جیگری که جگر مردم را می‌سوزاند
حکایت‌هفته

جیگری که جگر مردم را می‌سوزاند

نویسنده : ايمان فروزان-مهديه جوادي

 

 روزی از ایام هفته، ابوجارچی ابن جیم ابن خراسانی خرامان خرامان در خیابان قدم می‌زد، در مسیر به مغازه عروسک فروشی رسید، مریدان را دید که جملگی در مغازه گرد هم آمده‌اند، عروسکی در دست دارند و بر سر و صورت خویش می‌کوبند. پیرنا انگشت حیرت به دهان گرفت و علت این کار از مریدان پرسید، مریدان گفتند: یا خفن، این عروسک «جیگر» است، همان که در کلاه قرمزی بود و از بس که خر بود، جملگی ما به او رشک داشتیم. ولی اکنون فهمیده‌ایم که او ممنوع التصویر شده است و دیگر به تلویزیون نخواهد آمد، اگرچه استادنا ضرغامی این موضوع را تکذیب کرده ولی ما به آن وقعی نمی‌نهیم و این‌جا آمدیم و بر مظلومیت او می‌گرییم. آیا تو علت این اتفاق را می‌دانی؟ پیرنا سخت در فکر فرو رفت و سپس گفت: نع! ولی خدا را شکر که او را از تلویزیون عمو ضرغامی بیرون انداختند. آخر هر بار که اسم او را می‌بردند دهانم آب می‌افتاد، شما خودتان قضاوت کنید، در روزگاری که دیدن مرغ در تی‌وی باعث ایجاد جرم می‌شود، بردن اسم جیگر با دل‌ها چه کار که نخواهد کرد. مریدان با شنیدن این سخن جملگی نعره زدند عروسک‌ها را به زیر پا انداختند و از آن پس نه دم از جیگر زدند و نه پولش را پیدا کردند که لب بزنند.

نظرات کاربران
کد امنیتی