشتم از بالا تا پایینش پاره بوده ولی این پارگی دمپاش خیلی داغونه.» خودمان را معرفی می‌کنیم و با کاظم که خودش یکی از فروشندگان پاساژ است صحبت می‌کنیم. او می‌گوید:‌ «راستش جوان‌ها با مُد روز زندگی می‌کنند و فکر می‌کنم برایشان فقط مهم باشد که چه مدلی بپوشند که جلب نظر کند.» وی می‌افزاید:‌ «برای این قشر از جوان‌ها حرف مردم مهم نیست.» کاظم هم با خنده از بوتیک بیرون می‌رود...

 


باید به نظر همدیگر احترام بگذاریم

فرشاد با یک کیف بزرگ که به ظاهر دوربین فیلم‌برداری در آن بود وارد مغازه می‌شود. کت و شلواری است و ظاهرش به خلبان‌های هواپیما هم می‌خورد. صاحب بوتیک ابتدا شلوار لی‌های خودش را به او نشان می‌دهد و بعد ما دست به کار می‌شویم. 

آقا یک شلوار جدید هم واسمون اومده. ببینین می‌پسندین...

هنوز شلوار را کامل باز نکردیم که می‌گوید:‌ «نه!»

وقتی به فرشاد می‌گوییم خبرنگار هستیم و ماجرا را برایش توضیح می‌دهیم، خیلی راحت می‌گوید:‌ «ببینید باید به نظر همدیگه احترام بذاریم. من از این لباسا نمی‌پوشم، اون جوونی هم که می‌پوشه هر چند سلیقه خودش رو داره ولی باید بدونیم که ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که رعایت برخی مسائل ضروری است.» آقا فرشاد کلی از مغازه خرید می‌کند و ما هم بعد از او بار و بندیلمان را می‌بندیم تا مکان جیم‌درشهر را ترک کنیم.

 

شلواری که در گنجه ماند

بار و بندیلمان را جمع کردیم و شلوارمان را هم که از قدیم گفته‌اند:‌ «مال بد بیخ ریش صاحبش» گذاشتیم توی بقچه‌مان و به دفتر جیم بازگشتیم. راستش را بخواهید در تمام طول مسیر بازگشت به این فکر می‌کردیم که آیا حاضریم همین شلوار را خودمان بپوشیم. شاید این شلوار برای همیشه به گنجه منتقل شود اما آیا به راستی شما به عنوان یک جوان حاضرید چنین لباسی را به بهانه آن‌که مُد روز است ولی با عرف جامعه مغایرت دارد بپوشید؟ آیا نظر جامعه برای شما مهم است یا سلیقه و علاقه شخصی بر آن ارجحیت دارد؟!

نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٢/٠٥/٣١
٠
٠
سلام گزارشتون خیلی جالب بود من خودم به شخصه اگر اون شلوارو جلوم میزاشتن هیچ وقت حاضر نبودم یک همچین شلواری رو نگاه کنم چه برسه به اینکه بخوام اونو پام کنم مد چیز بدی نیست ولی دیگه نباید هرچیزی که گفتن مد شده خریدو پوشید من نمیدونم چرا بعضی از جوونهای ما دنباله هر چیز ضایع که مد میشه هستن این چیزا غیرازاین که اونا رو بین جمعیت انگشت نما کنه چیز دیگه ای واسشون نداره ما ایرانی هستیم نباید هر چیز که گفتن اونور آبیه وتازه مد شده بپوشیم باید طوری لباس پوشید که نشون دهنده شخصیتمون باشه نه که همون لباس ما رو تبدیل به یک ادم بی شخصیت کنه
محمد
محمد
٩٢/٠٦/١٨
٢
٠
گزارشتون واقعا جالب بود...ولی اگه با ما راه بیای ازتون میخرم....
سجاد جون
سجاد جون
٩٢/١١/٠٥
١
٠
خیلی خیلی جالب بود ما که خوشمان آمد!! بقول محمد اگه راه بیای خریداریم باشه؟؟
سهره
سهره
٩٣/٠٣/١٣
٠
٢
چه قد بدم میاد از مد
پربازدیدتریـــن ها
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌و‌گو با «ساراسادات خادم‌الشریعه»

در آن لحظه به نتایجم فکر نکردم

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
چهره هفته

جینگولک بازی غربی‌ها

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
اینترنت و سر و شکل جدیدی که به بازار کالا و خدمات ایران داده است

#تقابل_مدرنیته_سنتی

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
نکاتی خواندنی درباره برترین بازیکن فوتسال آسیا در سال‌های 2014 و 2016

موفرفری خوش‌تکنیک!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨