زندگی یک مرد حسابی!
جا كتابي

زندگی یک مرد حسابی!

نویسنده : زهير قدسي

 

 آوازه‌اش به گوش‌ همه جهانیان رسیده، در فهرست مردان علمی سراسر جهان نام‌اش نام غریبی نیست،‌ اگرچه مرامش را به این سادگی‌ها نمی‌توان به همه شناساند. کسی که زندگی‌اش مخلوطی است از تراژدی و حماسه، تراژدی فقر و ناداری در کودکی و حماسه تلاش علمی و عملی در بقیه دوران زندگی‌اش! مردی که او را به حقیقت می‌توان «مرد نخستین» علم فیزیک ایران دانست «پرفسور محمود حسابی». 

زندگی‌اش اگر چه بسیار خواندنی است و پرفراز و نشیب اما مثل بسیاری چیزهای ارزشمند در لابه‌لای هیاهوی قرن حاضر از دیده‌ها به دور مانده و به آن ادای دینی شایسته، انجام نگرفته است، که همه می‌دانند جامعه علمی ایران تا چه اندازه به این مرد تفرشی مدیون است. در میان همه این خصایل‌اش آن که بیش از همه به چشم می‌آید و خود می‌نمایاند عشق و علاقه و تعهد اوست به سرزمینی که وطن می‌نامندش.

 «مرد نخستین» عنوان کتابی است کم‌حجم که متن آن چنان می‌نماید که برای نوجوانان نگاشته شده، به زبانی ساده و روان، و در هفده قطعه مجزا که هر یک، مقطعی از زندگی پرفسور را به نمایش می‌گذارد. کتابی که سعی کرده در حد توان خود به مردِ حسابی علم فیزیک ایران ادای دین کند. کتاب را «محمود اکبرزاده» به رشته تحریر درآورده و هفدهمین مجموعه، از سری مجموعه‌های مفاخر ملی‌ مذهبی انتشارات «سوره مهر» است. کتاب به همه بخش‌های زندگی پرفسور، هر چند مختصر پرداخته است از تولد و کودکی تا تحصیل در خارج از کشور و دیدار با اینیشتین و سرانجام برگشت به ایران و انجام فعالیت‌های بی‌شمار علمی. در آخرین بخش کتاب، شما با فهرستی بلند از فعالیت‌ها و خدمات پرفسور در سال‌های پس از بازگشت به ایران برمی‌خورید که فرد را به سرگیجه می‌اندازد، سرگیجه‌ای توام با افتخار و شرمندگی؛ شرمندگی ناشی از قضاوت و مقایسه‌ای که خود را تا چه اندازه پیش رویش کم‌همت می‌یابیم! با این همه پرفسور را در اپیزود پایانی کتاب در حالی خواهید دید که پس از هفتاد سال زندگی پر تلاش علمی در بستر مرگ افسوس می‌خورد، افسوسی برای هزاران کار ناتمام‌اش. ویژگی مثبت این اثر در مقابل دیگر آثاری که در مورد استاد منتشر شده این است که «مرد نخستین» فاقد اغراق‌های بی اساس درباره شخصیت پروفسور حسابی است. کتاب با این‌که سعی کرده فضا را قصه‌گونه پیش برد اما چندان هم در این کار موفق نبوده، نگارش کتاب به گونه‌ای است که داستان‌ها قدری شبیه گزارش‌ باشند، با این وجود خواندن این کتاب در این روزها که حـوالی سـال‌روز درگـذشـت اوسـت، بـی‌شک خـالـی از لطف نیست؛ استاد حـسـابی در 12 شـهریور سال 1371 ه.ش درگـذشـت. روحش شاد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
مینیمال

جورج کلونی وجودم را بیدار کنید

٩٦/١١/٢٦
چهره هفته

ذکر مولانا رضا رشیدپور

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

لطفا مرا پرزنت نکنید

٩٦/١١/٢٦
درباره ماجرای روی اعصاب مجری‌های تکراری افتتاحیه و اختتامیه جشنواره‌های مختلف یا بهتر بگوییم «بین مجری

اجراهای‌کوچک زنگ‌زده

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

شهیدی‌فرد مرد متین و پرتکرار یک دهه گذشته جشنواره فیلم فجر

٩٦/١١/٢٦
درباره بازیگرانی که در حوزه اجرا هم دستی بر آتش دارند

مایل به مجری

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

یک خانم بی اعصاب شگفت انگیز

٩٦/١١/٢٦
شاخ هفته

برای مهم‌ترین آدمِ زندگی‌ام

٩٦/١١/٢٦
تلگجیم

تلگجیم 525

٩٦/١١/٢٦
شگرد

هنگام خواب با گوشی چه کنیم؟

٩٦/١١/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و دلخوری

٩٦/١١/٢٦
کوتاه درباره مهم‌ترین فیلم‌های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

متفاوت و پرسروصـــدا مـثل فـجـر 96

٩٦/١١/٢٦
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

کادوی استاد

٩٦/١١/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 525

٩٦/١١/٢٦
مینی

مینی 525

٩٦/١١/٢٦
پایان نامه

ادابازی درمانی!

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

من هم معترضم

٩٦/١١/٢٦
دات کام

از opera غافل نشوید

٩٦/١١/٢٦
واکاوی یک دلیل ساده برای حسرت 16 ساله قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا

نبرد نابرابر

٩٦/١١/٢٦
جانونی

هشدار! مبتلایان به ناراحتی قلبی این متن را نخوانند...

٩٦/١١/٢٦