مرجعي براي ثبت زندگي مجردي وجود ندارد
گفت‌و‌گوي کاغذي جيم با يک مسئول حوزه جوانان

مرجعي براي ثبت زندگي مجردي وجود ندارد

نویسنده : فاطمه آستاني

حوزه جوانان از آن دست حوزه‌هايي است که هنگام «سخنراني»، مقام و مسئول و متصدي و آقابالاسر زياد دارد اما هر گاه صحبت از «پيگيري مشکلات» درباره اين حوزه مي‌شود، جوانان همچون توپي بين مسئولان پاس کاري مي‌شوند. کارشان، ازدواج‌شان، درس‌شان، ورزش‌شان، تفريح‌شان و هر چيزشان را بايد از چند دستگاه و چند مسئول جويا شد، براي اين‌که بدانيم مسئولان چقدر دغدغه رواج زندگي‌هاي مجردي جوانان را دارند و چقدر اين نوع زندگي را مي‌شناسند و اصلا چه کرده‌اند براي آن، تلاش کرديم با «سرپرست معاونت امور جوانان اداره کل ورزش و جوانان خراسان رضوي» گفت و گو کنيم. اما به سبب مشغله و گرفتاري وي، قرار شد سوالات‌مان را مکتوب بفرستيم و مکتوب هم پاسخ بگيريم. در ادامه بخشي از گفت و گوي کتبي جيم با «سيد هادي طالبيان» را آورده‌ايم، هر چند در عالم رسانه گپ و گفت‌هاي کاغذي معمولا خيلي دندان‌گير نيستند به خصوص اين‌که در اين گفت و گو پاسخ برخي سوالات هم به روشني داده نشده است:

 

تاکنون تحقيقي انجام شده که بدانيم حدودا چند درصد جوانان زندگي مجردي دارند؟

 

براي طلاق، ازدواج، تولد، فوت و برخي از موارد ديگر، نهادهاي قانوني ثبت و کنترل داريم، من مرجعي را سراغ ندارم که موضوع مورد سؤال شما را ثبت کند. به يقين آمار تقريبي و حاصل تعميم‌هاي نمونه‌اي مد نظر است که شمار آن نبايد بالا باشد.

 

(فکر مي‌کرديم حداقل در سرشماري‌هاي عمومي نفوس و مسکن آماري از جواناني که مجردي زندگي مي‌کنند وجود داشته باشد!)

 

به عقيده شما، دليل اصلي تمايل برخي جوانان به زندگي مجردي چيست؟ شکاف عاطفي در خانواده، مشکلات اقتصادي، فرار از مسئوليت‌پذيري يا ...

 

آيا ما مي‌توانيم در مواجهه با پديده‌هاي اجتماعي هميشه يک روي سکه را ببينيم، مثلا امير مؤمنان(ع) مي‌فرمايند علم حاصل نمي‌شود مگر در تنهايي و گرسنگي، پس خلوت‌گزيني در بازه زماني و براي هدفي متعالي هميشه امري مذموم نيست بلکه گاه خط‌مشي کارآمد براي طي فرآيند رشد فردي و اجتماعي است البته در روي ديگر اگر اين انتخاب را بدون محوريت و مديريت خانواده در نظر داريد و نگاهي به آسيب‌هاي اجتماعي داريد بايد به ضعف ساختاري آن خانواده در ارتباط مؤثر با فرزند توجه کرد.

 

(اين مقام مسئول توضيح بيشتري درباره دليل تمايل برخي جوانان به زندگي مجردي نداده است.)

 

اصلا بايد از موضوع رواج زندگي مجردي جوانان هراسيد؟ اين نوع زندگي چه تبعاتي براي فرد و جامعه مي‌تواند داشته باشد؟

 

پاسخ به اين سؤال را بايد در ميدان استاندارد آن دنبال کرد، مثلا اگر شما تحقيقي انجام مي‌دهيد و رابطه معناداري بين شروع و استمرار زماني نامناسب زندگي مجردي و تبعات آن به زندگي مشترک هم‌چنين افزايش آسيب‌هاي اجتماعي مي‌بينيد، مهم‌ترين سازه‌اي که مي‌توان از آن به عنوان بهره‌ورترين عامل در رشد فردي و اجتماعي ياد کرد نهاد خانواده است، ساحل آرامشي که جايگزيني نمي‌توان براي آن پيدا کرد. بله بايد تحليل عاملي مناسبي کرد و خط‌مشي‌هايي 4 گانه را براي مواجهه منطقي با اين پديده ناميمون آغاز کرد. پديده‌اي که مي‌تواند در صورت نبود مديريت به تمامي بخش‌هاي جامعه صدمات جبران‌ناپذيري بزند.

 

(البته در پاسخ اين مسئول توضيحي درباره اين‌که خط‌مشي‌هاي 4 گانه چيست، داده نشده است.)

 

مي‌شود گفت خو گرفتن به زندگي مجردي آمار ازدواج جوانان را کاهش مي‌دهد؟

 

در بسياري موارد علي‌الخصوص در حوزه‌ دختران، فرد تمايل بسيار زيادي به بازگشت به زندگي سالم دارد، اما شرايط طوري رقم خورده که اين بازگشت بسيار سخت است. با اين نگاه که اجتماع به راحتي نمي‌تواند فرد را پذيرش کند، البته اين را اجتماع بايد خوب بداند که پذيرش مديريت شده از پذيرش نکردن بسيار مفيدتر است. خانواده نيز اين را بايد خوب درک کند که دختر و پسر در هر شرايطي فرزند آن‌ها است وخودشان در اين آسيب‌ديدگي بسيار مؤثر بوده‌اند.

 

(البته ما در اين گزارش به تبعات زندگي مجردي جوانان اشاره کرديم که اين مسئله با موضوع «فرار از خانه» کاملا متفاوت است .در شماره هاي بعد به صورت مفصل به اين موضوع نيز خواهيم پرداخت.)

نظرات کاربران
کد امنیتی