ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده :

چون عمر به‌سر رسد چه بغداد و چه بلخ

پیمانه چو پر شود چه شيرين و چه تلخ

خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی

از سلخ به ‌غره آید از غره به‌ سلخ

خیام 

 

در آیینه/ دار و ندار خویش را مرور میکنم/ این خاک تیره این زمین/ پاپوش پای خسته‌ام/ این سقف کوتاه آسمان/ سرپوش چشم بسته‌ام/ اما خدای دل/ در آخرین سفر/ در آیینه به جز دو بیکرانه کران/ به جز زمین و آسمان/ چیزی نمانده است/ گم گشته‌ام، کجا؟ / ندیده‌ای مرا؟

حسین پناهی

 

روی سینه‌ات

دست‌ها را گره زده‌ای

پاها را تا کرده‌ای

زیر این تنه سنگی

بودایی میکنی که چه؟

سید قاسم رفعت حسینی

 

هر که باز آید ز در، پندارم اوست

تشنه مسکین آب پندارد سراب

سعدی

 

چند صبح آیم و از خاک درت شام روم؟ 

 از سر کوی تو خود کام به ناکام روم؟

صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم؟ 

 از پی‌ات آیم و با من نشوی رام روم؟

وحشی بافقی

 

مثل کبریت کشیدن در باد

زندگی دشوار است 

من خلاف جهت آب شنا کردن را 

مثل یک معجزه باور دارم

آخرین دانه کبریتم را

می‌کشم در این باد 

هرچه باداباد!

سهراب سپهری

 

برگشتنت همان قدر محال است

که خیال می‌کردم رفتنت... 

سارا شاهدی 

 

سجاده‌ام كجاست؟ 

مي‌خواهم از هميشه اين اضطراب برخيزم 

اين دل گرفتگي مداوم شايد 

تأثير سايه من است 

كه اين سان گستاخ و سنگوار 

بين خدا و دلم ايستاده‌ام

سجاده‌ام كجاست؟ 

سلمان هراتی

 

شمع، گیرم که پس از کشتن پروانه گریست 

قاتل از گریه بیجا گنهش پاک نشد 

صابر همدانی

 

خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیم

به فکر صید دگر باشد و شکار دگر

وحشی بافقی

 

امروز در سرای دلم یادگار توست

آن داغ دل که دوش در آن جا گذاشتی

ابوالقاسم حالت

نظرات کاربران
کد امنیتی