یکی از مخاطبان‌ مان از سختی‌ های  ثبت طرح اختراع‌ اش می‌ گوید

یکی از مخاطبان‌ مان از سختی‌ های ثبت طرح اختراع‌ اش می‌ گوید

نویسنده : مجيد حسين زاده

 

سخت می‌شود. هرچه عمر این صفحه مصاحبه با شما بیشتر می‌شود کار من هم برای انتخاب پیامک، سخت‌تر می‌شود. تعداد زیادی از پیامک‌ها و انتخاب یک پیامک به صورت تصادفی کار ساده‌ای نیست! این‌بار شانس به یک پیامک علمی رو کرد: "جیم . من یک نوجوان 16ساله‌ام. طرحی دادم درباره انرژی‌های نوین که ما بتوانیم از انرژی صاعقه استفاده کنیم. حتی دستگاهی هم ساختم اما هیچ‌کسی حتی حاضر نیست حرف من را گوش بدهد، در حالی که این طرح می‌تواند دنیا را تکان بدهد. 4414...0915" ما هم گفتیم شاید با گپ‌و‌گفت‌مان با این مخاطب عزیز، بتوانیم به دانش‌آموزانی که می‌خواهند طرح‌های علمی خود را به کرسی عمل بنشانند، کمکی بکنیم.

 


 اسم طرح‌تان را برای‌مان می‌گویید؟

 استفاده از انرژی صاعقه به عنوان یکی از انرژی‌های نوین.

 چه شد که تصمیم گرفتید بر روی این طرح کار کنید؟

 زیاد به سایت‌های خبری سر می‌زنم. یک‌بار در یک سایت خبری خواندم، منطقه‌ای در آفریقا هست که صاعقه در روز چندین بار در آن‌جا اتفاق می‌افتد و هزاران نفر را می‌کشد. بعد که قدرت تخریبی صاعقه را دیدم، این سوال برایم پیش آمد که "چرا تا حالا در دنیا از صاعقه به عنوان انرژی‌ نوین استفاده نشده است؟" تحقیقاتم را که شروع کردم، فهمیدم مهم‌ترین مانع برای استفاده از صاعقه به عنوان منبع انرژی، قدرت زیاد آن است که کنترل آن را خیلی سخت می‌کند. از این‌جا تصمیم گرفتم بر روی نحوه ذخیره کردن انرژی صاعقه کار کنم.

 اولین کاری که برای اجرایی کردن این طرح انجام دادید، چه بود؟

 به دنبال فلزی می‌گشتم که بتواند در برابر صاعقه مقاومت کند. طلا بهترین فلز بود که به دلیل بالا بودن قیمتش، توجیه اقتصادی نداشت. بعد فهمیدم که باید به سراغ آلیاژی بروم که استحکام زیادی داشته باشد. (آلیاژ یعنی مخلوطی از چند فلز).

 انرژی صاعقه چه‌قدر است؟

 طبق آزمایشی که انجام دادم، اگر این دستگاه من را بر روی پشت‌بام خانه‌ها قرار بدهیم و در سال یک صاعقه به آن بخورد، برق 3 ماه آن خانه را تامین می‌کند. استفاده از انرژی صاعقه شوخی نیست!

 الان طرح‌تان به کجا رسیده است؟

 تا چند وقت پیش، دستگاه من توان جذب انرژی صاعقه را داشت اما مشکلش سرعت فوق العاده بالای صاعقه بود. طرحی دادم که سرعت صاعقه را هم کنترل می‌کرد. بعد تصمیم گرفتم طرحم را برای جشنواره خوارزمی ببرم. رفتم که جای‌تان خالی دیدم، جشنواره هفت‌خوان عظیمی دارد! اول از همه باید طرح‌تان توسط یک استاد تایید شود که مورد تایید جشنواره هم باشد.

 نزد اساتید مورد تایید جشنواره می‌رفتید و طرح‌تان را ارائه می‌دادید؟

 اکثرشان در دسترس نبودند. تازه اگر استادی هم بود اصلا به صحبت‌های یک دانش‌آموز گوش نمی‌کرد. بعد از این قضیه من خیلی ناامید شدم و تقریبا بی‌خیال این طرح شدم.

 چه‌قدر برای این طرح‌تان هزینه کردید؟

 نمی‌دانم چه‌قدر شده است. همه هزینه‌ها را پدرم پرداخت کرده است. بعضی از قطعات این دستگاه مثل نوع خاصی از خازن که نیاز داشتم اصلا به راحتی در بازار پیدا نمی‌شد که پدرم خیلی در این زمینه‌ها کمکم کردند. واقعا اگر پدرم نبودند من از یک جایی به بعد بی‌خیال طرح می‌شدم.

 دوست دارید در آینده در چه رشته‌ دانشگاهی تحصیل کنید؟

 رشته مکانیک.

 یعنی آخرش بشوید مهندس!؟

 من دوست ندارم مهندس بشوم. من می‌خواهم یک پژوهش‌گر بشوم یک دانشمند.

 از معلم‌های‌تان هم کمک گرفتید؟

 معلم ریاضی‌مان خیلی به حرف‌های من اهمیت می‌داد. خانم جعفری گاهی برای گوش دادن به حرف‌های من تمام زنگ تفریح را با تمام خستگی‌اش در کلاس می‌ماند و وقتی معلم ساعت بعدی‌مان می‌آمد، از من عذرخواهی می‌کرد و می‌گفت: «من باید بروم ولی جلسه بعد بیشتر با هم درباره‌اش صحبت می‌کنیم.» 

 معمولا روزانه چه‌قدر بر روی این طرح‌تان وقت می‌گذاشتید؟

 بعضی وقت‌ها چشم‌هایم از شدت زل‌زدن به صفحه مانیتور می‌سوخت و به زور اشک مصنوعی به تحقیقات و مطالعاتم ادامه می‌دادم. (اشک مصنوعی یعنی زمانی که آن‌قدر به صفحه مانیتور خیره شده‌ای که چشم‌هایت خشک شده، مثلا پیاز تند را جلوی صورتت بگیری تا اشک‌هایت، خشکی چشم‌هایت را برطرف کند. البته شاید این کار بیشتر، زمانی به درد شما بخورد که 24 ساعت برای بازی‌های رایانه‌ای پشت رایانه نشسته‌اید!) شب‌ها تا ساعت 4 صبح بر روی این طرح کار می‌کردم و صبح ساعت 6 بیدار می‌شدم که به مدرسه‌ام بروم. از ساعت 3 که از مدرسه برمی‌گشتم، می‌افتادم و تا ساعت 5 می‌خوابیدم. بعد تا ساعت 12 درس‌های مدرسه‌ام را می‌خواندم و تازه از 12 شب تحقیقاتم را شروع می‌کردم.

 چند سوال غیر علمی! تا حالا حسرت داشتن چیزی را خورده‌اید؟

 پدربزرگم را که از دست ‌داده‌ام. خدا رحمت‌شان کند. 7 ساله بودم که ایشان از پیش ما رفت. زیاد با من بازی می‌کردند و شاید اگر اغراق نباشد نیمی از وقت روزانه‌شان را به من اختصاص می‌دادند.

 اهل تماشای تلویزیون هستید؟

 خیلی کم. شاید هم بگویم اصلا نگاه نمی‌کنم. تازه اگر هم بخواهم، وقتش را ندارم که نگاه کنم.

 در روز چند ساعت از اینترنت استفاده می‌کنید؟

 این یکی را امکان ندارد که بگویم! اگر بگویم از مدرسه اخراجم می‌کنند. امکان ندارد بگویم! (ظاهرا از مدرسه و پشتیبان تحصیلی‌اش خیلی می‌ترسد!)

آخرین باری که خجالت کشیدید؟

 یکی از معلم‌های‌مان لپ‌تاپش را در روی میز کلاس گذاشت و برای چند دقیقه بیرون رفت. من صفحه دسکتاپ آن‌را دستکاری کردم. وقتی برگشت هر کاری کرد نتوانست به صفحه دسکتاپ دسترسی داشته باشد. با این‌که می‌دانست این کارها فقط از من برمی‌آید ولی اصلا به روی من نیاورد! من هم خیلی خجالت کشیدم.

 آخرین هدیه‌ای که برای پدرتان خریدید؟

 یک گوشی گلکسی3!

 پول هفتگی شما چه‌قدر است که توانستید این‌چنین هدیه‌ای را برای پدرتان بخرید!؟

 من هفتگی پول نمی‌گیرم. اصولا هفتگی یا ماهانه پول گرفتن، فرد را محدود می‌کند! آن گوشی را هم از مغازه یکی از دوستان نزدیک پدرم گرفتم که بعدا خود پدرم مجبور شدند پولش را به دوست‌شان بدهند!

 راستی خودتان را معرفی کنید.

 مریم نیک‌پور هستم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨