آدم‌هاي خاطره‌ساز

آدم‌هاي خاطره‌ساز

نویسنده :

نسل ما خاطره کم ندارد، خاطره‌هاي جورواجور از تکه‌هاي مختلف زندگي‌مان، خاطره روز پيروزي در مقابل غول کنکور! خاطره استخدام شدن و گذشتن از سد مصاحبه در حالي که خيلي‌ها پشت سد هستند! خاطره‌هاي شخصي و آبکي، خاطره‌هاي‌مان اصلا اساسي و سرنوشت‌ساز نيست و در ضمن جمعي هم نيست، فقط براي خودمان خيلي خوشحال کننده و تأثير‌ گذار است، اما نسل پدر و مادرهاي‌مان، تا دل‌شان بخواهد خاطره دارند، خاطره‌هايي که هر کدام‌شام براي تمام زندگي يک نسل کافي است، خاطره‌هايي که هر بار شبيه‌اش را، يا روايتي از آن را توي يکي از سريال‌هاي تلويزيوني مي‌بينند با همه هم‌نسلي‌هاي‌شان مي‌گويند: «يادش بخير، يادته وقتي...» و بعد هم مي‌گويند» چه روزايي بود...» نسل ما اما از اين روزهاي اسطوره‌اي، از اين روزهاي عميق و اساطيري کم داريم. نه اين‌که بخواهم بگويم ما نسل سوخته‌ايم ها، نه! مي‌خواهم بگويم، دلم از اين روزها مي‌خواهد، روزي که همه پاي تلويزيون يا کنار راديو نشسته بودند و با هم يک خبر شاد کننده دسته‌جمعي را شنيدند، خبري که مي‌گفت خرمشهر، شهر خون و قيام آزاد شد. بعد حالا وقتي فيلمي درباره خرمشهر مي‌بينند، مي‌گويند يادت هست آن‌موقع ما فلان محله بوديم، همه توي محل چه‌قدر خوشحال بودند، مسجد محل چراغاني شد، فلاني شيريني پخش مي‌کرد و... بعد هي از اين‌جور خاطرات نديده براي‌ما تعريف مي‌کنند و ما هي حسرتش را مي‌خوريم. هي مي‌شنويم که خواهرمان همان سالي به دنيا آمده که خرمشهر آزاد شد و برادرمان سالي که آزاده‌ها برگشتند و دختر خاله‌مان موقع فلان عمليات. ما هم دوست داريم از اين خاطرات جمعي شادانه داشته باشيم.

خاطره داشتن همه‌اش به اتفاق نيست، به شکل دادن هم هست، بايد به اين هم فکر کنيم که نسل قبل از ما آدم‌هاي اهل دلي بودند، آدم‌هايي اهل خاطره ساختن، آن‌هم خاطرات اساسي و تأثير گذار بودند. بعضي از اين آدم‌ها، هر کدام‌شان به اندازه يک قهرمان براي آن خاطره زحمت کشيدند تا به وجود آمد. توي همان روزهايي که بعضي از ما به دنيا آمديم، يک نفر از اين خاطره‌سازها داشته مي‌جنگيده، يکي‌شان داشته تربيت مي‌کرده، يکي‌شان حمايت مي کرده، يکي ديگر عکس مي‌گرفته، آن يکي مي‌نوشته و ثبت مي‌کرده، خلاصه اين‌که هر کدام از آدم‌هاي نسل قبل براي به وجود آمدن و ماندگار شدن اين خاطره کلي زحمت کشيده، حالا ما مانده‌ايم با خاطرات زيبايي که از آن‌ها باقي مانده، نوشته‌ها، عکس‌ها، فيلم‌ها و آثاري که دلم‌مان مي‌خواسته ما هم توي آن‌ها باشيم، يا حداقل در آن نقش کوچکي داشته باشيم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧